تبليغاتX
gooleroz
نزدیکی و ارتباط با خانواده همسر در نگاه اول و در بدو ازدواج شاید به نظر ترسناک و مشکل بیاید. در اینجا بعضی از نکات اصلی را از زبان باب و شری استراتف روانشناسان معروف برای اینکه سرلوحه خود در ارتباط با آنها قرار دهید بیان می کنیم:

¤. احترام
اگر حتی فکر‌ می‌کنید آنها سزاواز احترام نیستند ، در هر حالتی به آنها احترام بگذارید.

¤. وفاداری
این خیلی طبیعی است که همسر شما نسبت به خانواده اش احساس وفاداری داشته باشد. شما با این کار هرگز در درجه دوم قرار نمی‌گیرید.



¤. انتقاد
اگر ماجرایی برایتان اتفاق افتاد به خودشان انتقاد نکنید . و اگر همسزتان (زن یا مرد) انتقادی از آنها ‌ می‌کند فقط گوش دهید و جبهه نگیرید. این یکی به دو کردن‌ها‌ می‌تواند مشکلات بیشتری را درست کند.

¤. ریشه‌ها
خاستگاه همسرتان را کشف کنید ببینید در چه خانواده ای و با چه نوع ساختاری بزرگ شده است .بهتر است این مساله قبل از ازدواج صورت گیرد .

¤. احساسات
خودتان سعی کنید قبل از سوالات او خود و احساساتتان و نوع نگرش خانواده تان را برای همسر (شریک ؛ نامزد ) بگویید و اگر انتقادی ازیک روش تربیتی دارید بیان کنید.

¤. علاج کردن
اگر مشکلی با خانواده‌تان دارید و این قضیه روی شما و زندگی‌تان تاثیر گذاشته اول آنرا حل کنید و هرگز وارد زندگی زناشویی‌تان نکنید.

¤. نه گفتن
درک کنید که چه مقدار رابطه با خانواده خودتان لازم است و از آن بیشتر به زندگی‌تان لطمه‌ می‌زند . یک کلمه رمز مثل (نه) داشته باشید وقتی که احساس کردید دیگر این ملاقات کافی است آنرا بکار ببرید.

¤. مراقب بودن
راجع به سلامتی و اوضاع اقتصادی آنها در محافلتان پرس و جو کنید . سعی کنید آنچه را از نظر مراقبت روحی و موقعیتی نمی‌توانند به دست آورند تا حد امکان فراهم کنید. چرا که روزی شما نیاز‌هایی خواهید داشت.

¤. مرز نگه دارید
مرز‌هایی برای روابط‌تان تعیین کنید . مثلا روزهای تعطیل . آخر هفته‌ها . مسایل مالی . ملاقات‌ها . تنهایی...

¤. تقدم
همیشه اول زندگی مشترک را راس هرم قرار دهید .



+ نوشته شده توسط nazanin در 2009/10/4 و ساعت 19:11 |
http://www.vatandar.com/amuzesh/bardari/index_files/image001.jpg

عوارض ناشي از بارداري و زايمان، علت مرگ حدود نيم ميليون مادر در سال است و اين موضوع خود بر مرگ حداقل 5/1 ميليون نوزاد در هفته اول زندگي و 4/1 ميليون مرده زايي تاثير دارد. فشار ناشي از هزينه هاي اجتماعي و اقتصادي اين مرگ ها و معلوليت ها بر خانواده ها، جوامع و كشور ها بسيار سنگين است. هدف برنامه مراقبت از مادران در كشور هاي مختلف، به ثمر رساندن يك دوره حاملگي و بهبود وضعيت سلامت مادر ونوزاد است.

مشاوره قبل از بارداري

قبل از بارداري والدين بايد آمادگي لازم رادر اين مورد كسب نمايند. با مشاوره قبل از بارداري مي توان وجود بيماري يا عوامل نا مساعد براي سلامت جنين را بررسي كرد و احتمال داشتن كودك ناسالم را به مادر و پدر يادآوري نمود. در برخي از موارد با استفاده از روش هاي درماني مي توان پيدايش برخي ناهنجاري هاي مادرزادي كودك را به حداقل رساند. مثلاً پيشگيري از عوارض سرخجه در جنين با تزريق واكسن سرخجه قبل از بارداري و سا استفاده از اسيد فوليك توسط مادر قبل و اوايل بارداري براي كاهش عوارض سيستم عصبي در نوزاد و پيشگيري از نا هنجاري هاي حاصل از بيماري قند در جنين از طريق كنترل قند خون مادر مبتلا به اين بيماري در مدت بارداري، تشخيص و درمان بيماري خاص مادر كه اثر نامطلوب بر بارداري دارد و يا بيماري هايي كه در اثر بارداري شديد مي شوند ( ديابت، بيماري قلبي مادر و ...) باعث نتيجه خوب باداري و مادر و كودك سالم مي گردد. در مشاوره قبل از بارداري به مشكلات وراثتي و مصون سازي نيز توجه عمده مي شود.

سن مناسب براي بارداري

بارداري زن در سنين پايين از 18 سال و بالاتر از 35 سال صلاح نيست . تحقيقات انجام شده نشان مي دهد كه در بارداري هاي زير 18 سال و بعد از 35 سال مشكلات و عوارض جدي براي كودك و مادر ممكن است به وجود آيد.

فاصله ي دو بارداري نيز بهتر است از 3 سال كمتر نباشد چرا كه باعث ضعيف شدن مادر خواهد شد.

بهداشت و مراقبت هاي دوران بارداري

تشخيص حاملگي

تشخيص حاملگي متكي به نشانه ها و علايم خاصي است كه با معاينات باليني و نتايج تست هاي آزمايشگاهي مشخص مي گردد.

نشانه ها و علايم حاملگي را مي توان به سه دسته تقسيم كرد.

1.فرضي(حدسي): تهوع همراه با استفراغ يا بدون آن، خستگي، احساس حركات جنين، اختلالات در ادراركردن، قطع قاعدگي، تغييرات پستان ها، تغيير مخاط واژن، افزايش رنگدانه هاي پوست و ظهور خطوط شكمي

2.علايم احتمالي: بزرگي شكم، تغيير در اندازه، شكل و قوام رحم، تغيير در دهانه رحم، انقباضات رحمي، حالت غوطه وري جنين در مايع آمنيوتيك، لمس جنين از روي شكم، آزمايشات هورموني بارداري

3.علايم قطعي(مثبت): تشخيص فعاليت قلب جنين، احساس حركات جنين، تشخيص جنين با سونوگرافي، تشخيص جنين با راديوگرافي

زمان معاينات در حاملگي

معمولاً خانم ها بلافاصله پس از قطع يا تاخير در قاعدگي بايد به كاركنان بهداشتي مراجعه كنند. افرادي كه پيش از بارداري تحت مراقبت بوده اند حداكثر زمان مناسب جهت اولين ويزيت هفته 6 تا 8 حاملگي مي باسد ( از اولين روز قاعدگي). زمان مراجعهات بعدي به شرح ذيل است:

تا هفته 28 (ماه هفتم) بارداري هر ماه يك بار

هفته 36-28 (ماه هشتم) بارداري 2 هفته يك بار

هفته 36 تا 40(ماه نهم) بارداري هفته اي يك بار

تغيير دوران بارداري

بين وزن پيش از بارداري و افزايش بارداري با وزن موقع تولد نوزاد رابطه وجود دارد.

مقدار طبيعي افزايش وزن در كل دوران بارداري در زنان با وزن ايده آل بطور متوسط 11 تا 12 كيلوگرم است. در يك زن حامله حدود 300 كيلو كالري در روز انرژي بيشتر مورد نياز است. استفاده از تمام گروههاي غذايي مثل شير و لبنيات، گوشت، حبوبات و تخم مرغ، نان و غلات، ميوه جات و سبزيجات تازه در رژيم غذايي زن باردار و نيز استفاده از آهن تكميلي از شروع سه ماهه ي دوم حاملگي به بعد توصيه مي شود. اندازه گيري مرتب و دوره اي وزن در دوران بارداري اهميت زيادي دارد.

خواب و استراحت

يك خانم حامله حداقل 8 ساعت خواب در شب و 1 تا 3 ساعت خواب در روز نيازمند است وبهتر است در طول روز چند بار استراحت داشته باشد.

كار و فعاليت

در دوران بارداري لازم نيست كه مادر فعاليت هاي خود را محدود نمايد ولي فعاليت او بايد در حدي باشد كه سبب خستگي و آسيب به خودش يا جنين نگردد.

مسافرت

مسافرت در زنان سالم باردار ضرري ندارد. بهتر است از مسافرت هاي طولاني در سه ماهه اول حاملگي و در سه ماه آخر خصوصاً در كساني كه سابقه سقط يا زايمان زودرس دارند، خودداري شود. توصيه مي شود در بين راه زن حامله حداقل هر دو ساعت يك بار استراحت كند و كمي قدم بزند.

استحمام

حمام كردن در حاملگي با زمان هاي ديگر چندان متفاوت نيست. بهتر است از آب ولرم استفاده نمون و طول حمام كردن نيز كوتاه باشد. محدوديتي براي استحمام در دوران بارداري وجود ندارد ولي با توجه به سنگين شدن مادر در سه ماهه آخر حاملگي و احتمال به هم خوردن تعادلش در حمام، بهتر است مراقبت هاي لازم در اين مورد به عمل آيد. استفاده از سونا يا بخار زياد و وان بخصوص در ماه هاي آخر مناسب نيست.

لباس و كفش

لباس هاي مورد استفاده در دوران حاملگي بايد آزاد و راحت باشد. بايد از بستن كمربند و جوراب خودداري شود، چون مانع جريان طبيعي خون شده ممكن است ايجاد واريس يا ورم پاها نمايد. استفاده از سينه بند راحت به ويژه در ماه هاي آخر بارداري توصيه مي شود چون سنگيني پستان ها باعث ناراحتي و افتادگي آن مي شود.

بهتر است در دوران حاملگي از كفش داراي پاشنه مناسب استفاده شود تا تعادل بدن حفظ شود و از كمر درد و پا درد جلوگيري به عمل آيد.

استفاده از هواي آزاد

زن باردار بايد روزانه حداقل يك تا دو ساعت در هواي آزاد پياده روي كند چون يكي از راه هاي به دست آوردن ويتامين"د" كه براي جنين ضروري است استفاده از آفتاب است. با تابش مستقيم آفتاب به پوست ويتامين " د" ايجاد مي گردد. اين كار در هواي گرم و سوزان آفتاب سوزان براي كساني كه پوست حساس دارند، صلاح نيست.

ورزش

محدود كردن ورزش در حاملگي لازم نيست به شرط اينكه ورزش باعث خستگي يا آسيب ديدگي زن حامله يا جنين نشود. تمرينات ورزشي در دوران بارداري باعث هماهنگي بيشتر عضلات مي شود، گردش خون در دست ها و پاها را افزايش مي دهد و برگشت بدن به حالت اوليه بعد از زايمان را تسريع مي كند.

احساس خستگي يك علامت هشدار دهنده در دوران بارداري است. تمرينات شديد نيز ايجاد خستگي مي كنند. بنابراين خانم هاي باردار بايد آماده باشند در زمان خستگي، درد و گرفتگي عضلاني، فعاليت هاي ورزشي را سريعاً متوقف كنند و در صورت مشاهده علايم خونريزي حتماً به پزشك مراجعه نمايند.

دهان و دندان

معاينه دندان ها بايد قسمتي از معاينه عمومي مراقبت هاي بارداري باشد. لازم است در طول دوران حاملگي ضمن استفاده از برنامه غذايي مناسب ( مقدار مصرف كافي شير، ماستة پنير، سبزيجات و ديگر مواد غذايي) نظافت و بهداشت دهان و دندان بيشتر از قبل رعايت شود.

دارو و عكسبرداري

استفاده از داروها در دوران بارداري خصوصاً در سه ماهه اول بدون تجويز پزشك ممنوع است. مصرف غير مجاز بعضي از داروها سبب ناهنجاري و نقص عضو در جنين مي گردد. عكسبرداري از قسمت هاي داخلي در دوران حاملگي مگر با اجازه پزشك ممنوع است.

دخانيات

بهتر است در دوران بارداري از استعمال هر نوع دخانيات خودداري گردد و چنانچه ترك آن غير ممكن است بايد از مقدار آن كاسته شود.

وزن نوزادان متولد شده از زنان سيگاري كمتر از وزن نوزاد ساير زنان است.

اجابت مزاج

مصرف مايعات، سبزيجات، ورزش، داروهاي ملين ضعيف در بارداري باعث تسهيل اجابت مزاج خواهد شد.

واكسيناسيون

در دوران بارداري واكسن هاي ويروسي زنده(سرخجه، سرخك، اوريون) ممنوع است. انجام واكسيناسيون كزاز در دوران بارداري در صورت عدم مصونيت مادر صورت مي پذيرد.

آميزش جنسي

آميزش جنسي به صورت معمول در شرايط طبيعي بلامانع است اما بهتر است در ماه آخر از نزديكي امتناع شود. در موارد پارگي زودرس كيسه آب، تهديد به سقط، جفت سرراهي نيز نزديكي نبايد صورت گيرد. وضعيت آميزش جنسي در بارداري بايد به نحوي باشد كه به شكم زن فشار وارد نيايد.

عوارض شايع دوران بارداري

شايع ترين عوارض دوران بارداري عبارتند از: تهوع و استفراغ، كمردرد، ايجاد خطوط روي شكم، واريس، هموروئيد( بواسير) سوزش پشت جناغ سينه، خاك خوري، خستگي و ... كه در صورت بروز هر يك طي مشورت با پزشك يا ماما توصيه هاي بهداشتي و درماني متناسب با آن انجام خواهد شد.

+ نوشته شده توسط nazanin در 2008/11/17 و ساعت 3:18 |
http://gfx.aftonbladet.se/multimedia/dynamic/00406/rygg2_406612b.jpghttp://wwwc.aftonbladet.se/halsa/0011/11/ettatjej.jpg





كمر درد، یكی از شایع ترین علل مراجعه بیماران به مطب ها و كلینیك های پزشكی و بعد از سر درد دومین علت مراجعه به متخصصان مغز و اعصاب است.یك شهروند بجنوردی در این باره می گوید: من مدت زیادی از كمر درد رنج می بردم ولی با پیاده روی و شنای منظم بسیاری از مشكلاتم رفع شده است. كمر درد، یكی از شایع ترین علل مراجعه بیماران به مطب ها و كلینیك های پزشكی و بعد از سر درد دومین علت مراجعه به متخصصان مغز و اعصاب است.یك شهروند بجنوردی در این باره می گوید: من مدت زیادی از كمر درد رنج می بردم ولی با پیاده روی و شنای منظم بسیاری از مشكلاتم رفع شده است. مرجان شهریاری می افزاید: اكنون استفاده از مسكن ها و داروهای كاهنده درد كمر را با دستور پزشك كنار گذاشته و كمر دردم را با فعالیت های ورزشی ساده تسكین داده ام.علیرضا مقیمی هم عنوان می كند: با وجود رعایت دستور پزشك و استراحت مطلق هنوز هم درد كمر مرا رنج می دهد و زندگی عادی من مختل شده است.وی ادامه می دهد: به دلیل استراحت طولانی مدت در منزل به افسردگی و ناراحتی های روحی نیز دچار شده ام. یك پزشك متخصص بیماری های مغز و اعصاب در این باره می گوید: بیش از ۸۰ درصد افراد جامعه در طول زندگی خود كمر درد را تجربه می كنند و این افراد در سنین ۳۰ تا ۵۰ سالگی بیشتر از سنین دیگر به كمر درد مبتلا می شوند و زنان و مردان به نسبت مساوی از این عارضه رنج می برند.دكتر محسن آقایی حكاك می افزاید: زندگی ماشینی، تحرك كم و ورزش نكردن در سال های اخیر شیوع كمر درد را در بین افراد جامعه افزایش داده است.به گفته وی ستون فقرات بخشی از سیستم اسكلتی بدن است كه از ۷ مهره گردن، ۱۲ مهره پشتی، ۵ مهره كمری و استخوان های خاجی و دنبالچه ای تشكیل شده است. وی یادآور می شود: یكی از وظایف ستون فقرات، حفاظت از نخاع و ریشه های عصبی نخاعی است و ریشه های عصبی كه وظیفه انتقال پیام های عصبی را بر عهده دارند، از نخاع جدا می شوند و با عبور از سوراخ های بین مهره ای به ارگان های مختلف می روند.وی می افزاید: حد فاصل مهره ها ماده ژله مانندی به نام دیسك وجود دارد كه نقش ضربه گیر را دارد و به حفاظت و تحرك مهره ها كمك می كند.وی اظهار می دارد: قسمت تحتانی ستون فقرات در ناحیه كمر به علت این كه وزن بیشتری را تحمل می كند و تحرك زیادی دارد، در معرض بیشترین آسیب ها قرار می گیرد.به گفته وی در این ناحیه عضلات و رباط های زیادی وجود دارند كه به ستون فقرات متصلند و باعث استحكام و تسهیل حركات این ناحیه می شوند.وی تصریح می كند: به دلیل پیچیدگی ساختمان ستون فقرات كمری، تحرك بیش از اندازه، عبور ریشه های عصبی از سوراخ های بین مهره ای و ... ستون فقرات كمری یكی از مستعدترین نقاط بدن برای ایجاد درد است.دكتر حكاك با اشاره به این كه كمر دردها برحسب طول مدت به ۳ نوع حاد، تحت حاد و مزمن تقسیم بندی می شوند، می گوید: به كمر دردهایی كه كمتر از ۳ هفته طول می كشند، حاد و به آن هایی كه بیش از ۱۲ هفته به طول می انجامند كمر درد مزمن اطلاق می شود. وی كشیدگی عضلات و رباط های اطراف مهره ها را شایع ترین علت كمر درد ذكر و عنوان می كند: این كشیدگی عضلانی به دلیل وارد آمدن فشار غیر طبیعی به عضلات و ستون فقرات در ناحیه كمر در پی برداشتن بار سنگین، بد نشستن یا فعالیت های شدید عضلانی ایجاد می شود و این نوع درد به طور معمول به صورت حاد شروع و طی چند روز تا یكی دو هفته برطرف می شود. این درد محدود به ناحیه كمر است و حالت انتشاری به پاها ندارد.وی به یكی دیگر از علل كمر درد یعنی آسیب دیسك اشاره می كند و می افزاید: پارگی و بیرون زدگی دیسك های بین مهره ای هم از علل كمر درد به شمار می رود و باعث وارد آمدن فشار به ریشه های عصبی و دردهای سیاتیكی می شود كه با انتشار درد به اندام تحتانی و زیر زانوها همراه است. در این حالت گاهی احساس مور مور شدن و بی حسی در پاها ظاهر و در موارد شدیدتر منجر به ضعف عضلانی و اختلالات اسفنکتری می شود.دكتر حكاك تنگی كانال نخاعی و آرتروز ستون فقرات را شایع ترین علت كمر دردهای مزمن می داند و تصریح می كند: این نوع كمر درد در افراد مسن مشاهده می شود و درد خاصیت انتشار را به اندام تحتانی دارد و با راه رفتن و ایستادن تشدید و منجر به خواب رفتگی اندام ها می شود.به گفته وی در این شرایط برخلاف دیسك های كمری، علائم ۲ طرفه است و ضربه ها، شكستگی های مهره ای، عفونت ستون فقرات ناشی از سل، تب مالت، بیماری های التهابی نظیر روماتیسم و پوكی استخوان و اختلالات مادرزادی ستون فقرات نیز از جمله عواملی می باشند كه می توانند منجر به كمر درد مزمن شوند.وی عنوان می كند: مشكلات ارگان های شكمی مانند سنگ های ادراری، كیست های تخمدانی و عفونت های لگنی و رحمی گاهی باعث دردهای انتشاری به ستون فقرات می شود و در موارد وخیم تر و در افراد مبتلا به سرطان، گاهی تومور منجر به تهاجم به استخوان و اعصاب نخاعی می شود كه با دردهای شدید و شبانه همراه است.وی یادآور می شود: چاقی، استرس، وضعیت نامناسب بدن و كمر حین فعالیت های روزمره و مصرف سیگار می تواند در ایجاد و تداوم كمر درد نقش داشته باشد.وی تصریح می كند: تشخیص علل كمر درد با توجه به عوامل متعدد ایجاد كننده آن كار دشواری است و شرح حال دقیق از نحوه شروع علائم، معاینه بالینی، علائم همراه، سابقه فامیلی، عوامل تشدید كننده و بهبود دهنده و محل و شدت درد می تواند به افتراق تشخیص كمك كند.وی اظهار می دارد: در بررسی های تكمیلی، انجام تست های پاراكلینیك براساس نظر پزشك برای تعیین و تأیید تشخیص به كار می رود. عكس های ساده، MRI، نوار عصب عضله، اسكن استخوان، سونوگرافی و تست های خونی هر كدام در شرایط خاصی كمك كننده اند و MRI با توجه به كیفیت و وضوح تصویر و نمای سه بعدی، بیشترین و مؤثرترین نقش را در تشخیص مشكلات كمری دارد. دكتر حكاك می گوید: بیشتر كمر دردها بدون مداخله جراحی درمان می شوند و درمان های طبی و نگه دارنده منجر به بهبود كامل آن ها بدون عوارض خاص می شوند و در صورت بهبود نیافتن كمر درد پس از ۷۲ ساعت با اقدامات اولیه و مصرف مسكن های معمولی، مراجعه به پزشك متخصص برای بررسی های تكمیلی توصیه می شود.وی می افزاید: ماساژ و كمپرس سرما و گرما گاهی به تسكین درد كمك می كند و استراحت در بستر به مدت چند روز به ویژه در دیسك های حاد كمری می تواند به كاهش درد و رفع علائم تا حد زیادی كمك كند.وی تصریح می كند: استراحت طولانی مدت، به دلیل ایجاد عوارضی چون افسردگی، كاهش توان عضلانی و تضعیف عضلات كمر توصیه نمی شود و بهترین وضعیت برای استراحت در بستر، حالتی است كه بیمار به یك طرف دراز می كشد و بالش نرم و كوتاهی بین زانوهایش قرار می دهد البته خوابیدن به پشت و استفاده از بالش كوتاه زیر زانوها نیز وضعیت مناسبی است. وی ورزش و تقویت عضلات كمر و شكم را مؤثرترین روش در برگشت علائم و كاهش موارد بازگشت كمر درد می داند و عنوان می كند: ورزش های كششی عضلات كمر كه در حالت خوابیده به شكم یا پشت انجام می شود، شنا، پیاده روی و یوگا از جمله فعالیت هایی می باشند كه در درمان كمر درد به كار می روند. وی تأكید می كند: تشدید علائم به دنبال شروع فعالیت های ورزشی، موقتی و كم اهمیت است ولی در صورت تشدید قابل توجه درد یا تداوم علائم با شروع فعالیت های ورزشی، مشاوره با پزشك یا فیزیوتراپ برای تصمیم گیری درباره ادامه یا قطع ورزش توصیه می شود. وی اعلام می كند: داروهای مسكن ساده، ضد التهاب و شل كننده در برطرف كردن دردهای خفیف تا متوسط، كم كردن التهاب، سفتی و تورم كمر مؤثرند ولی از مسكن های مخدر به علت خطر وابستگی و ایجاد تداوم درد به ویژه در كمر دردهای مزمن نباید استفاده كرد.دكتر حكاك می گوید: بیمارانی كه با روش های مذکور به نتیجه مطلوب نمی رسند می توانند از راه طب سوزنی، تزریق استروئیدهای موضعی و بی حس كننده ها، اولتراسوند و تحریك الكتریكی عصب از طریق پوست به تسكین درد كمر خود كمك كنند.وی می افزاید: با توجه به این كه روش های جراحی و تهاجمی همواره موفقیت آمیز نیستند و ممكن است با عوارض دائمی همراه شوند، جراحی در بیشتر موارد به عنوان آخرین راه درمانی در نظر گرفته می شود.وی با بیان این كه رعایت نكات اصولی در زندگی روزمره می تواند در كم كردن شیوع كمر درد و بهبود آن تأثیر به سزایی داشته باشد، عنوان می كند: قبل از انجام فعالیت های ورزشی و كارهای سنگین، به طور حتم حركات كششی را انجام دهید و برای خوابیدن از تشك های سفت استفاده و از خوابیدن روی تشك نرم و فنردار پرهیز كنید. از كفش های راحت با پاشنه كوتاه استفاده كنید و موقع نشستن، ایستادن و برداشتن اشیاء حالت خمیده نداشته باشید چون هر چه انحنای ستون فقرات كمتر باشد تحمل فشار برای كمر راحت تر است.وی یادآور می شود: از برداشتن اشیای سنگین خودداری كنید و در شرایطی كه مجبور به انجام آن می باشید بهتر است بنشینید و زانوها را به شكم نزدیك و تا جایی كه امكان دارد اشیا را به بدن نزدیك و سپس آن را بلند كنید و هنگام بلند كردن اشیا به هیچ وجه به طرفین نچرخید.وی توصیه می كند: از نشستن طولانی مدت در یك موقعیت ثابت پرهیز كنید و هر نیم ساعت یك بار در محل كار خود راه بروید و ورزش های كششی انجام دهید. اگر مجبورید مدت طولانی روی صندلی بنشینید، بهتر است پاهای خود را روی یك تخته چوبی قرار دهید و از یك بالش كوچك در ناحیه پشت كمر استفاده كنید.وی اظهار می دارد: هنگام ایستادن طولانی مدت باید لاله گوش، شانه ها و ران ها در یك راستا قرار بگیرند. از غوز كردن پرهیز و هر چند دقیقه یك بار وزنتان را به یكی از پاها منتقل كنید. دكتر حكاك به اهمیت رژیم غذایی برای كاهش وزن اشاره می كند و می گوید: سعی كنید بارژیم غذایی مناسب، وزنتان را كاهش دهید و از غذاهای سرشار از كلسیم، فسفر و ویتامین D برای تقویت رشد و جلوگیری از پوكی استخوان استفاده كنید.وی می افزاید: كشیدن سیگار منجر به كاهش جریان خون در ستون فقرات و آسیب و تضعیف دیسك های بین مهره ای می شود بنابراین به طور جدی از كشیدن سیگار پرهیز كنید. وی به كودكان و دانش آموزان توصیه می كند که در صورت امکان از كیف های سبك استفاده كنند و از حمل بار و كتاب های اضافی به شدت خودداری و سعی كنند از كوله پشتی هایی استفاده كنند كه فشار را به صورت ۲ طرفه و قرینه به ستون فقرات منتقل می کنند.
+ نوشته شده توسط nazanin در 2008/10/17 و ساعت 2:14 |



برخلاف واکنش های حساسیت غذایی که سیستم ایمنی را درگیر میکنند عدم تحمل غیر آلرژیکی به غذا، دلایل دارویی، فیزیولوژیکی متابولیکی و سمی دارد. عوامل ایجاد این واکنشها متفاوتند؛ گر چه نشانه های مربوطه اغلب مشابهند و ممکن است پزشکی و بیمار را سردرگم نمایند، عدم تحمل غذایی ممکن است به مرور پیشرفت کند و نوعا به غذاهایی که به طور مرتب در برنامه ی غذایی فرد استفاده میگردد کشیده میشود.

علائم:
عدم تحمل دارویی به مواد خاص ممکن است باعث برافروختگی صورت، افت فشار خون و راش های پوستی شود. برای مثال پروتئین تیرامین موجود در پنیر و شراب قرمز میتوانند میگرن را تحریک کند و نیز گلوتامات مونوسدیم در بعضی افراد برافروختگی صورت، سردرد و دردهای شکمی ایجاد میکند. عوامل متابولیکی نظیر عدم تحمل نسبت به لاکتوز (قند شیر) ممکن است به شکل انقباضات دردناک شکمی و اسهال مزمن بروز نمایند. واکنش های مسمومیت نسبت به مواد شیمیایی مثل افزودنی های غذایی میتواند باعث اسهال و استفراغ شود. برخی از غذاها ممکن است به بیماری کرون و نیز سندرم تحریک روده، سرطان دهان، آماس و حتی آرتریت روماتوئید ارتباط یابند.

درمان مرسوم:
دکتر میتواند شخص مبتلا به عدم تحمل غذایی را به کارشناس غذایی معرفی کند و تا وی محدودیت های کنترل شده ای را در رژیم غذایی بیمار اعمال کند و آنگاه رژیم مغزی پایداری را برای او تجویز نماید.

غذاهای مفید:
رعایت یک رژیم متعادل که همه ی مواد غذایی لازم شما را با توجه به سن و جنسیت شما، مدنظر قرار داده است، کمک کننده خواهد بود، که در آن غذاهایی که باید از برنامه ی غذایی شما حذف شوند، حتما قید شده است.
شیر سویا، فومولای شیر سویای مخصوص بچه ها و فرآورده های شیر سویا مثل پنیر و ماست، برای کسانی که نسبت به شیر گاو عدم تحمل دارندف گزینه ی مناسبی است. ضمن این که نباید در هر فرصتی از مصرف فرآورده های لبنی غنی از کلسیم غافل بود.
بوقلمون، بره، خرگوش و گوشت گاو منابع عالی تامین پروتئین هستند که امکان ایجاد عدم تحمل غذایی در مورد آنها بعید است. هویج، گل کلم و کلم بروکلی سبزیجاتی هستند که امکان ایجاد عدم تحمل غذایی در آنها اندک است.
برنج، سیب زمینی، سیب زمینی شیرین، تاپیوکو (نوعی ماده نشاسته ای)، پنیر فرما، گندم سیاه، غذاها قابل تحمل هستند که اشکال نشاسته ای کربوهیدرات های انرژی زا را برای بدن فراهم می آورند.
گلابی، هلو و اغلب میوه ها با استثناء مرکبات که زیاده از حد اسیدی هستند معمولا به خوبی تحمل میشوند.

پرهیز غذایی:
عدم تحمل غیرآلرژیک در هر فردی خاص خود اوست و باید پزشک آن را بررسی کند. تنظیم یک رژیم ثابت و مغذی با مشورت کارشناس تغذیه به منظور حصول اطمینان از این که هیچ ماده غذایی خاصی با جذب غذایی معین یا گروه معینی از غذاها از برنامه ی غذایی فرد حذف نشده باشد حائز اهمیت است. کسانی که به علت فقدان آنزیم لاکتاز نسبت به این آنزیم عدم تحمل دارند باید از شیر پرهیز کنند. کسانی نیز که به دلیل فقدان آنزیم فروکتاز به عدم تحمل فروکتاز مبتلا هستند باید از میوه ها، آب میوه ها و مشتقات میوه ای پرهیز نمایند.
پنیر، اسفناج، گوجه فرنگی، سسها، ماهی کولی، ساردینها، غذاهای کنسرو شده، شراب و آبجو حاوی هیستامین هستند که موجب عدم تحمل فارماکولوژیکی (یک واکنش زیان بار غیر آلرژیکی درافراد مستعد) میشود. این مواد میتوانند پوست، رگهای خونی و برونشیولها را درگیر کند و باعث کهیر، دشواری بلع، میگرن و صدای تنفس میگردند.
پنیر، شراب، آبجو، مخمر آبجو، شاه ماهی، آووکادو و تمشک ها حاوی تیرامین اند که تاثیر مشابه به هیستامین دارند.
فنیتل تیل آمین موجود در شکلات نیز ممکن است تاثیر مشابهی داشته باشد. قهوه، چای، نوشابه های کولا، مسکنها و شکلات های تیره رنگ حاوی کافئین هستند که تاثیرات فارماکولوژیکی روی سیستم عصبی دارد.
مقادیر بالای مصرف کافئین میتواند باعث رعشه، تنفس سریع، عرق و طپش قلب و بیخوابی شود.
سیب زمینی سبز حاوی سولانین و چاکوئین است. این بازده میتواند باعث عدم تحمل سمی شوند و خواب آلودگی و بی حالی و دل درد، اسهال و فلج را بوجود آورند. عسل تولید شده توسط زنبور عسل که از روی گل «معین التجاری» تغذیه کرده باشند میتواند باعث عدم تحمل سمی شود و حس سوزش و کرختی در دقایقی بعد از خوردن آن نمایان گردد.
+ نوشته شده توسط nazanin در 2008/9/29 و ساعت 0:48 |


شهادت موالموحدين ، اميرالمومنين ،امام پارسايان ،جلوه حق ، امام علي (ع) بر عموم شيعيان جهان تسليت باد .


 


نام : علي


لقب : مرتضي


کنيه : ابوالحسن


نام پدر : عمران ابوطالب


نام مادر : فاطمه


تاريخ ولادت : 13 رجب ( 23 سال قبل از هجرت )


محل ولادت : مکه مکرمه خانه خدا


مدت امامت : 30 سال


مدت عمر: 63 سال


تاريخ شهادت : 21 رمضان المبارک سال 40 قمري


علت شهادت : تحريکات قطام


نام قاطل : عبدالرحمن بن ملجم


محل دفن : نجف اشرف


 


شهادت :


در سال چهارم هجري جماعتي از خوارج در مکه جلسه اي تشکيل دادند ومسئول تمامي اختلافات موجود در جامعه را يه نفر دانستند  که قرار شد که هر سه را اعدام بنمايند که بدين منظور عبدالرحمن بن ملجم مرادي مسئوليت بشهادت رساندن امام علي (ع) را به عهده گرفت ودومي مسئوليت بهلاکت رساندن معاويه در شام را وسومي کشتن عمروبن عاص را در مصر .


عبدالرحمن بن ملجم راهي کوفه ميشود ، در کوفه با دختري بنام قطامه که دو برادرش در جنگ نهروان بدست امام علي (ع) کشته شده بود ، برخورد کرده وعاشق وي ميشود ، قطامه، مهريه خود را کشتن امام علي (ع) قرار مي دهد ، عبدالرحمن بن ملجم در سحرگاه 19 رمضان سال 40 هجري ، هنگامي که امام در محراب عشق مشغول راز ونياز بامحبوب خود بود ، با ضربت بر فرق امام ، فرق امام را ميشکافد و...  امام در لحظه اي که ضربت بر فرق مبارکش وارد شده ( با حالي که حاکي از به نتيجه رسيدن بارسنگيني را از دوش بر زمين گذاشتن وراحت شدن است ) فرياد برآورد : "فزت برب الکعبه "بخداي کعبه که رستگار شدم .


دادو فرياد ، يا علي را کشتند شروع ميشود ،ا بن ملجم که فصد فرار داشته در خارج از مسجد بوسيله مردم دستگير ميشود.


براي امام به تجويز طبيب شير مي برند ، امام ميفرمايد که بر اي ابن ملجم هم از همين شير ببريد وبه او کاري نداشته باشيد ، اگر زنده ماندم خود ميدانم واگر نه ، با همان ضربه او را قصاص کنيد .


امام در عصر روز 21 ماه رمضان سال 40 هجري بر اثر عمق زخم وزهري که وارد بدن وي بوسيله شمشير شده بود در حالي که با خداي خويش در راز ونياز ودر حال نماز بود ، جان به جان آفرين تسليم کرد .


"انا لله وانا اليه راجعون " پيکر شريفش را به نجف اشرف برده وهمان جا بخاک سپردند .


 


گذري کوتاه بر وصاياي امام علي (ع) :


از خدابترسيد وپيروان دنيا نگرديد ، هر چه در قرآن است عمل کنيد ، قبل از آنکه ديگران بر شما سبقت بگيرند .


وضو را ساداب بگير .


خدا را در قرآن بنگريد .


خدا را در نماز که ستون دين است بنگريد .


خدا را روزهاي رمضان شاهد گيريد که روزه سپر آتش است .


پس از قرآن واحاديپ نبوي ، سخني بالاتر از سخنان امام علي (ع)  در دست امت نمي باشد که ... همه مرواريد است ودور از خاک وخاشاک ودر اين درياي مملو از درّ وگوهر ومرواريد عده بسياري راز مورخان سعي در جمع آوري وشرح وتوضيح سخنان امام نموده اند وليکن در اين ميان تنها سيد شريف رضي استکه توانسته اين مجموعه را بطور احسن گرد هم آورد ونام آن را نهج البلاغه ناميده است واين مجموعه را ميتوان کاملترين وموثق ترين جمع آوري دانست .


 


سخناني گوهر بار از امام علي (ع):


 


 1- سستي درجهاد


اگر امروز از خانه هايتان در مقابل دشمن دفاع نکنيد ، بعداً از کدام خانه دفاع خواهيد کرد ؟ و با کدام امامي بعد از من به جهاد خواهيد رفت ؟


 


2- حکومت :


اي مردم ، کسي به کار خلافت وحکومت سزاوارتر است که از همه مردم بر آن کار تواناتر « در امور سياسي وحل وفصل مسائل وامور خارجي » وبه امر خداوند از همه آنان داناتر باشد « از نظر حکم شرع ودين الهي -فقه » حال اگر فتنه انگيزي به فتنه گري بپردازد ، بايد نکوهش شود وخواسته شود تا به حق باز گردد. اگر خودداري نمود بايد کشته شود .


 


3- وحدت :


پس دست خدا با جماعت است ، پس دوري کنيد از اختلافات وجدائي ، زيرا آنکه از جمع مردم جدا شود شيطان براو دست يابد . چنانکه گوسفند جدا شده از گله نصيب  گرگ ميشود ، هوشيار باشيد هرکه شما را به راهي بخواند که تفرقه واختلاف در آن باشد او را بکشيد اگر چه خود من باشم .

+ نوشته شده توسط nazanin در 2008/9/19 و ساعت 18:11 |

با فرا رسیدن ماه پرفیض و برکت رمضان بازار خرما در کشورهای مسلمان رونق خاصی پیدا می کند و اگر بر هر سفره افطاری میهمان شوید بدون استثنا حتما با ظرفی خرما مواجه می شوید چرا که بر طبق سنت حضرت رسول اکرم(ص) خوردن خرما در زمان افطار برای همه مسلمانان به صورت یک عادت درآمده. این میوه خوشمزه چنان مورد توجه ایشان و ائمه ما قرار داشته که حضرت صادق(ع) می فرمودند: پیامبر خدا(ص) روزه خود را در موسم خرمای تمر با تمر افطار می کردند و در موسم خرمای رطب با رطب چرا که اگر غذایی پاکیزه تر از خرمای رطب بود خداوند آن رابه حضرت مریم(ع) می خوراند و همچنین امیرمومنان علی(ع) می فرمایند: خوردن خرما بر شما لازم است چونکه درماندگی (افسردگی) را می برد بدنی را که احساس سرما می کند گرم می کند و گرسنه را سیر می کند و در آن ۷۲ نوع شفاست و همچنین فرمودند: خرما هفت خصلت دارد که جبرئیل به حضرت رسول (ص) خبر دادند. بوی دهان و معده را پاک وغذا را هضم ، قوه بینایی و شنوایی را زیاد و کمر را محکم و شیطان را دیوانه و گیج می کند و انسان را به خدا نزدیک و از شیطان دور می سازد.
خرما میوه درختی به نام نخل (Palm) از تیره (Palmacece) است که نام علمی آن Phoenix است. بد نیست که بدانید خرما دارای ۷۴ درصد مواد قندی قابل جذب (ساکاروز، گلوکز) است که این مواد قندی به آسانی جذب شده و انرژی کافی را برای سوخت و ساز بدن و فعالیت تمامی سلول ها فراهم می کند. میزان چربی این موهبت الهی ۰/۹ و پروتئین و مواد معدنی مانند کلسیم، فسفر، آهن، منیزیوم، گوگرد ۱/۶۵ و ویتامین های (A- B۱-B۲-۶ B- /۲ B- C- E) است، دارای ۷۵-۲۱ آب و لعاب (موسیلاژ) که کلسیم نیاز ضروری هر فردی را تامین می کند، آهن که خونساز است و فسفر که برای فعالیت های مغز ضروری است و تشکیل دهنده مواد هورمونی است. وجود پتاسیم و منگنز در متعادل نگاه داشتن یون های بدن نقش بسزایی دارد و با داشتن ویتامین A که می تواند بر تسریع فعالیت های سلول ها کمک کند و همچنین دید چشم را به میزان زیادی بالا ببرد و همچنین ویتامین B قدرت سلول های عصبی و نیروی جسمانی را فعال می کند. خرما با طبیعت گرم میوه انرژی زایی است و سرشار از مواد حیاتی و بدین لحاظ خون ساز و تقویت کننده مغز و اعصاب و اندام های مختلف بدن بوده و کالری مورد نیاز بدن را تامین می کند.
جوشانده خرما تقویت کننده دستگاه تنفسی و درمان کننده اختلا لا ت ریوی و تسکین دهنده سرفه های حاد و مزمن است. خرما به عنوان تقویت کننده قلب و منظم کننده حرکات قلب است.
چرا که عروق مربوطه قلب را در انجام فعالیت یاری می کند. خرما می تواند آرام بخش موثری در بیماری های عصبی باشد و اختلا لا ت عصبی مغزی و نخاعی ودردهای عصبی را برطرف سازد.
جوشانده خرما درمان کننده سیاتیک، کمردرد، نرمی مفاصل و فلج است. خیسانده خرمای خشک در شیر می تواند در درمان بیماری های هورمونی موثر واقع شود. همچنین خرما تقویت کننده پوست و برطرف کننده اختلا لا ت پوستی، مو، ناخن است کشیدن گرد سوخته خرما در چشم از ریزش مژه جلوگیری می کند و ناراحتی های آلرژیکی و عفونی چشم را تحرک عضلا نی و فکری و دوران نقاهت بیماری و اختلا لا ت جسمی و روانی تامین می کند. خرما انسان را از سرطان محفوظ می سازد چرا که دارای منیزیوم است ودر تنظیم غدد مترشحه داخلی و فشار خون داروئی است چشمگیر و همچنین ویتامین های موجود در خرما قوای بینایی، بویایی، شنوایی را تقویت می سازد و در حفظ سلا مت پوست و ضمائم آن بسیار مفید است، التهابات روده به میزان زیادی با مصرف خرما کاهش می یابد.
امام صادق(ع) می فرمایند: «در خرما شفای سمومات است ودردی از آن تولید نمی شود کسی که موقع خواب هفت دانه خرما بخورد کرمهای معده اش کشته می شود. خرما دارای فوائد بسیار است بدن را گرم و فعال می سازد زمین آن را حاصلخیز می کند مولد خون غلیظ است خرمای نرسیده و ترش در جریان خون و جلوگیری از اسهال و اصلا ح لثه های دندان خیلی موثراست.»
از زیاده روی در خوردن آن پرهیز کنید چرا که زیاده روی در آن موجب پوسیدگی دندان و اختلا لا ت کبدی و پوستی می شود.

+ نوشته شده توسط nazanin در 2008/9/15 و ساعت 12:56 |


http://i6.tinypic.com/16lgp3a.jpg




خانم ها آیا می دانید که چه چیزهایی شعله جنسی آقایون را خاموش می کند؟ خیلی چیزها  البته ممکن است رفتار یا خصوصیتی که شعله جنسی یک مرد را خاموش می کند، برای مرد دیگر اینطور نباشد. بعد از انجام تحقیقات مختلف، ما به این نتایج رسیده ایم. در این مقاله لیستی 10 موردی از مهمترین چیزها و رفتارهایی که تحریک جنسی آقایون را متوقف می کند، گرد آورده ایم. خانم ها همیشه به یاد داشته باشید ممکن است همه این موارد شعله تحریک همسر شما را خاموش نکند اما در هر حال از جمله متداولترین مسائلی است که می تواند منجر به آن شود.

1. زن هایی که مثل پلیس های ترافیک عمل می کنند.

یعنی زنهایی که حین عمل جنسی از مردشان می خواهند کاری را انجام دهد. مثلاً می گویند، لباسم را آرام دربیار، حالا گردنبندمو دربیار، نه نه نه اینقدر تند، با دستت موهامو نوازش کن، و و و.... بله خیلی از خانم ها هستند که موقع سکس چنین رفتاری دارند. در تحقیقاتی که ما انجام دادیم مردها واقعاً از این رفتار متنفر بودند. البته ابراز احساستان درمورد سکس بااینکه مثل یک پلیس ترافیک دستور بدهید، خیلی فرق می کند.

2. زنهایی که در بستر، بی تحرک هستند (واکنش نمی دهند).

کاملاً واضح است که این کدام دسته از خانم ها می باشند. خیلی از زنها هستند که فقط در تختخواب دراز می کشند و بقیه کارها مسئولیتش با مرد است. قدیم عرف به این شکل بوده است اما امروز اصلاً برای هیچ مردی قابل قبول نیست. مردها دوست دارند خانمشان به آنها واکنش دهد. این مهمترین شکایتی بود که در این تحقیقات مردها از خانم هایشان داشتند.

3. زنهایی که به خودشان نمی رسند.

این مسئله بیشتر مربوط به خانم های متاهل است. خیلی از ما اینطور هستیم. بعد از ازدواج چندان به خودمان رسیدگی نمی کنیم. چند نفر از شما تا به حال این جمله به ذهنتان خطور کرده که "الان دیگر زنش هستم لازم نیست تحت تاثیرش بگذارم."؟ مطمئن باشید نظر مردها چیز دیگری است. در این تحقیقات، مردها از زنهایی که خودشان را ول کرده و دیگر رسیدگی های لازم را به خودشان نمی کنند، بدگویی می کردند. مثلاً اصلاح نکردن بدن، درست نکردن موها، پوشیدن لباسهای زیر پاره، بوی بد دهان، رسیدگی نکردن به ناخن ها و از این قبیل. پس کمی برای خودتان وقت بگذارید و همیشه خودتان را مرتب و سرحال نگه دارید.

4. زنهایی که مداوم از خودشان و بدنشان بدگویی می کنند.

باید یاد بگیرید که جسمتان را دوست داشته باشید. این شوهرتان را خیلی تحریک می کند. آنها از اینکه بخواهید مدام در مورد نواقص و اشکالاتتان غر بزنید خسته می شوند.

5. زنهایی که فقط به وضعیت مادی مرد توجه دارند.

میدانم که خیلی از شما ممکن است بگویید که این آخرین چیزی است که به ذهنتان خطور می کند. اما خیلی از زنها هم هستند که فقط به خاطر پول مرد با او همخوابه می شوند. مردها واقعاً از این رفتار متنفر هستند و مطمئناً حق هم دارند. این خیلی سنگدلانه است.

6. زنهایی که درمورد دوست پسرهای قبلیشان حرف می زنند.

این مسئله برای مردها بسیار ناراحت کننده است و آیا می توانید حق را به آنها ندهید؟ خواهشاً تاریخچه روابط خودتان را با مردهای دیگر برای خودتان نگه دارید. اگر شما هم جای او بودید، مطمئناً دوست نداشتید بایستید و او از دوست دخترهایش برایتان تعریف کند.

7. زنهایی که لباس زیر های زیبا نمی پوشند.

مردها اصلاً شبیه هم نیستند و سلیقه آنها در لباس زیر هم شبیه به هم نیست. همه چیز به سلیقه مرد شما بستگی دارد. پس با خود او در این باره صحبت کنید و ببینید او چه دوست دارد. طبق تحقیقات، لباس زیر نقش بسیار مهمی در تحریک مردها دارد.

8. زنهایی که خیلی در بستر حرف می زنند.

این مسئله کمی برای من عجیب بود چون اصلاً نمی توانم به ذهنم راه بدهم که ممکن است فکر کنید، صحبت کردن درمورد پرداخت قبض ها می تواند باعث تحریک همسرتان در تخت شود. اما خیلی افراد هستند که این رفتار را دارند و خیلی از مردها این را بعنوان یکی از مهمترین رفتارهایی که تحریک جنسی آنها را متوقف می کند، گزارش کرده اند.

9. زنهایی که تظاهر می کنند.

مطمئنم همه ما یکی دو بار هم که شده اینکار را انجام داده ایم. دربرخی از مراحل زندگی برای اینکه مردمان فکر نکند اشکالی دارد، نقش بازی کرده ایم. اما برای او بهتر است که به او حقیقت را بگویید و بگویید که فعلاً حال و حوصله سکس ندارید تا اینکه بخواهید برایش تظاهر کنید. خیلی اوقات زنها آنقدر فکر و خیال در سرشان است که نمی توانند روی آن موضوع تمرکز کنند و حوصله سکس ندارند و بنابر تحقیقات اکثر مردها می توانند این مشکل شما را بپذیرند. پس دفعه بعدی که حوصله سکس نداشتید، به جای نقش بازی کردن حقیقت را به همسرتان بگویید.

10. زنهایی که هیچوقت شروع کننده سکس نیستند.

این رفتار هم از جمله رفتارهایی است که قدیم کاملاً طبیعی بوده است. قدیم این مردها بودند که همیشه باید سکس را شروع می کردند و اولین حرکات را انجام می دادند اما در این دنیای جدید، همه چیز فرق کرده است. مردهای ما دوست دارند  که هر از گاهی هم خانمشان شروع کننده باشد. اینکار برای خیلی از خانم ها سخت است چون از آن اول تصورشان این بوده که نباید خودشان را پایین بکشند و پیشقدم شوند. اما من این اطمینان را به شما می دهم که بااینکار نه تنها خودتان را کوچک نمی کنید، بلکه همسرتان را هم به ادامه رابطه بیشتر تحریک می کنید.

همانطور که قبلاً گفتیم مردها خیلی با هم تفاوت دارند. این شما هستید که باید روحیات آنها را شناخته و ببینید کدامیک از این خصوصیات شعله تحریک جنسی آنها را خاموش می کند. در این زمینه با خود او حرف بزنید و از جوابی که ممکن است به شما بدهد اصلاً ناراحت نشوید. فقط سعی کنید که خودتان را اصلاح کرده و برای بهبود رابطه تان بکوشید.

خصوصیاتی که شعله تحریک جنسی خانم ها را خاموش می کند

اگر می خواهید همسرتان را از سکس بیزار کنید، یا او را به آن علاقه مند کنید، باید همه اینکارها را انجام دهید.

اما اگر می خواهید یک زندگی جنسی کاملاً راضی کننده و خلاق داشته باشید، پس به هیچ عنوان نباید کارهای زیر را انجام دهید.

اول اینکه، اگر می خواهید واقعاً حال و هوای یک سکس عالی را از بین ببرید، باید آن را هر هفته، شب جمعه ها ساعت 10 انجام دهید. این می تواند خیلی خسته کننده باشد.

با ایجاد برنامه برای زندگی جنسی خودتان، همه لذت و تفریح آنها را از بین می برید و آن را هم به یکی دیگر از کارهای روزمره تبدیل می کنید. درعوض باید کاری بکنید که همسرتان را به شوق بیاورید.

یک نباید دیگر برای سکس این است که فقط زمانی به همسرتان دست بزنید که می خواهید سکس داشته باشید. اگر برای ابراز احساس به همسرتان به خودتان زحمت ندهید، همسرتان خیلی زود سکس با شما را کنار خواهد گذاشت. چون دیگر برای او آشکار خواهد شد که شما او را فقط به خاطر رابطه جنسی می خواهید نه چیز دیگر.

احساس چیزی است که باید همیشه و در همه اوقات بین شما رد و بدل شود نه فقط حین رابطه جنسی. همچنین اگر همیشه به یک طریق سکس کنید، همان کارهای همیشگی و پیشنوازی های همیشگی را داشته باشید، این هم برای همسرتان خسته کننده خواهد شد.

تنوع دادن به رفتارهایتان حین سکس و اضافه کردن عنصر هیجان به زندگی جنسیتان، آتش آن را همیشه شعله ور نگه می دارد. نباید به همسرتان بگویید که چون در یک رابطه متعهدانه هستید، از او انتظار دارید که با شما سکس داشته باشد. اینکار مسلماً تحریک او را متوقف می کند. چون رابطه جنسی نباید به شکل یک اجبار و وظیفه درآید.

رابطه جنسی تجربه ای است که باید با رضایت دو طرف انجام شود. اگر بخواهید همسرتان را مجبور به سکس کنید، وقتی که به هیچ وجه تمایلی به آن ندارد، مطمئن باشید که دیگر هیچ تمایلی به سکس با شما پیدا نخواهد کرد. اگر همسرتان خسته است یا حال و حوصله ندارد، به هیچ وجه نباید او را مجبور به اینکار کنید.

یک مسئله دیگر که میل جنسی همسرتان را به کلی کور می کند، این است که بدون هیچ مقدمه سازی و پیش نوازی یک راست به سراغ بخشی از سکس بروید که بیشتر از همه به آن علاقه دارید. صادقانه باید بگویم که اینکار یکی از مهمترین رفتارهایی است که همسرتان را از سکس با شما بیزار می کند.

بهداشت ضعیف

زنها از اینکه مردشان بوی بد بدهد بیزارند. قبل از اینکه حتی فکر رفتن در رختخواب با همسرتان به ذهنتان خطور کند، باید حتماً دوش بگیرید. علاوه بر این، کارهایی مثل اصلاح صورت، زدن عطر، تمیز کردن گوش ها، و مسواک زدن دندانها نیز نباید فراموش شود. بااینکه خیلی از زنها ممکن است از بوی بدن شما خوششان بیاید اما بیش از اندازه آن هم نفرت انگیز است. بوی بد دهان، به خصوص بوی سیر یا پیاز، یکی از مهمترین دلایل متوقف شدن تحریک خانم هاست.

سست نباشید

یک حقیقت ساده درمورد سکس این است که زنها دوست دارند با مردهایی سکس داشته باشند که واقعاً مثل مردها رفتار کنند. اگر در اتاق خواب مثل اواخواهرها برخورد کنید، مطمئن باشید که هیچ کششی به شما پیدا نخواهد کرد. از جمله این رفتارها این است که از او بپرسید، آیا لذت می برد یا نه یا اینکه از انجام کارهای جدید واهمه داشته باشید.

خشونت بیش از حد

خشونت بیش از حد هم از جمله خصوصیات بدی است که می تواند کشش خانمتان را تحت تاثیر قرار دهد. اگر او تصور کند که فقط به فکر لذت خودتان هستید مطمئن باشید که هیچ لذتی از سکس با شما نخواهد برد. بااینکه زنها از مردهایی خوششان می آید که با اعتماد به نفس عمل می کنند اما نباید هیچوقت در برخورد خود با آنها بیش از حد خشونت به خرج دهید. ملایم و در عین حال محکم باشید و قبل ازاینکه هر نوع رفتار خشونت آمیز را شروع کنید، اطمینان یابید که او به آن علاقه دارد. در غیر اینصورت شعله کشش او را به کلی خاموش خواهید کرد.

رفتارهای عجله ای

بدون مقدمه رفتن سر سکس یکی از عواملی است که کشش طرف شما به رابطه جنسی کاهش می دهد. اگر شما هم یکی از آن مردهایی هستید که فکر می کنید سکس اصلاً نیازی به مقدمه و پیش نوازی ندارد، و می توانید بدون آن سریعاً به سراغ قسمتی بروید که خودتان بیشتر می خواهید، مطمئن باشید که فقط همسرتان را ناراحت خواهید کرد. پس اگر او هم خیلی در رفتارش با شما خوب نبود، دیگر گلایه نکنید چون این عمل واقعاً برای او رنج آور است. زنها برای تحریک شدن نیاز به عشق دارند و برای آنها پیش نوازی و مقدمه به همان اندازه عمل اصلی اهمیت دارد.
+ نوشته شده توسط nazanin در 2008/9/14 و ساعت 18:50 |
http://i213.photobucket.com/albums/cc7/inki_album/rosor.gif



35klthu.gif



در غروبي نشسته بودم

و در خيال رويائي شيرين بودم

سرخي غروب نشان از تاريکي ميداد

تاريکي تلخي داشت و نگاهم به آسمان بود

نوري از آسمان به سويم آمد

چشمانم يک لحظه هيچ جايي را نديد

وقتي چشمانم را باز کردم

پرنده اي زيبايي را ديدم در کنارم نشسته

بر پا يش نامه اي بسته شده بود

يک لحظه مات و حيران شدم

نامه را از پايش گرفتم و باز کردم

اين نوشته شده بود :

سلام من پرنده خوشبختي هستم

و اين نويد عاشقي ا ست

من از آسمون آمده ام براي تو

من از عشق آسموني آمده ام

مرا بپذير تا در کنا رت با شم

دستي بر سر پرنده خوشبختي کشيدم

و پرهاي نازش را با دستانم که خاکي و زميني سرد بود

نوازش کردم

انگار حس کردم دستانم سبک است

+ نوشته شده توسط nazanin در 2008/8/30 و ساعت 0:37 |
The image “http://www.justourpictures.com/roses/imgs/red%20rose%201.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.



تاثیر ساعات خواب شب در سلامتی بدن

داشتن عادات غذایی صحیح و توجه به زمان خوابیدن و استراحت برای حفظ سلامت بدن مهم است تا بتواند مواد مغذی را جذب و مواد زائد را دفع کند.
برای سالم زیستن، باید خواب راحت و آرامی داشته باشیم. به موارد زیر دقت کنید تا اهمیت خوابیدن برای شما روشن گردد:
ساعت 9 تا 11 شب: زمانی است برای از بین بردن مواد سمی و غیر ضروری که این عملیات توسط آنتی اکسیدان ها انجام می شود. در این ساعت بهتر است بدن در حال آرامش باشد. در غیر این صورت اثر منفی بر روی سلامتی خود گذاشته اید.
ساعت 11 تا 1 شب: عملیات از بین بردن مواد سمی در کبد ادامه دارد و شما باید در خواب عمیق باشید.
ساعت 1 تا 3 نیمه شب: عملیات سم زدایی در کیسه صفرا ، در طی یک خواب عمیق به طور مناسب انجام می شود.
ساعت 3 تا 5 صبح: عملیات از بین بردن مواد سمی در ریه اتفاق می افتد. بعضی مواقع دیده شده که افراد در این زمان، سرفه شدید یا عطسه می کنند.
ساعت 5 تا 7 صبح: این عملیات در روده بزرگ صورت می گیرد، لذا می توانید آن را دفع کنید.
ساعت 7 تا 9 صبح: جذب مواد مغذی صورت می گیرد، پس بهتر است صبحانه بخورید. افرادی که بیمار می باشند، بهتر است صبحانه را در ساعت 6 و 30 دقیقه میل کنند.
کسانی که می خواهند تناسب اندام داشته باشند، بهترین ساعت صرف صبحانه برای آنها، ساعت 7 و 30 دقیقه می باشد و کسانی که اصلا صبحانه نمی خورند، بهتر است عادت خود را تغییر دهند و در ساعت 9 تا 10 صبح صبحانه بخورند.
دیر خوابیدن و دیر بلند شدن از خواب، باعث می شود مواد سمی از بدن دفع نشوند.
از نصفه های شب تا ساعت 4 صبح، مغز استخوان عملیات خون سازی را انجام می دهد.
در ایام تعطیل، بسیاری افراد تا دیر وقت بیدار می مانند و بعد از اتمام تعطیلات، با خستگی به سر کار می روند، چون اعمال بدنشان دچار سردرگمی شده است و نمی داند چه باید انجام دهد.

پس همیشه، زود بخوابید و خواب آرامی داشته باشید

+ نوشته شده توسط nazanin در 2008/8/26 و ساعت 1:19 |

تساوي

 

معلم پای تخته داد ميزد
صورتش از خشم گلگون بود
و دستانش به زير پوششی از گرد پنهان بود
ولی آخر کلاسيها
لواشک بين خود تقسيم می کردند
وآن يکی در گوشه‌ای ديگر «جوانان» را ورق می زد.
برای اينکه بي خود هاي و هو می کرد و با آن شور بي ‌پايان
تساويهای جبری را نشان می‌داد
با خطی ناخوانا بروی تخته‌ای کز ظلمتی تاريک
غمگين بود
تساوی را چنين بنوشت:

« يک با يک برابر هست...»
از ميان جمع شاگردان يکی ‌برخاست
هميشه يک نفر بايد بپاخيزد.
به آرامی سخن سر داد :
تساوی اشتباهی فاحش و محض است...
نگاه بچه‌ها ناگه به يک سو خيره گشت و
معلم

مات بر جا ماند
و او پرسيد :

اگر يک فرد انسان ، واحد يک بود آيا باز
يک با يک برابر بود؟
سکوت مدهشی بود و سئوالی سخت
معلم خشمگين فرياد زد:

آری برابر بود
و او با پوزخندی گفت:
اگر يک فرد انسان واحد يک بود
آنکه زور و زر به دامن داشت بالا بود

وانکه
قلبی پاک و دستی فاقد زر داشت

پايين بود...
اگر يک فرد انسان واحد يک بود
آنکه صورت نقره گون ،

چون قرص مه مي ‌داشت

بالا بود
وآن سيه چرده که می ناليد

پايين بود....
اگر يک فرد انسان واحد يک بود
اين تساوی زير و رو می شد
حال می‌ پرسم يک اگر با يک برابر بود
نان و مال مفت خواران

از کجا آماده مي ‌گرديد؟
يا چه‌ کس ديوار چين‌ها را بنا مي ‌کرد؟
يک اگر با يک برابر بود
پس که پشتش زير بار فقر خم مي ‌گشت؟
يا که زير ضربه شلاق له مي ‌گشت؟
يک اگر با يک برابر بود
پس چه‌ کس آزادگان را در قفس مي ‌کرد؟
معلم ناله‌آسا گفت :
- بچه‌ها در جزوه‌های خويش بنويسيد:
يک با يک برابر نيست...
گلسرخی،
The image “http://www.brollopssiten.se/images/iStock_000000685780XSmall.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

+ نوشته شده توسط nazanin در 2008/8/22 و ساعت 16:13 |






با تشکر از دوست عزيز جناب مجرد در سايت همسران.

_________________


_________________
+ نوشته شده توسط nazanin در 2008/8/21 و ساعت 22:45 |
دیسک کمر ( به درست یا غلط ) یکی از کابوس های مردم در تمام دنیاست !!!

علائم ناشي از كمردردهاي وابسته به دژنراسيون ديسك بين مهره‌اي اغلب موذيانه هستند.
اكثر اين بيماران دوره هائي از سفتي پشت را گذرانده اند و اغلب شروع درد را ناشي از يك واقعه حاد مثلاً يك روز كار سنگين در منزل، رانندگي طولاني، يا بلند كردن يك جسم سنگين و... مي دانند. در اين بيماران ممكنست به باسن و پا نيز كشد و بيماران را زمين گير نمايد.معمولاً اين حملات درد طي دو تا چهارده روز با ـ يا بدون درمان بهبود مي يابند اما تمايل به عود وجود دارد.
در اين مبحث به درمان غير جراحي ( كنسرواتيو ) دژنراسيون ديسك بين مهره‌اي پرداخته خواهد شد.

الف) استراحت:
انواع مختلف استراحت عبارتند از: خوابيدن در بستر، كمربندهاي مخصوص (بريس) و يا حتي برخي ورزش را هم (با مكانيسم برگرداندن قدرت عضلاني و كاهش فشار بر مفاصل مجاور آنها) نوعي درمان استراحتي مي دانند.

استراحت در بستر:
گاه درد به حدي شديد است كه بيمار نمي تواند فعاليت‌هاي روزمره را حتماً با استفاده از ضد دردها، آرام بخش‌ها و بستن كمربندهاي مخصوص تحمل كند. در چنين شرايطي بايد او را به بستر فرستاد.
بخاطر داشته باشيد كه مفاصل آسيب‌ديده فقرات ،‌وزن بدن را تحمل مي‌كنند ، و تنها راهي كه مي‌تواند فشار را بردارد، استراحت در بستر است.
طبق بررسي هاي بعمل آمده مشخص شد كه بيشترين كاهش فشار بر ديسك بين مهره اي در حالت خوابيدن روبه بالاست. چرخيدن بدن يا نشستن ، اين اثر را كاهش مي دهند. 
مطالعات اخير نشان داده اند كه حداكثر مدت زمان لازم براي استراحت در بستر دو تا سه روز است مدت بيشتر از اين مي تواند از طرفي باعث تصوّرات غلط بيمار در مورد بيماريش شود. از طرف ديگر كاهش توده عضلاني و استخواني، همچنين عوارض قلبي ريوي در استراحت هاي طولاني تر شايعترند.
اگر به مسائل فوق، ضربه هاي اقتصادي ناشي از نرفتن بيمار به محل كار را نيز اضافه كنيم اهميت اين مسئله بيشتر مي شود.
تعديل فعاليت ها:
low back pain/prevention
تعديل فعاليت ها مي‌تواند نقش مهمي در درمان كمردرد ها ايفا كند. خم شدن، يا بلند كردن اشياء سنگين مي توانند كمردرد را تشديد كنند و ممكنست محدود كردن اينگونه كارها بسادگي باعث بهبود درد بيمار شود.

اورتوزها (كمربندهاي مخصوص) :
استفاده از كمربندهاي مخصوص (بريس ها) براي درمان كمردرد از همان اوايل پيدايش كمردرد مرسوم بوده است و شايد بتوان بريس هاي متنوع و پيشرفته امروزي را نواده گان كمربندهاي ساده اوليه دانست.
بريس ها براي بيحركت كردن فقرات كمري، ثابت كردن حركات غيرطبيعي ، حفظ ترتيب فقرات و اصلاح دفورميتي آنها بكار مي روند.
بريس وسيله اي مناسب در درمان خميدگي ستون فقرات به طرفين (اسكوليوزيس) است، اما نمي تواند هيچ يك از اهداف فوق را در درمان حالات دژنراتيو فقرات برآورده نمايد.
low back pain
استفاده روتين از اورتوزها براي درمان كمر درد توصيه نمي شود.
بريس ها در كنترل حركات مهره هاي اول تا چهارم (L1-L4) موفقند اما تنها در صورتي مي توانند حركات مهره هاي چهارم‌ ـ پنجم كمري و پنجم كمري ـ اول خارجي (S1/L5 & L4/L5) را مهار كنند كه حداقل يك ران را در بر گرفته باشند.
اغلب كمر دردها بمرور زمان خود بخود بهبود مي يابند بشرطي كه با درمانهاي بيمورد و بستن بريس، عضلات كمري و جداره شكم را ضعيف نكرده باشيم.

تراكشن (كشش):

قرنهاست كه كشش براي درمان كمر درد مورد استفاده قرار گرفته است ، اساس استفاده از كشش اين تئوريست كه «كشش عضلات و جدا كردن فقرات باعث اثرات مثبتي بر ديسك خواهد شد» حتي برخي معتقدند كه جدا كردن فقرات از هم باعث جا افتادن ديسك برجسته خواهد شد!!! انواع مختلفي از كشش وجود دارند كشش دائمي در بيمارستان ، نوع متناوب در فيزيوتراپي، اتوتراكشن (تحت كنترل بيمار)، و تراكشن هاي جاذبه اي.
مقدار وزنه مورد نياز براي تاثير بر ديسك بين مهره اي حداقل 25% وزن بدن است، كه يا بيمار را جابجا خواهد كرد و يا تحمل نخواهد شد.
امروزه عقيده بر اينست كه تراكشن ارزش و جايگاه چنداني در درمان كمر درد ندارد.

ب) درمانهاي طبي:
معمولاً داروهاي ضد درد، اولين خط درماني در برخورد با كمردردها را به خود اختصاص مي دهند، از جمله داروهاي انتخابي در اين راستا مي توان به استامينوفن، ايبوپروفن، ايندومتاسين و... يا حتي داروهاي مخدر اشاره كرد.
امروزه استفاده از داروهاي مخدر خصوصاً در درمان كمردردهاي مزمن توصيه نمي شود، چون باعث افزوده شدن مصرف مزمن مخدرها (اعتياد) به دليل كمردرد مزمن خواهد شد بهمين دليل جايگاه چنداني براي اين داروهاي مخدر قائل نيستند.
 
داروهاي ضد التهابي غير استروئيدي:
 
low back pain/work/ligament/sciaticalgia
بعلت اثرات ضد دردي، ضد التهابي و فعاليت ضد تب، اين داروها را مي‌توان از جمله پر مصرف ترين داروها دانست. سنتزپروستاگلاندين‌ها كه عمل حساس سازي پايانه هاي آزاد عصبي و ايجاد درد را بعهده دارند توسط اين داروها مهار مي شود. بيشترين عارضه اين داروها اثر بر دستگاه گوارش و كليه هاست.
اين عوارض در سنين بالاتر شايعترند، در صورت پيدايش عوارض گوارشي، درمانهاي حمايتي مثل بلوكرهاي رسپتورH 2 (سايمتيدين) لازم خواهد بود. احتباس آب نيز از ديگر عوارض اين داروهاست كه مي‌تواند در بيماران هيپرتنسيو(فشار خوني) مشكل آفرين شود.
دو تا بيست درصد مصرف كنندگان اين داروها دچار زخم معده يا اثني عشر مي شوند.
مصرف اين داروها بايد ده روز قبل از عمل جراحي قطع شود تا اثرات ضد پلاكتي آنها كاهش يابد.
.

كورتيكواستروئيدها:
اكثراً سعي بر عدم استفاده از اين داروهاست. بعضاً يك درد راديكولر حاد چندان شديد است كه برنامه درماني كوتاه مدت تهاجمي سه تا هفت روزه را طلب مي كند.
بايد مراقب باشيم كه به تجويز اين داروها عادت نكنيم.
شل كننده هاي عضلاني:
اين داروها نيز دردرمان كمردرد جايگاه شايعي را به خود اختصاص داده‌اند محل تاثير واقعي اين داروها، سيستم اعصاب مركزي است.
ضد افسردگي ها:
بسياري از بيمارانيكه از كمردردهاي مزمن رنج مي برند، درجاتي از افسردگي را نشان مي دهند.
ضد افسردگي ها با افزايش توليد سروتونين در سيستم اعصاب مركزي، باعث مهار درد مي شوند. همچنين ضدافسردگي ها با افزايش فعاليت سيستم مخدرهاي درون بدن و كاهش اضطراب، و گرفتگي عضلاني، در بهبودي بيمار موثرند.
به عوارض جانبي و تداخل اثر اين داروها، خصوصاً با داروهاي ضد فشار خون و ضد افزايش فشار داخل چشم(گلوكوم) توجه داشته باشيد.

ج) كمپرس سرد يا گرم:
يخ:
قطعات يخ با كاهش سيركولاسيون منطقه، باعث كاهش تورم، اسپاسم و در نهايت درد مي شود. يخ را مي توان بصورت ماساژ و آن هم فقط براي دردهاي حاد كمر مورد استفاده قرار داد.
گرما:
گرما مي تواند سطحي (مادون قرمز، يا كيسه آب گرم) يا عمقي (اولتراسوند يا دياترمي باموج كوتاه) باشد. گرما با افزايش جريان خون در منطقه ملتهب يا آسيب ديده، متابوليت‌هاي سمي را از محيط دور كرده ، اكسيژن رساني را بهبود مي‌بخشد.گرما همچنين باعث افزايش قابليت كشش كلاژني مي شود كه بدينوسيله در افزايش قابليت انعطاف نسوج كمك مي كند.
توجه: استفاده از گرما را در فاز حاد آسيب پيشنهاد نمي كنيم!

د) مانيپولاسيون، ماساژ و فيزيوتراپي:
bad position
كسانيكه به مانيپولاسيون و كايروپراكتيس اعتقاد دارند. انجام حركات پاسيو، شديد و ناگهاني، بيشتر از محدوده طبيعي را براي تقويت عضلات موثر مي دانند.
ازجمله عواقب خطرناك اين روش مي توان به هر نياسيون شديد ديسك بين مهره‌اي و ايجاد علائم عصبي در موارديكه ضايعه فشارنده مثل تومور يا ديسك برجسته عامل مولد درد باشد اشاره كرد.
برخي مقالات، مانيپولاسيون توسط افراد كاركشته و وارد را در بهبودي كمردردهاي حاد (نه مزمن) موثر مي دانند.
مانيپولاسيون در مبتلايان به ديسك هر نيه شده بزرگ، مبتلايان به علائم عصبي ناشي از ديسك يا در حضور اوستئوپروز و نيز دريافت كنندگان داروهاي ضد انعقادي توصيه نمي شود.

فيزيوتراپي: 
low back pain/chilren/bag/lbp/
فيزيوتراپي شيوه درماني ديگريست كه در آن يا حركات آهسته تر و محتاطانه تر مفاصل بصورت كنترل شده، سعي مي شود بتدريج مقدار حركت مفصل را افزايش داده و به محدوده طبيعي برسانيم براي اين كار روش هاي مختلفي وجود دارد.

ورزش هاي فلكسيوني ويليامز:
براي تقويت عضلات شكمي و كاهش قوس زياد كمر بكار مي رود و باعث باز شدن سوراخهاي بين مهره اي و فاست ها مي شود.

ورزش هاي اكتسانسيوني مك كنزي:
اين ورزش ها براي بازگرداندن هسته هرنيه شده ديسك بين مهره اي به محل خود بكار مي روند.
فيزيوتراپيست ها معتقدند كه در صورت تاثير مناسب ورزش هاي اكستانسيوني، درد سنتزاليزه شده و از آن پس مي توان ورزش هاي ويليامز را براي از بين بردن اين درد سنتزاليزه در پايين كمر مورد استفاده قرار داد.
ورزشهاي ويليامز بيشتر براي بهبودكمر دردهائي كه با راه رفتن يا ايستادن تشديد مي شوند موثرند. اما ورزش هاي مك كنزي به دردهائي اثر مي كنند كه با پا تير ميكشند و با نشستن بدتر مي شوند.

هـ ) درمان تزريقي:
انواع مختلفي از تزريقات را در بيماران مبتلا به كمردرد انجام مي دهند.
اغلب اين تزريق ها حاوي داروهاي بيحسي موضعي و استروئيد هستند.
البته شكي در مورد اثرات كوتاه اين درمانها وجود ندارد اما تاثير دراز مدت آنها بشدت مورد ترديد است.

و) تحريك الكتريكي (TENS) :
اساس اين روش تئوري gate است كه استفاده از تحريكات الكتريكي را موجب بسته شدن دريچه هاي انتقال ايمپالس هاي درد مي داند.
 
ز) طب سوزني:
امكان دارد اين روش با تحريك آزاد شدن اندورفين ها اثر خود را اعمال كند، تاثير بر انتقال ايمپالس هاي درد نيز مكانيسم احتمالي ديگر تاثير اين نوع درمان است.

ح) تغذيه و كمر درد:
اغلب بيماران در مورد نقش تغذيه در بهبودي كمردرد مي پرسند. غير از توصيه هائي كه براي بيماران مبتلا به پوكي استخوان مي شود. همچنين تذكر اهميت كاهش وزن در افراد چاق، توصيه ديگر براي اين بيماران بنظر نميرسد.

ط) بيوفيدبك Relaxation Therapy
اغلب مبتلايان به كمردرد در جاتي از افسردگي را دارند، و در اين راستا حساسيت گيرنده هاي درد و درك شدت آن افزايش مي بايد.
بعبارت ديگر ايمپالس هاي ضعيف درجات بالاتري از پاسخ را باعث مي‌شوند.
در اين روشهاي درماني سعي مي شود زمينه هاي روحي براي مبارزه با درد تقويت شود.

پيشگيري از كمردرد:
درست زندگی کنیم

جمله معروف «پيشگيري بهتر از درمان است» در مورد كمردرد هم صدق مي كند. اما بايد توجه داشت كه متاسفانه پيرشدن يا Aging وضعيتي طبيعي و اجتناب ناپذير است كه در هشتاد درصد جمعيت، درجاتي از كمردرد را پديد مي آورد. اما بايد توجه داشته باشيم كه اجتناب از سيگار، حفظ وزن در محدوده طبيعي ، استفاده صحيح از ستون فقرات، درست نشستن، درست ايستادن، ورزش صحيح و... در كاهش شيوع كمردرد موثرند.

مدت درمان طبي:
اغلب علل كمردرد غير از تنگي كانال نخاعي و ديسكهاي بزرگ برجسته خودبخود محدود شونده هستند. امروزه مگر در موارد خاص كه جراحان و متخصصان مربوطه آنها را بخوبي مي دانند، بايد حداقل شش هفته درمان طبي مناسب قبل از پيشنهاد به عمل جراحي صورت گيرد.
البته باز هم بر اين نكته تاكيد مي كنيم كه در برخي شرايط مثلاً وجود علائم عصبي خصوصاً اگر پيش رونده باشند. وجود علائم درگيري اسفنكتري و... جراحي زودرس براي بيمار ارزشمند خواهد بود.

+ نوشته شده توسط nazanin در 2008/8/12 و ساعت 15:53 |
حتما بخوانند !!!

توجه:1_ در صورتيكه انجام هر كدام از حركات باعث ايجاد درد قابل توجه گردن يا شانه و انتشار آن به دست يا سينه شما شده با پزشك خود مشاوره نمائيد.

        2_ این حرکات به گونه ای هستند که براحتی  در محل کار شما نیز قابل انجامند ، برای بدست آوردن نتیجه ی بهتر سعی کنید روزی چند بار آن ها را انجام دهید. 

 الف – حركات كششي :
* در حاليكه رو به جلو نگاه مي كنيد ابتدا به آرامي سر خود را به سمت جلو خم كنيد . بطوريكه چانه شما به سينه تان نزديك شود و چشمهايتان به زمين نگاه كند . سپس به آرامي سر را به سمت عقب برده و سقف را نگاه كنيد .
neck pain
* در حاليكه سر در وضغيت معمولي قرار دارد ابتدا سر وگردن را به سمت راست حركت دهيد نرمش های گردن و شانه برای سلامت بیشتر ستون فقرات
به گونه اي كه بدون حركت شانه گوش راست به شانه همين طرف نزديك شود ، سپس به آرامي سر را به وضعيت اول برگردانده همين حركت را به سمت مقابل تكرار كنيد.
* در حاليكه سر در وضعيت معمولي قرار دارد به آرامي سر خود را حول محور عمود بر سطح افق بچرخانيد . بطوريكه ابتدا سمت راست وسپس سمت چپ خود را ببينيد . نرمش های شانه

 برای انجام حرکات شانه : ابتدا دست ها را به سمت جلو بکشید و سپس به آرامی دست ها را بسمت بالای سرببرید و پس از ده ثانیه به حالت اول بر گردانید . همین حرکت را ده مرتبه تکرار کنید. سپس دست ها را به دو طرف بدن کشیده و باز هم سعی کنید بارامی آنها را بسمت بالای سر ببرید ( ده مرتبه ) ،  در حرکت بعدی  دستهایتان راکاملا بسمت جلو بکشید ( مثل حرکت اول شانه ) سپس بارامی آنها را حول محور شانه به چرخانید ( عقب و  جلو ، هر کدام ده بار ) .

در آخر حركات زير را حتما انجام دهيد .

ب - نرمش های قدرتی : 

 neck pain
-در این چند تمرين سعي مي شود با ايجاد مقاومت در مقابل نيروي وارده با دست ، قدرت عضلات گردن را افزايش دهيم .مدت اين تمرين حدود 20 ثانيه براي هر حرکت خواهد بود.توجه داشته باشيد neck pain که ميزان نيروي وارده با دست به گردن و بلعکس بايد در حد متوسط باشد.neck pain ( در حقيقت بايد با فشار دست از حرکت گردن جلوگيري کنيم )
در تمرين آخر ،
انگشتان دو دست را دريكديگر قفل كرده ، پشت سر خود قرار دهيد حالا سعي كنيد آرنجهاي خود را به عقب برده و به ديوار پشت سر نزديك كنيد.

+ نوشته شده توسط nazanin در 2008/8/8 و ساعت 18:11 |
وقتی علم شیمی برای تفسیر واکنش های عشقی وارد عمل میشود ...

 

 عشق نیز مانند تمام چیزهای دیگر این جهان بدون دست کم مقداری شیمی و فیزیک نمیتواند وجود داشته باشد. همانطور که یک بار دانشمندی با بد گمانی گفته بود، پیکان های کیوپید، خدای عشق، چنانچه ابتدا به ماده شیمیایی با نام غیررومانتیک و نه چندان خیال انگیز فنیل اتیل آمین آغشته نمی شد، هرگز موثر واقع نمی شد.

 

البته هورمون های استروئیدی نظیر استروژن ( estrogen ) و تستوسترون ( testosterone ) در رانه جنسی نقشی حیاتی ایفا می کنند و بدون آنها شاید هرگز وارد قلمرو پرخطر عشق واقعی نمی شدیم. اما مشهورترین ماده شیمیایی مربوط به عشق همان فنیل اتیل آمین

( phenylethylamine ) یا PEA است، نوعی آمین که به طور طبیعی در مغز تولید می شود. PEA یک آمفتامین طبیعی، شبیه داروهای موجود در بازار است و میتواند موجب تحریکات مشابهی شود. این همان ماده ای است که احساساتی همچون پرواز کردن در آسمان و بر فراز جهان بودن ناشی از کشش به سوی معشوق را در شما پدید می آورد و همان که انرژی لازم برای بیدار ماندن تا صبح و مغازله های تلفنی را تامین می کند. عشق چیست این ماده که در اصطلاح مولکول عشق نیز نامیده می شود در نتیجه یک سری اعمال ساده فریبنده همچون تلاقی دو نگاه یا تماس دو دست از مغز ترشح می شود. هیجانات سرگیجه آور، ضربان تند قلب و نفس زدن های بریده بریده و همه اینها متاسفانه چیزی جز نشانه های بالینی مصرف بیش از حد این ماده شیمیایی در بدن فرد عاشق نیستند.
ممکن است کسانی به این مولکول عشق معتاد شوند. آنها به مقادیر زیاد مواد آمفتامین مانند دوپامین، نور اپی نفرین ( norepinephrine ) و فنیل اتیل آمین نیاز دارند. از آنجا که بدن نسبت به این مواد شیمایی مقاومت پیدا می کند، برای رسیدن به همان درجه از حال، مقدار مصرف این افراد رفته رفته افزایش پیدا می کند. از این رو برای برآوردن نیاز خود ناگزیر ند روابطشان را مداوم تجدید کنند. از انجام بعضی فعالیت های پرتنش نظیر سقوط آزاد از هواپیما پیش از بازکردن چتر نجات یا با خوردن شکلات نیز می توان مقداری PEA دریافت کرد. شاید به همین دلیل باشد که شکلات هدیه مناسبی برای روز والنتاین ( روز عشاق ) به شمار می آید. یکی از موادی که همراه PEA آزاد میشود ماده شیمیایی عصبی دوپامین ( dopamine ) است. پژوهشی که چندی پیش در دانشگاه ایموری انجام شد نشان می دهد که ول های ماده ( نوعی جونده کوچک ) در پاسخ به ازاد شدن دوپامین در مغزشان جفت خویش را انتخاب می کنند. وقتی در حضور یک ول نر به آنها دوپامین تزریق می شود، بعدا در میان جمعی از نرها فقط او را انتخاب خواهد کرد.
عشق جدیدترین کشف، آرایش مولکول ها دراین ترکیب شیمیایی است و این تمام جهان را هیجان زده کرده زیرا اکنون همچون جادوگران زمان قدیم، ما هم میتوانیم معجون عشق بسازیم. به عبارت دیگر انسان اکنون در ابتدای راه جداسازی این ترکیب شیمیایی و ساخت داروهایی است که میتواند موجب این واکنش ها در ما شوند. یعنی دارو را مصرف میکنید و بعد عاشق اولین کسی می شوید که می بینید. تصور کنید جهان با چه افتضاحی روبه رو خواهد شد. اما دانشمندان می گویند در حال حاضر از این کشف میتوان در تنظیم بعضی واکنش های شیمیایی دیگر یا درمان بیماری ها یا پژوهش های سودمند تر دیگر استفاده کرد. با این همه چه چیزی سودمندتر از آنکه بتوانید با خوردن یک دارو کسی که دوستش دارید را عاشق خود کنید ؟ اما در حال حاضر پژوهش هایی که روی مولکول فنیل اتیل آمین صورت می گیرد، می تواند در ازمون مواد شیمیائی وابسته به بیماری های ذهنی از جمله بیماری پارکینسون فوق العالده موثر باشد.

 

پس از آن تمام هستی ما وابسته به دیدار یار است، همان که در حضورش تمام این واکنش ها در بدن ما به راه می افتد و هرچه اعتیاد ما به این مواد شیمیایی قوی تر می شود، کشش ما بسوی او نیز شدیدتر می شود. در این مرحله مرتکب اشتباهات احمقانه بسیار می شویم. داستان های عشقی پر از این اشتباهات است.عشق

 

به گفته فیشر (H.Fisher )، انسان شناس دانشگاه راتجرز و معروف ترین پژوهشگر عشق زمان ما، دوپامین و نوراپی نفرین ( که ساختاری بسیار مشابه آدرنالین دارد ) روی هم رفته موجب شادی، انرژی زیاد، بی خوابی، اشتیاق، بی اشتهایی و تمرکز می شوند. او می گوید « وقتی شرایط خاص فراهم شود، بدن انسان معجونی از شور عشق تولید می کند و ... مردان آسان تر از زنان این کار را می کنند و این به خاطر طبیعت دیداری تر آنها است. »

مقادیر زیاد دوپامین به ترشح نور اپی نفرین بیشتر می انجامد که تمرکز، حافظه کوتاه مدت، بیش فعالی، بیخوابی و رفتار جهت دار را تقویت می کند. به عبارت دیگر دو طرف در این مرحله از عشق، به شدت روی رابطه خویش تمرکز دارند و به اغلب چیزهای دیگر توجهی نمی کنند. تبیین محتمل دیگر برای این تمرکز شدید و نگاه دلخواه که در مرحله جذبه دیده می شود، توسط پژوهشگران یونیورستی کالج لندن ارائه شده است. آنها کشف کرده اند که افراد عاشق، سروتونین ( cerotonin ) کمتری دارند و دیگر اینکه مدارهای عصبی مرتبط با ارزیابی دیگران در آنها سرکوب شده است. این مقدار اندک سروتونین همان چیزی است که در افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری - عملی دیده می شود و این احتمالا تبیین می کند که چرا عاشق در باره معشوق خویش این همه وسواس فکری دارد.
عشق دوپامین به نوبه خود تولید اکسی توسین ( oxytocin ) را تحریک میکند که گاهی « ماده شیمیایی آغوش » نامیده می شود. اکسی توسین بیش از همه به نقشی که در ایجاد انقباض حین زایمان و کمک به شیردهی نوزاد دارد شناخته می شود. دانشمندان اکنون بر این باورند که هر دوجنس هنگام آغوش و نوازش این هورمون پرورشی را ترشح می کنند و میزان آن در زمان ارگاسم ( اوج لذت جنسی ) به اوج می رسد.

 

به گفته پژوهشگران دانشگاه کالیفرنیا در سان فرانسیسکو، هورمون اکسی توسین « در ارتباط با توانایی حفظ روابط سالم بین اشخاص و مرز بندی های روان شناختی سالم با افراد دیگر است. » وقتی در هنگام ارگاسم ترشح می شود، به تدریج یک پیوند عاطفی ایجاد می کند. هرچه رابطه جنسی بیشتر شود، این پیوند هم قوی تر می شود.
به این ترتیب دو طرف به هم عادت می کنند. به همین دلیل است که جدا شدن این قدر کار دشواری است. حتی وقتی واقعا دیگر علاقه ای به طرف مقابل ندارید و میدانید که باید اورا ترک کنید، اغلب احساس می کنید که « نمیتوانید ». چرا؟ زیرا به او اعتیاد شیمیایی پیدا کرده اید. ترک اکسی توسین وقتی که شما را به فرد نامناسبی قلاب کرده باشد، میتواند حتی از ترک هروئین هم دشوارتر باشد. در واقع مسکن اکسی کانتین ( oxycontin ) که ساختاری مشابه اکسی توسین دارد، یکی از اعتیاد آور ترین داروها به شمار می آید.
در دنیای پیام های شیمیایی، انسان به لحاظ علمی یک گونه تک همسر( monogamus ) به شمار نمی آید؛

 

به این ترتیب وازوپروسین که درواقع یک هورمون ضد ادارای است، با تشکیل رابطه تک همسری بلند مدت در ارتباط است. دکتر فیشر معتقد است که اکسی توسین و وازوپروسین با مسیرهای دوپامین و نور اپی نفرین در مغز تداخل می کنند. شاید به همین دلیل باشد که با افزایش دلبستگی عشق شور انگیز کمرنگ می شود.

 

پس از ایجا مقاومت در برابر مواد انگیزاننده ای همچون PEA، عشق شورانگیز به سردی می گراید و تبدیل به چیزی می شود که هلن فیشر در کتاب « آناتومی عشق » دلبستگی می نامد. در این مرحله مغز شما شروع به تولید اندورفین ( Endorphin ) می کند. این افیون مغز بیشتر شبیه مورفین هستند تا آمفتامین و بیشتر مخدر هستند تا محرک. فیشر می گوید: « برخلاف PEA، اندورفین ها ذهن را ساکت می کنند و به تدریج می کشند.» از این رو آنچه گاهی « اضطراب جدایی » نامیده می شود در عمل ممکن است نوعی کنار گذاشتن مخدر باشد.

 

در این زمان شالوده هایی شیمیایی عشق شورانگیز فرو می ریزد. شاید نام فیلم کلاسیک مریلین مونرو، « خارش هفت ساله » را باید « خارش چهارساله » می گذاشتند. ناگهان ایرداهای همسرتان را می بینید. تعجب میکنید که چرا عوض شده است. در واقع همسر شما احتمالا به هیچ وجه تغییر نکرده است؛ موضوع فقط این است که اکنون می توانید اورا بی پرده ببینید نه از پشت شیشه رنگی هورمون ها.

 در این مرحله رابطه یا آنقدر قوی است که ادامه یابد یا به همین جا ختم می شود. برای مثال اندورفین ها هنوز می توانند به فرد احساس خوشبختی و امنیت بدهند.عشق علاوه بر این اکسی توسین نیز هنوز در هنگام رابطه جنسی آزاد می شود و احساس رضایت و تعلق ایجاد میکند. وازوپروسین نیز به کمکتان می آید و همچنان در ایجاد وابستگی نقش بازی می کند. غم ناشی از مرگ همسر نیز کار اندورفین هاست که در شخص اشتیاق با هم بودن به وجود می آورند.

  مجید ظهرابی 
+ نوشته شده توسط nazanin در 2008/8/8 و ساعت 18:3 |

untitledlmnb.jpg

84601854.jpg


اگر چشم مدخل روح باشد، آنوقت میتوان گفت که لب هم
راهرو ذهن اسـت. مــا افکار خود را با یک لبخند انتقال می
دهیم، عشق را در کلمـات می گنجانیم و علایق خود را با
بوسه ابراز می نماییم. در یک بوسه مطالب عمیقی وجود
دارد که بیان آن ها فرای لغات و کلمات است.


نـویسنده کتاب "عشق و رابـطه جنسی"، دکتــر جان فری
مـعتقد است: "بوسیدن هنر است و نشان دهنده یک نوع
بیان فردی و کاملاً شخصی از عشق و محبت می باشد."


بوسه زمانی ایجاد می شود که زوجین برای اولین بار به هم نزدیک می شوند، پس کاملاً طبیعی است که دو طرف کمی مضطرب شده و عصبی شوند.


از یک منبع با نویسنده بی نام"کتاب بوسه ها" اینطور برداشت می شود که: "بوسه یک عمل کاملاً دو طرفه بوده؛ تا ندهید نمی توانید بگیرید و بالعکس."


در یک کتاب دیگر هم اینطور نوشته شده که زمانیکه احساس میکنید تمایل دارید تا همسرتان را ببوسید این کار را انجام دهید، لازم نیست حتماً صبر کنید تا او را بهتر بشناسید، او را ببوسید و به مرور زمان می توانید او را بهتر بشناسید. یکی از مواردی که زیبایی بوسه را چند برابر می کند این است که در همه ی زبان ها و مذاهب قابل درک می باشد.


پروفسور وان بیرنت رئیس بخش مردم شناسی دانشگاه تکزاز اظهار می دارد که: "اولین بوسه عاشقانه برمی گردد به 1500 سال قبل از میلاد مسیح در هند. پیش از این زمان هیچ مدرک دیگری دال بر وجود بوسه های عاشقانه وجود نداشت. کلیه این نتایج از روی لوح های گلی، نقاشی روی دیواره های غارها و یا نوشته های روی پوست حیوانات بدست آمده است.


بیرنت معتقد است که تماس نزدیک و فشار بینی ها به یکدیگر از همان 1500 سال قبل از میلاد مسیح مرسوم بوده است.


اما بوسه ای که امروزه به این شکل رواج پیدا کرده، برای اولین بار در میان رومی ها شهرت پیدا کرد. رومی ها در هنگام سلام کردن یکدیگر را می بوسیدند، انگشتر و حلقه ای که بر دست رهبران قومشان بوده را می بوسیدند و مجسمه های خدایان خود را نیز می بوسیدند و با این کار مطیع بودن و حس احترام خود را به طرف مقابل انتقال می دادند.


رومی ها به سرعت متوجه شدند که بوسه در شرایط مختلف می تواند معانی متفاوتی را در بر داشته باشد، به همین دلیل برای انواع بوسه ها، نام های مختلفی انتخاب کردند. به عنوان مثال اسکیولیم: بوسه از روی دوستی، باسیولیم: بوسه از روی احساس عشق و محبت، و سویولیم: بوسه عمیق که این روزها به French Kiss مشهور شده است.


از آن به بعد بود که ادیان مختلف شروع به تحریم بوسه نموده و آنرا به عنوان یک گناه نابخشودنی اعلام کردند، اما به هر حال قدرت بوسه بیشتر بود و همچنان به قوت خود باقی مانده است.


اگر بخواهیم این پدیده را از نظر علمی ریشه یابی کنیم، می توانیم بگوییم که بوسیدن به طور طبیعی باعث می شود تا ذهن آکسی توسین بیشتری ترشح کند، این هورمون سبب می شود در هنگام بوسیدن احساس خوبی به ما دست بدهد و دانشمندان معتقدند که ماهیت وجودی انسان به گونه ای است که در صورت تجربه یک بوسه منتظر بوسه ی بعدی خواهد بود. زمانیکه در وضعیت بوسیدن قرار می گیرد، غدد موجود در داخل دهان و جداره لب ها ماده شیمیایی را ترشح می کنند که همین ماده سبب ایجاد تمایل فرد به ادامه بوسیدن می شود.

در تحقیقی که در سال 1997 در دانشگاه پرینستون انجام شد، محققان به این نتیجه دست پیدا کردند که مغز انسان دارای سلول های عصبی است که فرد را قادر می سازد تا در تاریکی لب های معشوقه اش را پیدا کند. تعجبی وجود ندارد که چرا بسیاری از زوج ها از بوسیدن یکدیگر در مکان های تاریک و کم نور لذب بیشتری می برند.


پزشکان و روانپزشکان آلمانی در پی پژوهش های گسترده خود در این باره به این نتیجه رسیده اند که افرادی که هر روز صبح قبل از ترک کردن خانه، همسر خود را میبوسند کمتر دچار بیماری می شوند.


همچنین افرادی که پس از بوسیدن خانه را ترک می کنند، کمتر احتمال وقوع تصادف دارند، 20 تا 30 درصد درآمد بیشتری نسبت به سایرین دارند و به طور متوسط 5 سال بیش از هم سن و سال های خود عمر می کنند. دکتر آرتور سازبو یکی از افرادی که در در این تحقیقات نقش فعالی داشته معتقد است یکی از دلایل اصلی موفقیت تعداد بسیار زیادی از افراد این است که روز خود را با یک نگرش مثبت و دلچسب شروع میکنند و چه چیز می تواند مانند یک بوسه در انسان یک نگرش مثبت ایجاد کند.


بنابراین اگر شما می خواهید خوشحال، سلامت، و موفق، بوده و عمر طولانی داشته باشید، باید کسی را که دوستش می دارید هر روز صبح، پیش از اینکه خانه را به قصد محل کار خود ترک کنید، ببوسید.

سایر مزایا


محافظت از دندان ها و جلوگیری از پوسیدگی
دکتر پیتر گوردن رئیس اتحادیه دندانپزشکان انگستان اظهار می دارد: "پس از غذا خوردن، دهان پر از مواد شیرین شده و بزاق دهان حالت اسیدی پیدا می کند، این امر باعث بوجود آمدن پلاک بر روی دندان ها می شود. بوسیدن یک فرایند پاک کننده طبیعی است که به حفظ سلامت دندان ها کمک می کند، جریان بزاق دهان را افزایش بخشیده، و درصد ایجاد پلاک بر روی دندان ها را تا حد بسیار زیادی کاهش می دهد." من خودم این سوال ر از دندانپزشکم پرسیدم، او در ابتدا قدری خجالت کشید، اما نهایتاً صحت گفته های مرا تایید کرد.

از بین بردن استرس

یک بوسه عاشقانه، بهترین روش برای ریلکس شدن و از بین بردن استرس محسوب می شود. مایکل کی مکناب، مشاور روانی معتقد است: "زمانیکه لب ها در حالت بوسیدن قرار می گیرند، تقریباً دهان حالت لبخند زدن را به خود می گیرد، و از آنجایی که احساسات و حرکات بدنی انسان با هم ارتباط نزدیکی دارند، تقریباً غیر ممکن است که یک نفر هم لبخند بزند و هم استرس داشته باشد. در عین حال باید به این نکته هم توجه داشت که تنفس در زمان بوسیدن عمیق تر می شود، عضلات چشم شل شده و در راحت ترین حالت خود قرار می گیرند. این امر بهترین تکنیک برای قطع ارتباط با دنیای پر هیاهوی بیرونی و ریلکس شدن است.

کاهش وزن

چه مدت می توانید این کار را انجام دهید؟ برای اینکه تنها نیم کیلو وزن کم کنید باید 3000 کالری بسوزانید، یعنی چیزی در حدود 30000دقیقه یا همان 500 ساعت. یک بوسه عمیق و طولانی به شدت متابولیسم بدن را افزایش می دهد و سبب می شود تا مواد قندی با سرعت بیشتری در بدن سوزانده شوند. میزان کالری مصرفی، به شدت بوسه بستگی دارد، اما به طور متوسط می توان گفت که در هر 10 دقیقه 10 کالری مصرف می شود.

تاخیر در فرایند پیری


این مورد یکی از مهم ترین مزایای بوسیدن به شمار می رود. بوسیدن به شما کمک میکند تا قدرت ماهیچه های فک و چانه همچنان حفظ شود، به همین دلیل میزان ایجاد چین و چروک در آنها پایین کاهش پیدا می کند.

ایجاد و افزایش تناسب اندام

خوب بهانه ای خوبی برای ورزش نکردن دستتان دادیم! در حین بوسیدن، قلب تند تر می تپد و ضربان آن افزایش پیدا می کند، در این زمان آدرنالین بیشتری آزاد شده و خون با سرعت بیشتری به تمام نقاط بدن پمپاژ می شود. می توان اظهار داشت که بوسیدن از جمله بهترین تمرین های قلبی – عروقی است.

تکلیفتان را با طرف مقابل روشن می کند

در حین بوسیدن می توانید نیازهای جنسی همسرتان را ارزیابی کنید و ببینید تمایلی به ادامه ارتباط دارد یا خیر. روانشناسان معتقدند که اولین بوسه این امکان را برای شما فراهم می آورد که ببینید آیا با طرف مقابل همخوانی دارید یا نه. به نظر می رسد که "بو" تاثیر به یاد ماندنی در ضمیرناخودآگاه انسان ها بر جای می گذارد، بنابراین با تجربه اولین بوسه می توانید تشخیص دهید که فریون شما با شخص مقابل هماهنگی دارد یا خیر و اگر اینچنین نبود در همان آغاز می توانید ارتباط خود را با او خاتمه بخشید.

افزایش اعتماد به نفس

البته اول مطمئن شوید که دندان هایتان ارتودنسی ندارند چون امکان آسیب رسیدن به دندان های خودتان و دهان طرف مقابل وجود دارد. به هر حال یک بوسه عاشقانه می تواند حس خوبی را در شما ایجاد کند. به صورت تئوری می توان این موضوع را اینچنین توضیح داد که در زمان بوسیدن، خوشحال هستید، و وقتی هم که خوشحال باشید احساس خوبی نسبت به خودتان پیدا خواهید کرد و این امر سبب افزایش اعتماد به نفس و عزت نفس شما می شود
+ نوشته شده توسط nazanin در 2008/8/6 و ساعت 21:23 |
http://p.webshots.com/sym-cache/ProInternalUse/58/69258_poster2000.jpg
1.jpg

بهترین بهترین من
زرد و نیلی و بنفش
سبز و آبی و كبود
با بنفشه ها نشسته ام
سالهای سال
صیحهای زود
در كنار چشمه سحر
سر نهاده روی شانه های
یكدگر
گیسوان خیس شان به دست باد
چهره ها نهفته در پناه سایه های شرم
رنگ ها شكفته در زلال عطرهای گرم
می ترواد از سكوت دلپذیرشان
بهترین ترانه
بهترین سرود
مخمل نگاه این بنفشه ها
می برد مرا سبك تر از نسیم
از بنفشه زار باغچه
تا بنفشه زار چشم تو
كه رسته در كنار هم
زرد و نیلی و بنفش
سبز و آبی و كبود
با همان سكوت شرمگین
با همان ترانه ها و عطرها
بهترین هر چه بود و هست
بهترین هر چه هست و بود
در بنفشه زار چشم تو
من ز بهترین بهشت ها گذشته ام
من به بهترین بهار ها رسیده ام
ای غم تو همزبان بهترین
دقایق حیات من
لحظه های هستی من از تو پر شده ست
آه
در تمام روز
در تمام شب
در تمام هفته
در تمام ماه
در فضای خانه كوچه راه
در هوا زمین درخت سبزه آب
در خطوط درهم كتاب
در دیار نیلگون خواب
ای جدایی تو بهترین بهانه گریستن
بی تو من به اوج حسرتی
نگفتنی رسیده ام
ای نوازش تو بهترین امید زیستن
در كنار تو
من ز اوج لذتی نگفتنی گذشته ام
در بنفشه زار چشم تو
برگهای زرد و نیلی و بنفش
عطرهای سبز و آبی و كبود
نغمه های ناشنیده ساز می كنند
بهتر از تمام نغمه ها و سازها
روی مخمل لطیف گونه هات
غنچه های رنگ رنگ ناز
برگهای تازه تازه باز می كنند
بهتر از تمام رنگ ها و رازها
خوب خوب نازنین من
نام تو مرا همیشه مست می كند
بهتر از شراب
بهتر از تمام شعرهای ناب
نام تو اگر چه بهترین سرود زندگی است
من ترا به خلوت خدایی خیال خود
بهترین بهترین من خطاب
میكنم
بهترین بهترین من

+ نوشته شده توسط nazanin در 2008/8/6 و ساعت 3:39 |







زنها را درك كنيد تا صميميت فوران كند.

تنها حسي كه اورا هراسان مي‌كند عدم درك متقابل از سوي

همسرش مي‌باشد.

همانقدر كه مردان از عدم شايستگي مي‌ترسند،

زنان از اين كه احساسات و عواطف شان درك نشود،

بيمناك هستند.

اگر مي‌خواهيد شوهري نمونه باشيد، بايد بدانيد كه‌:


زنان را درك كنيد.


نيازها، عواطف و حضور همسرتان را درك كنيد.

شما بايد شادي‌،ناراحتي‌، سرزندگي و كسالت و

همه حالات آنها را درك كنيد.


زن بايد حرف بزند، تا راحت شود.


زنان بايد صحبت كنند، آنان با صحبت كردن آرام مي‌شوند.

همين كه شروع به تعريف كردن مي‌كنند،

انگار كه آن مسئله به بهترين شكل حل شده است‌.

هرگز او را از تعريف كردن و صحبت كردن‌،باز نداريد.


گوش كنيد.


فراوان و فراوان به حرفهايش گوش دهيد. وانمود نكنيد كه

مي‌شنويد بلكه با دقت به حرفها و درد دلش گوش كنيد.

هنگامي كه صحبت مي‌كند صميمانه نگاهش كنيد وگوش دهيد.


راه حل ندهيد.


سريع پيشنهاد و راه حل ندهيد.

زن نمي‌گويد كه شما مشكل را حل كنيد.

او مي‌گويد چون تنها مي‌خواهد كه گفته شود و نمي‌خواهد

مسئله حل شود.

اگر مي‌گويد: سرم درد مي‌كند.

نگوييد برو دكتر. بگذاريد به صحبتش ادامه دهد.


زن به توجه شما نياز دارد.


به او توجه كنيد. به نيازهايش به لباسهايش‌،

به صورتش و آرايش جديدش‌.

به فعاليتهاي روزانه‌اش و به تمام صبوري‌هايش‌.

وقتي وارد خانه مي‌شويد، نگاهش كنيد.

به مهماني كه مي‌رويد بين مردم غرق نشويد و

هراز گاهي به دنبال او نيز بگرديد.

او كفش تازه خريده و به شما مي‌گويد، چطوره‌؟

و شما مي‌گوييد: خوبه‌! او خودش هم مي‌داند

كه كفش خوبي خريده است‌. چيزي بيش از اينها مي‌خواهد.

او بايد بشنود كه‌: به پاهاي تو فوق العاده است‌.


زن دوست دارد مرد مقتدر باشد.


مرد نبايد ضعيف باشد. زنان از تماشاي قدرت

همسرشان لذت مي‌برند. مقتدر باشيد.

دست كم نشان دهيد كه مقتدريد.

تلاش كنيد. با شخصيت و محترم باشيد.

خرابي‌هاي خانه را سريع تعمير و اصلاح كنيد.

مسؤوليت‌پذير باشيد.


زن دوست دارد كه به او احترام بگذاريد.


به او احترام بگذاريد. تنها خدا مي‌داند كه

احترام گذاشتن به اوچقدر برايش لذتبخش است‌.

مرد و زن در جلوي در ايستاده‌اند.

زن كيف مي‌كند اگر شما بگوييد: اول خانمها و او جلو برود.

هرگززن را جلوي ديگران خرد نكنيد.

پيش بچه‌ها، فاميل و حتي غريبه‌ها با او خيلي

محترمانه صحبت كنيد.


به همسرتان قوت قلب دهيد.


به او اطمينان دهيد. به او بگوييد كه دوستش داريد.

بگوييد كه هميشه حمايتش مي‌كنيد و تنهايش نمي‌گذاريد.

بگوييد كه اويك كانون محبت است و خانه بدون او روح ندارد.

قوت قلب‌، يك بمب صميميت است‌.


اين قوانين بسيار ساده‌، اما مهم را اجرا كنيد،

خواهيد ديد كه صاحب بهشت روي زمين خواهيد شد
_________________
+ نوشته شده توسط nazanin در 2008/6/23 و ساعت 16:32 |
http://i236.photobucket.com/albums/ff33/nylundmarlene/bilder/rozez.jpg
+ نوشته شده توسط nazanin در 2008/6/18 و ساعت 22:15 |
 

توصیه‏هایى به خانم‏هاى خانه‏دار براى تنظیم اقتصاد خانواده‏

زن

تنظیم برنامه ی خانواده، بر اساس درآمد شوهر، موضوعى است كه باید با دقت و كاردانى تمام، از سوى خانم خانه، صورت بگیرد و چون نمى‏توان درآمدها، خرج‏ها و خلق و خوى افراد را صددرصد با یكدیگر تطبیق داد، این كار به وسیله خانم خانه و بر اساس تجربیات خود او باید انجام شود. در این مبحث، فقط چارچوب كلى را مطرح مى‏كنیم و جزئیات آن را به عهده خانم خانه مى‏گذاریم.


ضرب‏المثل حكیمانه «بادآورده را باد مى‏برد» در تئاتر، فیلم و كتاب، لحظات بسیار مفرح، شیرین و دل‏چسبى را براى ما، به ارمغان آورده است. چقدر از دیدن پیرمردهاى خسیسى كه در صحنه تئاتر با مأمور مالیات بر سر درآمد، چانه مى‏زدند و دستشان مى‏لرزید و اصولاً مطالبه او را چرند و مزخرف مى‏دانستند و به پرداخت مالیات تسلیم نمى‏شدند، خندیده‏ایم یا مثلاً در ضمن نمایش، از دیدن زن‏هاى جوان و خوش لباسى كه به هیچ‏وجه در مقابل منطق شوهر، در خصوص كم‏خرج كردن، متقاعد نمى‏شدند و مثل بچه‏ها، لب‏هایشان را آویزان مى‏كردند و با كلماتى بچه‏گانه مى‏گفتند: «من نمى‏دونم؛ هر طورى شده، باید این پالتو پوست را برایم بخرى»، خندیده ایم! نویسندگان و منتقدان اجتماعى، به قدرى كتاب و نمایش در خصوص خسّت، ولخرجى و اسراف نوشته‏اند كه از حد خارج است و هر كدام از ما، به نوبه خود، چنین كتاب‏ها و نمایش‏هایى را خوانده و دیده‏ایم و به نظرمان عجیب و غریب و احمقانه جلوه كرده است و به آنها خندیده‏ایم.


نویسندگان خوش ذوق و آنهایى كه نقایض اجتماعى را با دیده بصیرت و نكته‏سنجى مى‏نگرند، مشاهدات خود را به طرز جالب و زیبایى، ضمن داستان، در مقابل دیدگان ما مجسم مى‏كنند و به قدرى با مهارت، آن عیوب را برجسته مى‏سازند كه ما آن را حمل بر شوخ‏طبعى نویسنده كرده، به وجد و سرور مى‏آییم؛ اما باید بدانیم كه در زندگى حقیقى، هیچ مصیبتى رنج‏آورتر و غم‏انگیزتر از عدم لیاقت در امور مالى نیست.

در کلام معصومین هم اشاراتی به این موضوع شده است:

 امام حسن (ع) : پرسش صحیح نیمی از علم است ، و مدارا كردن با مردم نیمی از عقل است ، و اقتصاد و اعتدال در زندگی نیمی از مخارج است .

آن مردى كه زیادتر از درآمد خود خرج مى‏كند و به اصطلاح «پایش از گلیمش درازتر است»، خوشمزه و خنده‏آور نیست؛ بلكه وى، پایه و اساس ورشكستگى و فلاكت خود را بنا مى‏گذارد. آن خانم ولخرج و بى‏مغزى كه مثل بچه‏ها و از روى بى‏فكرى، یقه شوهر را مى‏چسبد و از او لباس‏ها و مدهاى روز را مى‏خواهد، جذاب و دلربا نیست؛ بلكه مانند سنگ آسیاب، به گردن شوهر آویخته شده، او را شكسته و خرد مى‏كند.


تصور این كه اگر ما درآمد بیشترى داشته باشیم، تمام مشكلات و غصه‏هاى مالى ما حل مى‏شود، یك فكر سفسطه‏آمیز و بى‏معنى است. متخصصان علم اقتصاد مى‏گویند: درآمد زیادتر، درد را دوا نمى‏كند.  یكى از بزرگان علم اقتصاد ، عقیده دارد كه غالب مردم، وقتى پولشان زیادتر مى‏شود، خرجشان را نیز بالا مى‏برند و در نتیجه، باز با بى‏پولى و كمبود، دست به گریبان هستند.

بدون نقشه و بى‏فكر خرج كردن، یعنى آن كه همه از درآمد و دسترنج شما بهره ببرند؛ غیر از خودتان. شما از درآمد خود به كفاش، نانوا، قصاب، بزاز و نجار، نفع برسانید؛ اما یك دینار براى خود كنار نگذارید.

با نقشه و عاقلانه خرج كردن، آن است كه شما و خانواده‏تان، هر كدام یك سهم عادلانه از درآمد خود را پس‏انداز كنید.

خانم های محترم : تنظیم بودجه، نه مثل یك پیراهن ساده و آسان است و نه این است كه شما صورت بالا بلندى از مخارج روزانه را تهیه كنید و یك ریال یك ریال همه را بنویسید؛ بلكه تنظیم بودجه، عبارت از نقشه مشخص و یك برنامه منظمى است كه به شما كمك مى‏كند تا از درآمد و پولتان، حداكثر استفاده را ببرید.


بودجه‏اى كه از روى عقل و تدبیر تنظیم شده باشد، شما را به هدف و آرزوهایى كه در زندگى دارید، مى‏رساند. خرید خانه، باغ، ماشین، تحصیلات عالى براى بچه‏ها، پس‏انداز براى زمان پیرى، مسافرت و گردش، از هدف‏هاى مورد نظر هر خانواده هستند و انجام آنها، جز با تنظیم بودجه عاقلانه، میسر نخواهد بود.


وقتى شما از روى نقشه و حساب خرج كردید و مخارج هر ماه را آخر آن ماه از نظر گذراندید، به چشم خود مى‏بینید كه براى هر چیز، چه مبلغ پول داده‏اید و اگر بعضى مخارج در نظر شما زائد باشد، آنها را حذف مى‏كنید تا هزینه آنها به مصرف چیزهاى مهم و لازم برسد. صورت‏حساب خرج ماهانه بهترین مشاور اقتصادى و راهنماى خرج و پس‏انداز شما خواهد بود.

اگر خداى نكرده شما از آن زن‏هایى هستید كه عقل معاش نداشته، به تنظیم بودجه معتقد نیستید، از همین امروز، برنامه خرج و دخل را با تطبیق درآمدتان، تهیه كنید. باید بدانید كه یك زن میانه‏رو كه از روى عقل و نقشه خرج مى‏كند، مهم‏ترین كمك و خدمت را در راه موفقیت شوهر، انجام مى‏دهد. مردهایى كه گرفتار زن ولخرج  هستند، هرگز روى موفقیت را نخواهند دید.

اگر شوهر شما راه پول درآوردن را مى‏داند، ولى آینده‏گر نیست و همه را از دست مى‏دهد، شما باید با منطق و عقل معاش، از آن جلوگیرى كنید و اگر زیاد محافظه‏كار است و خانواده را در فشار و تنگنا مى‏گذارد، حس اعتماد او را به خود جلب كنید و به او بفهمانید كه شما نیز در پول خرج كردن، همان دل‏سوزى و تدبیر متقابل را دارید.


در امر بودجه خانواده شما نمى‏توانید به نظریه ی متخصصان، متكى باشید و آن را راهنماى بودجه ی خانواده خود قرار دهید. براى آن كه بودجه شما از نظر اقتصادى ارزش واقعى داشته باشد، باید به قامت خود شما بریده شود و مثل لباس، جزءجزء آن، روى اندام شما امتحان شود تا از هر جهت، برازنده شما و زیبا و راحت باشد. درآمد، موقعیت و مخارج هیچ خانواده‏اى، مثل خانواده دیگرى نیست. مشكلات و مسائلى كه شما در امر پول خرج كردن و بودجه خود دارید، مثل صورت و اندامتان، با دیگران متفاوت است.

در مقاله ی بعد چند پیشنهاد كه در تنظیم و تهیه بودجه خانواده، به شما كمك مى‏كنند، رابیان می کنیم.

ادامه دارد..

+ نوشته شده توسط nazanin در 2008/6/18 و ساعت 22:5 |



یک جنین، دو مادر و یک پدر!

روزی نیست که خبر عجیب و باورنکردنی‌ای در مورد دستکاری‌های ژنتیک نشنویم، خبر جالب امروز:
برای نخستین بار، دانشمندان انگلیسی رویانی از سه پدر و مادر ایجاد کرده‌اند، گروهی از دانشمندان دانشگاه نیوکاسل با استفاده از تکنیک IVF، جنینی ایجاد کرده‌اند که یک پدر و دو مادر دارد!
این کار برای جلوگیری از انتقال DNAهای معیوب زنان دچار بیماری میتوکندری انجام شده است. میتوکندری‌ها، ساختمان‌های کوچکی در سلول‌ها هستند که غذا را به انرژی تبدیل می‌کنند.
میتوکندری‌ها DNA‌خاص خودشان را دارند، DNA‌ای که به صورت مستقل از DNA ‌موجود در هسته سلول منتقل می‌شود و تنها از مادر به فرزند منتقل می‌شود. هر رویان DNA ‌میتوکندری‌های خود را از DNA مادرش که در سیتوپلاسم سلول تخمک مادر وجود دارد دریافت می‌کند.
بنابراین دانشمندان برای ایجاد رویانی که بیماری میتوکندری مادرش را دریافت نکند، نخست هسته سلول تخم حاصل از لقاح اسپرم و تخمک والدین اصلی را بر می‌دارند و سپس این هسته را وارد تخمک یک زن فاقد بیماری میتوکندری می‌کنند. فرزند حاصل از چنین شیوه‌ای به سبب داشتن DNA هسته‌ای مادر و پدر اصلی، همه خصوصیات و وضعیت ظاهری آنها را به ارث می‌برد.

 Three parents produce one embryo.jpg

نقایض DNA میتوکندری‌ها، حدود 50 بیماری مختلف ایجاد می‌کنند، بیماری‌های مثل کوری، عقب‌ماندگی ذهنی، ‌تشنج، ضعف عضلانی و دیابت.
از هر 5000 نوزادی که متولد می‌شوند، یکی به بیمار میتوکندری مبتلا است. علایم بیماری میتوکندری در سنین مختلفی تظاهر پیدا می کند و غالبا منجر به مرگ زودرس می‌شود. نیمی از بچه‌هایی که در استرالیا با بیماری میتوکندری به دنیا می‌ایند، قبل از رسیدن به سن دو سالگی می‌میرند.
دانشمندان دانشگاه نیوکاسل امیدوارند که تکنیک جدید انتقال میتوکندری آنها، این بیماری‌ها را ریشه‌کن کند. آنها تا به حال 10 بار این شیوه را تست کرده‌اند و تنها اجازه داشته‌اند، رویان به وجود آمده را به مدت 6 روز زنده نگه دارند.
اما این پژوهش که نوعی دستکاری ژنتیکی محسوب می‌شود، نگرانی منتقدان را برانگیخته است.
در استرالیا ایجاد رویانی از سه والد، ممنوع است ولی تحقیق انگلیسی‌ها که در روزنامه دیلی تلگراف به چاپ رسیده است، در انگلستان مورد تأیید است.
نتایج تحقیق این دانشمندان هنوز در ژورنال‌های پزشکی منتشر نشده است، ولی امیدهای تازه‌ای به مادرانی می‌دهد که می‌خواهند، نوزادان سالمی داشته باشند. پیش از عملی شدن این شیوه جدید، قانون موجود انگلستان بایستی تغییر کند.

+ نوشته شده توسط nazanin در 2008/3/8 و ساعت 0:56 |
The image “http://www.eshteghal.ir/Publications/pics/KARAFARINI_ZANAN4_copy.gif” cannot be displayed, because it contains errors.





 
اعتماد به نفس؛ بزرگترین زیبایى درون

زنان با داشتن اعتماد به نفس مى توانند با زیبایى درونى و شور و نشاط توجه همه را به خود جلب كنند.

زنانى وجود دارند كه بدون وسواس در مورد زیبایى با تلاش و كار به سلامتى خود مى اندیشند و با وجود لكه هاى پوستى و چند كیلو اضافه وزن به دنبال تندرستى هستند. این زنان با پوست و جسم خود راحت هستند كه همین اطمینان خاطر براى آنان زیبایى به ارمغان مى آورد. ایجاد اعتماد و سلامتى براى روح و جسم، رمز واقعى زیبایى است.

یك زن 33 ساله در این مورد مى گوید: «این كه من خودم باید موجبات شادى خودم را فراهم كنم كمى ناامید كننده است. خود ما هستیم كه مى توانیم انتخاب كنیم در یك نقطه ساكن شویم و یا این كه نفس عمیقى كشیده و به حركت ادامه دهیم. من ترجیح مى دهم به حركت ادامه دهم.» او روز را با یك جلسه ورزش آغاز مى كند و سه بار در هفته تمرین مقاومت مى كند. روزهایى كه هوا خوب است به پیاده روى و اسكیت مى رود. او معتقد است پس از پایان كارهاى روزانه مى تواند به كارهاى جانبى بپردازد.

وى مى گوید: كلاس موسیقى و كلاس هاى هنرى مى توانند خلاقیت را تحریك كنند چون آرام بخش هستند. او مى گوید: «به عقیده من هرگز براى یادگیرى كارى جدید دیر نیست. هرقدر چیزهاى جدید را تجربه كنید، به همان میزان وضعیت بهترى خواهید یافت. من خسته به رختخواب مى روم اما در عوض بسیار شاد و خوشحال هستم.»

رؤیا هشت سال پیش ازدواج كرده است. او وقتى فهمید به سرطان سینه مبتلا شده كه پسرش یك سال داشت. اكنون او سرزنده است و توانسته روحیه اش را حفظ كند.

او مى گوید: «امسال براى من یك سال فوق العاده بود. وقتى با وجود دانستن اینكه فقط پنج سال دیگر زنده هستید ناامید نباشید، بیشتر زنده خواهید ماند. من اكنون احساس سلامت مى كنم. وقتى بدانید كه فقط چند سال زنده هستید هر لحظه براى شما ارزشمند مى شود. من حتى یك لحظه از زندگیم را نیز هدر نمى دهم. فكر مى كنم كهسلامتى یعنى داشتن تعادل در زندگى بین آنچه واقعاً دوست دارید انجام دهید و آنچه باید انجام بدهید. یافتن این تعادل كار ساده اى است. یكى آواز را دوست دارد و یكى ورزش». او وقت زیادى را صرف ورزش مى كند و اكنون در حال اخذ گواهینامه مربیگرى است. او هر روز ساعت 5 صبح براى ورزش بیدار مى شود. سه بار در هفته شنا مى كند و دوبار در هفته به ژیمناستیك مى پردازد. رسیدن به بقیه زنان و عقب نبودن از آنها درخشندگى شخصیت اوست. او به تازگى داوطلبانه در برنامه اى شركت مى كند كه به زنانى كه به تازگى مشخص شده مبتلا به رطان سینه هستند، اطلاعات و دلگرمى مى دهند. براى او زیبایى فراتر از آن چیزى است كه در یك عكس پدیدار مى شود. او مى گوید: وقتى مى خواهم كارهایم را انجام دهم، خوشحالم كه مى توانم به عنوان یك مادر، یك همسر، یك دوست و یك ورزشكار كارم را به نحو احسن انجام دهم.

 

 

ریحانه 51 ساله و مشاور تربیتى است. او متأهل و مادر دو فرزند است. او از جمله كسانى است كه باعث مى شود شما احساس آرامش و خوشحالى كنید. او به كمك كسانى مى شتابد كه نیاز به پشتیبانى دارند. در همین حین یك مادر مسئول نیز هست. او مى گوید: «لذتى كه از كمك به دیگران به من دست مى دهد غیرقابل سنجش است. نمى توانم تا این حد از چیز دیگرى لذت ببرم». به عقیده او هیچ چیز به اندازه منظره كارهاى یك زن، او را زیبا نمى كند. او مى گوید: «زیبایى درونى یك احساس است كه تاریكترین لحظات را روشن مى كند.»

وى مى گوید:« وقتى مادر شدم به بهترین حالات روحى دست یافتم. یك دختر داشتم كه باید به خاطر او شاد مى بودم. به نظر من شما مى توانید مثبت و یا منفى بیندیشید. روبرو شدن خوب یا بد با مسائل یا برخورد پرشور، روز شما را خوب رقم مى زند.» او با این طرز فكرها به حركت خود ادامه مى دهد. كار كردن و تغذیه مناسب مهمترین برنامه زندگى او را تشكیل مى دهند.

او با شوهرش پیاده روى و شنا رفته و غذاهاى سالم براى خود درست مى كنند و درحالى كه او قبول دارد ظاهرش دیگر شبیه آن وقتى نیست كه به دبیرستان مى رفت؛ وزن او همان میزانى است كه ?? سال پیش بود. راه حل او براى مواقع اضطراب و استرس این است: وقتى عصبى است از پله هاى خانه اش بالا و پایین مى پرد.

او مى گوید: «انرژى حاصل ازعصبانیت به سرعت هدر مى رود و من فوراً احساس بهتر بودن مى كنم.»

مریم 32 ساله است او مدیریت یك شركت را دارد.

او تغییراتى در خود به وجود آورده است و مى گوید باید از قید و بند «بایدها» رها شود و به نیازهاى خود نیز بیندیشد. این خودباورى به او اعتماد بخشید تا كارهایى را كه قبلاً انجام نمى داد، انجام دهد. او دوره اى طولانى از خانواده اش دور بود. او مى گوید: «من نیاز به تغییر در زندگیم داشتم. اكنون فكر مى كنم كارى نیست كه نتوانم انجام دهم.» او ورزش را رها نمى كند و پیاده روى در مسیرهاى نزدیك خانه اش، ورزش مطلوب او است. او همین طور تنیس و یوگا نیز كار مى كند.

او مى گوید: زندگى بسیار زیباست. او به آینده خوش بین بوده و نمى خواهد به عقب باز گردد.

مینا، ?? ساله، متأهل، داراى دو فرزند ? ساله و ? ماهه است. او مى گوید: «اكنون كه سى ساله هستم فكر مى كنم زیبایى یك احساس و انرژى است. او از شش سال پیش كه اولین فرزندش را به دنیا آورد تغییر كرد. باردارى او را در یك ورطه جدید انداخت: به جاى آنكه خود را با دیگران مقایسه كند شگفت زده شد. او مى گوید: «ببین بدن من چه كارها كه نمى تواند انجام دهد. پیش از آن دوست داشتم كامل و متناسب به نظر بیایم. اكنون فكر مى كنم هیچكدام از ما كامل نیستیم.» وقتى پسرم فقط یك سال داشت طلاق گرفتم. بزرگ كردن یك بچه به تنهایى كار دشوارى بود و مى دانستم كه این تنهایى براى هیچكدام از ما خوب نیست. اما اینك تصمیم گرفتم مثبت بیندیشم. آموختم كه سعى كنم و هرچیز را جالب و زیبا ببینم، حتى چیزهاى بد را. اگرچه او نگران سایز خود نیست اما در سلامت خود دقیق است. او مى گوید: «من روان پریش نیستم و خود را از خوردن نیز محروم نمى كنم. همانطور كه بدنم مى طلبد مى خورم و فكر مى كنم سالم زیستن یعنى همین: توجه كردن به نیاز بدن.» او ورزش نیز مى كند: پیاده روى و اسكیت با پسرش. امكان تنها بودن آنها را با هم فراهم مى كند. او مى گوید: «شاید این حرف كلیشه باشد اما«ورزش یك داروى طبیعى براى تندرستى است.»

+ نوشته شده توسط nazanin در 2008/3/8 و ساعت 0:41 |

The image “http://images.jellymuffin.com/images/i_love_you/images/566.gif” cannot be displayed, because it contains errors.


به خاطر بسپاریم

نه به بهار دل ببندید و نا از زمستان بگریزید چراکه هر دو زود گذرند !


دوستت را چنان دوست بدار که شاید روزی دشمنت شود و دشمنت را چنان دشمن بدار که روزی دوست تو شود !


جزای کسی که به تو بی وفایی می کند تنها دوری گزیدن از اوست !


کسی را که شکیبایی نجات نداد بی تردید بی تابی تباهش سازد !


وقتی خدا هست هیچ دلیلی برای ناامیدی نیست !


سکوت سخن بزرگی است که خداوند به گویاترین زبانها بخشیده است !


هر چه قله های ثروت مرتفع تر دره های سقوط عمیق تر می شود !



The image “http://www.biosfera.gov.lv/files/Image/Gallery/F_0129_01.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.




مثه سگ داشت میلرزید کنار خیابون ....برف به شدت میبارید ...پاهاش یخ زده بود .....واسه هر ماشینی که دست بلند میکرد فایده نداشت ...یکی دوبار با خودش گفت پیاده برم ...ولی باز پشیمون شد ....تو همین افکار بود که یه ماشین مدل بالا جلوی پاش ترمز زد ....دوتا بوق که زد فهمید برا اون وایساده ....در ماشین رو که باز کرد دید راننده یه زنه ....خانوم راننده گفت من مستقیم میرم تا اخر بلوار .....اونم سوارشد .....!!!

بخاری ماشین باد گرمی رو به پاهاش میزد....عطر خوشبویی مشامش رو نوازش میداد ...صدای اهنگ ملایمی از استریوی ماشین به گوش میرسید ...کم کم خودش رو ول داد رو صندلی ..دیگه سردش نبود ...حتی گرمش هم شده بود ....از تو اینه توجهش به راننده جلب شد ....خانوم زیبایی که ارایش مختصری داشت ...و همین ارایش مختصر اونو زیبا تر کرده بود .....

یه دفه یه جوریش شد !!...با خودش فکر کرد چرا اون خانوم اونو سوار کرده ....؟؟...قلبش تند تر شروع کرد به تپش ....حس خوبی پیدا کرد ......احساس شادابی بهش دست داد....سرمارو فراموش کرد ....دلش میخواست بخوابه !!....دوباره به راننده نگاه کرد ....ایندفه چشاش برق زد ..!!!

با خودش هزار تا فک کرد ....اخرشم به این نتیجه رسید که اون خانوم منظور داره از سوار کردنش و از اینکه به این نتیجه رسیده بود ذوق زده شد ....یه کم خودشو جمع و جور کرد ...تو عالم خیال شروع کرد به تجسم عشق بازی با اون خانوم و اینکه چقدر بد شد که چند وقته حمام نرفته ولی باز خودش رو قانع کرد که حتما تو ویلاشون حمام دارن ....اونجا میرم .....!!

گرمای ماشین و بوی عطر زن از خود بیخود کرده بودش ...داشت به خودش میپیچید...چشاشو بسته بود و داشت عشق بازی میکرد تو خیالش ....ناخود اگاه دستش رو برد طرف پای خانوم راننده و اونو لمس کرد !!!

توقف ناگهانی ماشین و صدای دلخراش ترمز باعث شد سرش محکم به شیشه جلوی اتومبیل بخوره ....تازه به خودش اومد ....

برو گم شو پایین حیوون کثافت عوضی !! اینو خانم راننده گفت و اون سریع پیاده شد ...دهنش خشک شده بود .....چیزی برای گفتن نداشت ...ماشین کم کم دور شد و اون دوباره سرما رو حس کرد ....دوباره خودشو جمع کرد !!!

دوباره مثه سگ شروع کرد به لرزیدن !! .....مستقیم .........مستقیم !!



به نام او که عشق را آفرید

خلوتي بود و سکوتي و شبي مهتابي

حرکت برگ سر شاخه و بيد مجنون

تا رسيدم به آغاز سخن گفتن و نور

باد آرام دل ام را خبر فصل و شقايق مي داد

جوي باريک مسير سفر سنگ نبود

خاطرات شب يلدا و گره کردن سبز

چيدن سفره هفت سين و نشستن در ابر

داشتم قصه ي ديروز ترا مي خواندم

کوچه خالي شده از فاصله ها

تنگ و پيچيده فضا با ديروز

حجم ديوار زمان

عقده ي گفتن و رفتن

مي رسيدم به سر کوچه ي تنهايي و برمي گشتم

سخن از خستگي و تجربه نيست

شوق ديدار پر از لذت تکرار

مژده ي قاصدک و رفتن و بوييدن گل

و هوا لب ريز از نور حضور

مي نوشتم که تو آسوده بخوابي با شب

من ترا ديدم و آغاز شدم

خواب ديدم که ترا مي بينم

شيشه سرشار شکستن با سنگ

دل پر از حادثه ي بود و نبود

تارسيدم به ته حسرت گل

خلوت کوچه و تنهايي باران را باور کردم

 

وداع

مي روم خسته و افسرده و زار
سوي منزلگه ويرانه خويش
به خدا مي برم از شهر شما
دل شوريده و ديوانه خويش
مي برم تا که در آن نقطه دور
شستشويش دهم از رنگ نگاه
شستشويش دهم از لکه عشق
زين همه خواهش بيجا و تباه
مي برم تا ز تو دورش سازم
ز تو اي جلوه اميد حال
مي برم زنده بگورش سازم
تا از اين پس نکند باد وصال
ناله مي لرزد

مي رقصد اشک
آه بگذار که بگريزم من
از تو اي چشمه جوشان گناه
شايد آن به که بپرهيزم من
بخدا غنچه شادي بودم
دست عشق آمد و از شاخم چيد
شعله آه شدم صد افسوس
که لبم باز بر آن لب نرسيد
عاقبت بند سفر پايم بست
مي روم خنده به لب ‚ خوينن دل
مي روم از دل من دست بدار
اي اميد عبث بي حاصل


+ نوشته شده توسط nazanin در 2008/3/5 و ساعت 18:12 |
http://www.ljustorget.se/images/apples-and-water-lily/roda_rosor_water_600.jpg




در «دومین کنگره سراسرى خانواده و مشکلات جنسى»، اعلام شد که 7/9% از افراد جامعه به اختلالات جنسى دچارند و حداقل ۵۰% از کسانی که براى طلاق به مراجع قضایى مراجعه می کنند (مرد یا زن) مشکل جنسى دارند. بر اساس یافته های دکتر «مجد» و همکاران، علت 40% از طلاقهای رخ داده ناشی از مشکلات جنسی است.

پژوهشهای بسیاری در کشور درباره مشکلهای جنسی انجام شده است. همه یافته ها نشان از ناآگاهی دارد که در نهایت به جدایی و از هم پاشیدن زندگیها می انجامد. چند راهکار به شما می آموزیم تا بدانید که این امر مشکلی ناگشودنی نیست و براحتی می توانید آن را در مرحله های مختلف زندگیتان حل کنید.

فرزند کودکستانی: یافته های پژوهشها نشان داد پدرانی که فرزند کودکستانی دارند رابطه جنسی کمتری دارند. در مردان، اغلب این احتمال بیش از زنان وجود دارد که به فرزندان خردسال خود به عنوان مانع و مخل زندگی جنسی بنگرند. بنابراین، مردان در این شرایط کمتر آغازگر رابطه جنسی می شوند. زنان باید بیش از پیش به همسرشان توجه کنند و با این کار به آنان بفهمانند که جذاب و دوست داشتنی اند.

احتمال جدایی و متارکه: همسرانی که قصد جدایی از یکدیگر را دارند رابطه جنسی کمتری با یکدیگر خواهند داشت. همسرانی که به سمت طلاق پیش می روند اغلب سعی می کنند از صمیمیت بکاهند. اگر احتمال می دهید که به زندگی ادامه دهید، بهتر است رابطه خود را حفظ کنید.

 سن: سن عامل پیش بینی کننده قوی است. هرچه سن بالاتر رود احتمال کاهش رابطه جنسی افزایش می یابد؛ اما در آن روی سکه وقتی که رابطه جنسی در همسران مسن روی می دهد، رضایتبخش تر و از کیفیت بالاتری برخوردار و عشق و محبت در آن پررنگ تر است. با افزایش سن، زنان و مردان ویژگیهای رابطه جنسی خوب و رضایت بخش را می آموزند و همین امر سبب می شود که با وجود کاهش میل جنسی و دفعه های برقراری رابطه جنسی، رابطه جنسی رضایتبخش تر و لذتبخش تر گردد.

سالهای تأهل: مردانی که از تاریخ ازدواجشان خیلی گذشته باشد رابطه جنسی کمتری را گزارش می کنند؛ اما مدت ازدواج عامل پیش بینی کننده مهمی برای زنان به شمار نمی آید. البته تعداد روابط جنسی در مردان نسبی است.

رضایت و خوشبختی: جای شگفتی نیست که هر قدر همسران شادتر باشند و احساس خوشبختی بیشتری کنند تمایل بیشتری به برقراری رابطه جنسی از خود نشان خواهند داد.

سلامت: کاهش سلامت اغلب سبب کاهش روابط جنسی در مردان می شود، اما در زنان چنین نیست؛ زنان مسن برقراری رابطه جنسی را حتی در وضع ناخوشی و کسالت وظیفه و تکلیف می دانند. زنان بیمار و ناخوش برای برقراری رابطه جنسی مشکل خاصی نخواهند داشت؛ اما مردان نمی توانند بیماری و اثر آن را پنهان کنند. اختلال نعوظ، فشار روانی، خستگی، بیماریهای قلبی – عروقی، علت اصلی رویگردانی مردان از رابطه جنسی است.

فعالیتهای مشترک: زنان و مردان متأهلی که بیشتر با هم صحبت می کنند و کارها را بیشتر با یکدیگر انجام می دهند از لحاظ جنسی فعالترند. چنانچه زندگی جنسی شما افول کرده است، بکوشید که فعالیتهایی را به همراه یکدیگر انجام دهید؛ مانند ورزش، رفتن به سینما، باغبانی، انجام دادن وظایف خانه، ... . این کار به رابطه شما روح تازه ای می بخشد. راهکار دیگر این است که دانسته های خود را با یکدیگر تقسیم کنید؛ با این کار، نه تنها به آگاهی شما افزوده می شود، بلکه فرزندانتان نیز به سبب آن چیزهای جدیدی می آموزند. افزایش دانش و اعتماد میان همسران با سهیم شدن اطلاعات با یکدیگر سبب افزایش میل جنسی خواهد شد.

تعداد فرزندان: فرزند بیشتر و حضور فرزندان ممکن است نمایانگر ثبات در ازدواج باشد؛ اما در عین حال همسران باید خیلی خلاق باشند تا بتوانند در حضور فرزندان خود رابطه جنسی داشته باشند. بنابراین، فرزند کمتر مساوی است با فرصتهای رابطه جنسی بیشتر.

بحث بر سر رابطه جنسی: همسرانی که رابطه جنسی چندانی با یکدیگر ندارند درباره آن نیز خیلی کم و بندرت بحث و گفتگو می کنند. پژوهشگران چنین استدلال می کنند که این دسته از همسران این گونه پرورش یافته و خو گرفته اند که رابطه جنسی اندکی داشته و از مطرح کردن آن نیز بی نیاز باشند. طرح این مسائل که «ما می توانیم امتحان کنیم» و یا «من راحت نیستم وقتی که ...» و یا «چرا ما هیچ وقت...» سبب افزایش رابطه جنسی می شود. هر قدر که همسران رابطه جنسی بیشتری با یکدیگر داشته باشند، بیشتر هم درباره آن بحث می کنند. یکی از نشانه های هشدار دهنده در رابطه ای نابرابر و نامتعادل اختلاف نظر است. همسرانی که درباره هیچ چیز بحث نمی کنند همسرانی اند که با یکدیگر گفتگو نمی کنند و در واقع خودشان را سانسور می کنند. این بحث نکردن ها هماهنگی و تفاهم کاذب ایجاد می کند و فقط رنجش و تنفر به بار می آورد که دیر یا زود آشکار می شود.

خشونت: یکی دیگر از یافته های غیر منتظره رابطه میان خشونت و فعالیتهای جنسی بیشتر در زنان است. برخی پژوهشگران به این واقعیت استناد می کنند که برخی از همسران از رابطه جنسی به عنوان ابزار آشتی مجدد پس از دعوا و بگو مگوها استفاده می کنند. برخی هم معتقدند که برخی از همسران در بیان عشق و یا خشم بیشتر فیزیکی عمل می کنند. رابطه جنسی و خشونت فقط در زنان وجود دارد که اشاره دارد به اینکه برخی از مردان از رابطه به عنوان شکلی از تسلط و سلطه گری استفاده می کنند.

به یاد داشته باشید که پیوند این چرخه ‌‌‌(نزاع، رنجش، رابطه جنسی، آشتی) برای مرد و زن غیر سالم است. این به مفهوم آن است که ممکن است زوجی رابطه جنسی فراوانی با یکدیگر داشته باشند؛ اما در کل رابطه، مشکل جدی داشته باشد. علت دیگر آن ممکن است اغواگر بودن خشونت باشد. در پی تماشای فیلمهای ترسناک، مردان و زنان افزایش برانگیختگی جنسی را تجربه می کنند. اوج گرفتن آدرنالین در پی پاسخ جنگ یا گریز باعث افزایش میل جنسی می گردد. بنابراین، پس از مشاجره میل جنسی نیز افزایش می یابد. برای 70% از زنان که سلطه مردان را می پسندند و تأیید می کنند رابطه جنسی فرصت ایمنی است که شوهران می توانند بر زنان خود تسلط و برتری داشته باشد. زنانی که می پندارند آسیب پذیری ماهیت و جوهره وجودی زنان است از سلطه پذیری هنگام برقراری رابطه جنسی خشنودند.

داد و ستد جنسی: برخی زنان از رابطه جنسی مانند خدمت معامله گرانه بهره برداری می کنند؛ یعنی در قبال برقراری رابطه جنسی، همواره چیزی از شوهرانشان مطالبه می کنند. در چنین روابطی، رابطه جنسی ممکن است از هیچ تا بسیار زیاد در جریان باشد. حتی اگر رابطه جنسی میان چنین همسرانی زیاد باشد، از آنجا که روابط جنسی بر مبنای عشق و صمیمت استوار نیست، الزاما بیانگر رابطه ای پایدار و ثابت نیست. همچنین، بتدریج رابطه جنسی قداست خود را از دست می دهد و احتمال برقراری روابط جنسی خارج از ازدواج (نامشروع) در همسران افزایش می یابد.


+ نوشته شده توسط nazanin در 2008/2/28 و ساعت 1:41 |
http://gallery-soltan.persiangig.com/image/postcard/sepandar/sepandar1.jpg


چند صباحی است که در این دیار با وجود داشتن روز عشق ایرانی با پشتوانه ای
بسیار غنی تر و کهن تر از ولنتاین، برای ابراز عشق خود، رسمی از بیگانگان به
عاریت گرفته شده است. گسترش مراسمی از این قبیل که چندان سنخیتی با
فرهنگ جامعه ما ندارد و همچون دیگر رسم ها و مدهای وارداتی، اغلب مردم بدون
اطلاع از ریشه و فلسفه آن، تنها اجراکننده محض آن هستند، به عنوان یک مسأله
اجتماعی _ فرهنگی مطرح است.
ولنتاین را همه می شناسند. چرا که چند سالی است این رسم بیگانه در دیار ما
حضور یافته و با نزدیک شدن به دهه آخر بهمن ماه در روزنامه ها، مجلات و سایت
های اینترنتی به شکل مقاله و نوشتار، در پشت ویترین ها به شکل هدایا و کارت
پستال های منسوب به ولنتاین و بر سر زبانها با جمله «ولنتاین مبارک» این حضور را
به اثبات رسانیده است. برای باور این گفته، کافی است وارد اینترنت شوید و کلمه
«ولنتاین» یا «ولنتین» را برای جست وجو وارد کنید، آنگاه به طور حیرت آوری با
لیست بی انتهایی از وبلاگهای جوانان ایرانی مواجه خواهید شد که مطالبی در
خصوص این روز همراه با تبریکات متعدد و متنوع آورده شده است! یا در همان
روزها، نگاهی در سطح شهر _ بخصوص مرکز و مناطق بالای شهر _ بیندازید، حتماً
متوجه تفاوت آن با روزهای دیگر خواهید شد. شهر و مغازه ها با هدایا، عروسکها و
کارت پستال های رنگارنگ ولنتاینی! رنگ وبوی خاصی به خود می گیرند؛ جنب و
جوشی همچون روز مادر و عید نوروز در بین مردم بخصوص جوانان به چشم می
خورد؛ همه چیز شاد به نظر می رسد. دیگر کمتر کسی است که اگر به دنبال بهانه
ای برای ابراز عشق و علاقه به کسی می گردد؛ در این روز، با تهیه هدایا و کارت
پستال های مخصوص این روز که کاملاً رنگ و بوی سرزمین و فرهنگ اصلی شان را
دارند، خود را به قافله عاشقان روز ولنتاین، این رسم آشنای بیگانه نرساند. چند
صباحی است که در این دیار با وجود داشتن روز عشق ایرانی با پشتوانه ای بسیار
غنی تر و کهن تر از ولنتاین، برای ابراز عشق خود، رسمی از بیگانگان به عاریت
گرفته شده است. گسترش مراسمی از این قبیل که چندان سنخیتی با فرهنگ
جامعه ما ندارد و همچون دیگر رسم ها و مدهای وارداتی، اغلب مردم بدون اطلاع از
ریشه و فلسفه آن، تنها اجراکننده محض آن هستند، به عنوان یک مسأله اجتماعی
_ فرهنگی مطرح است. البته این مسأله تنها خاص ولنتاین نیست و به قول معروف
«تا بوده همین بوده!» و همیشه داشتن رنگ و بوی فرنگی امور مختلف زندگی مان
را نشان بر متمدن و به روز بودن و باکلاسی دانسته ایم و عدم پیروی از آن را نشان
بر عقب ماندگی! «و آنقدر جذب آیین و رسوم و مناسبات زندگی غربیان شده ایم که
گاه در پی افراط در این تقلید کورکورانه و ظاهری، به نسخه ای به مراتب غربی تر از
خود غربیان بدل شده ایم.» در حالی که نسبت به فراموشی آداب و رسوم و آیین
های ملی و مذهبی خود هیچ واهمه ای نداریم و این بار نوبت، نوبت ولنتاین است
که غافل از آیین های کهن مهرورزی خود، آن را بهتر از صاحبان اصلی اش اجرا کنیم.
شاید کمتر ایرانی از وجود روز عشق در ایران باستان و برگزاری جشنی برای
بزرگداشت این موهبت، آن هم نه با قدمت سه قرن پیش از میلاد رومیان، بلکه از
بیست قرن پیش از میلاد! اطلاع داشته باشد؛ شاید کمتر ایرانی بداند که بیست و
نهم بهمن ماه(۱) و طبق گاهشماری ایران باستان روز اسفند از ماه اسفند (پنجم
اسفندماه) با نام «سپندارمذگان» یا «اسفندارمذگان»، روز عشق ایرانیان است.(۲)
یعنی دقیقاً ۳ روز بعد از روز ولنتاین و زمانی که شهر پس از پشت سر گذاشتن
چندین روز متفاوت، تقریباً به روال عادی برگشته است و مردم، بی خبر و بی تفاوت،
فارغ از تب و تاب روز عشق فرنگی! آن را عادی تر از روزهای دیگر سپری می کنند.
نه دیگر از هدایای مخصوص ابراز عشق و محبت خبر است و نه تکاپوی مردم برای
ابراز عشق. غافل از اینکه این روزها، همان روزی است که احساس نیاز به آن و جای
خالی اش، آنها را سخت مجذوب جشن ولنتاین نموده است.
بی اطلاع از این روز نیز همچون روز ولنتاین برای پاسداشت عشق و دوستی بنا
نهاده شده است تا ابراز محبت و مهرورزی به بوته فراموشی سپرده نشود! با این
تفاوت و برتری که از آن خودمان و متناسب با فرهنگ و روحیات خودمان است. در
فرهنگ ایران باستان، این روز به عنوان روز زمین، روز مادر، روز زن و به طور کلی روز
عشق نامیده شده است (چرا که همه اینها در یک یا چند ویژگی و مشخصه به هم
ربط پیدا می کنند). مطابق عقاید و اصول مذهبی زرتشتیان، زمین گستراننده،
مقدس، فروتن و نماد عشق است. چرا که با فروتنی، تواضع و گذشت به همه
عشق می ورزد و زشت و زیبا را به یک چشم می نگرد و همه را چون مادری در
دامان پرمهر خود امان می دهد. زمین نماد عشق و همانند زن، زاینده و آفریننده
است.» در اسطوره ها، این روز به ایزدبانوی نگهبان زمین ، یعنی «اسپندارمد» (
اسفندارمد، سپندارمد، سپنته ارمئیتی)(۳) تعلق دارد. سپنته آرمئیتی با نمادی
زنانه، دختر اهورامزدا، چهارمین امشاسپند و همچنین چهارمین مرحله از راه
عرفان(۴) است. وی در عالم معنوی، مظهر عشق، تواضع و فروتنی و در عالم
مادی، نگهبان زمین و زنهای درستکار و عفیف و شوهردوست است و تمام خوشی
های دنیا در دست اوست. وی موظف است زمین را خرم، آباد و بارور نگاه دارد. به
این جهت، هر کس به کشت و کار و آبادانی بپردازد، خشنودی سپندارمذ را فراهم
می کند.(۵)
در کتاب ابوریحان بیرونی در خصوص این روز آمده است که «این جشن ویژه زنان و
روز ارج گذاشتن به زنان نیکوکار بوده که در آن از شوهران خویش پیشکش دریافت
می کرده اند، از این رو آن را جشن مزدگیران نیز می خوانده اند.» شادی، تفریح،
عشق ورزی، قدردانی، هدیه و پیشکش دادن و یاری رساندن، به خصوص در مورد
زنان، به دوش گرفتن وظایف زنان توسط مردان و استراحت کامل آنان از کار و تلاش
به پاس تلاش یک سالشان از مهمترین مشخصه های این جشن است.
سپندارمذ تنها نمونه ای از شکوه و زیبایی پشتوانه های فرهنگی ایران است که به
فراموشی سپرده شده است. ولی این مختصر داشته غربیان است که با این
سرعت و وسعت جهان را سیر نموده و چهره ای جهانی به خود گرفته و توانسته
بی هیچ چالشی مانند بسیاری از سنت های فکری و رفتاری آن دیار، آرام و بی صدا
وارد زندگی و فرهنگ جوامع مختلف شود و همه را هم صدای خود کند. دلیل این امر
چه می تواند باشد؟ توان اقتصادی و سیطره صاحبان ولنتاین به فناوری معاصر
ارتباطات و وسایل ارتباط جمعی و قوی تر عمل کردن آنها به واسطه این امکانات،
نبود خودباوری ما و عدم تلاش برای شناخت و ماندگاری گنجینه های فرهنگی خود
یا در وجود نداشتن شرایط و زمینه گسترش جشن ها و مناسبات نشاط آور، جذاب و
منطبق با روحیات، نیازها و سلایق مردم.
بسیاری از صاحبنظران با قائل شدن کارکرد برای پدیده های فرهنگی و اجتماعی
مانند ولنتاین، بر این باورند که جشن ولنتاین پاسخی است به یک نیاز: نیاز به شادی
و یکی از اصلی ترین دلایل رواج گسترده این جشن را در جامعه محدود بودن روزها و
مناسبت های شادی می دانند. به عقیده داور شیخاوندی (جامعه شناس): «اگرچه
این رسم برگرفته از یک سنت اروپایی، آمریکایی است، اما در کشور ما به دلیل
اینکه روزهای شاد بسیار کم است، جوانان روز ولنتاین را جشن می گیرند» و به
دنبال این نیاز، برگزاری ولنتاین و بزرگداشت مهر و محبت را ابتکار خود جوانان می
دانند.
در تأیید این مسأله، دکتر سیدحسن حسینی، جامعه شناس و استاد دانشگاه نیز در
مورد علت گرایش جوانان به چنین مراسمی، با اشاره به «قرار گرفتن در یک
وضعیت جهانی» معتقد است: «اگر مراسم سرور محدود شود، نمی توان توقع
داشت که چنین جامعه ای به دنبال جشنها و اعیاد سایر جوامع نرود». و اظهار می
دارد که مطمئناً در آینده نزدیک ، بسیاری از جشنهای مسیحی (غربی) وارد جامعه
ما می شود.
به خاطر اینکه ما نه تنها چنین مراسمی را ایجاد نکرده ایم، بلکه مراسمی را که
برای ابراز شادمانی داشتیم، نیز ، محدود کرده ایم. این موضوع نه تنها تبعات
نامطلوب اجتماعی و افسردگی را به دنبال دارد، بلکه باعث می شود عوامل
سرورآور فرهنگهای دیگر ، مثل مد و ... وارد جامعه شود.
دکتر علم الهدی با اشاره به اینکه تأثیر الگوبرداری از روزهایی مثل روز ولنتاین در
جامعه همچون تأثیر قرص های نیروزا، نشاط کاذب می آورد؛ یادآور می شود که «
ما باید فضای مناسب نشاط آور ، منطبق با ظرفیتها و نیازهای فطری داشته باشیم.
ما نباید جوانانمان را در فضایی غمگین قرار دهیم. اگر نیازهای روحی جوان در
جامعه تأمین نشود ، به سایر فرهنگها روی خواهد آورد.»
محمدعلی الستی نیز می گوید: «به دلیل اینکه ما نتوانسته ایم عناصر فرهنگی خود را برای جوانان به روز و جذاب کنیم، جوانان به این فرهنگها روی آورده اند.» وی تصریح می کند: «ترویج الگوهای بیگانه با ضرورتهای کشور ما سازگار نیست ولی در صورتی که فرهنگی جذابیت داشته و قابلیت گسترش در کشورهای دیگر را داشته باشد، رواج می یابند؛ در غیراین صورت در کشور خود نیز به دست فراموشی سپرده می شوند». این جامعه شناس تأکید می کند:«اگر فرهنگی با روحیات نسل جوان سازگار باشد ، مورد اقبال قرار خواهد گرفت».
در پی این مباحث ، به نظر می رسد نیاز به شادی و عدم توجه و پاسخگویی به این نیاز در جامعه محوری ترین دلیل برای رواج جشنی بیگانه در کشوری است که فرهنگ آن ریشه در جشن و شادی و مهرورزی دارد. کشوری که به قول ابوریحان بیرونی در کتاب آثارالباقیه، شمردن شمار جشن های آن همانند شمار کردن آبگذرهای یک سیلاب غیرممکن است. آری ، واقعیت فراموش شده هم همین است که فرهنگ اصیل ایرانی فرهنگ شادزیستی، شادباشی، شادگویی و شادخوری است ؛ و در یک کلام، فرهنگ جشن و شادمانی است. جشن های ۱۲گانه ، آیین های نوروزی، جشن سده، گاهنبارهای (جشن های ) ششگانه به یمن شش آفرینش بزرگ جهان، جشن تولد خورشید (یلدا) و هزاران مراسم دیگر ، خود، مؤید پیوند عمیق و دیرینه فرهنگ این مرز و بوم با جشن وشادی است. قدرخانی در مقاله ای دراین خصوص می نویسد: «ایرانیان تنها مردمی هستند که در تمام افسانه ها، اساطیر و داستانهای ملموس و غیرملموس دور یا نزدیک، شادمان ترین مردم شناخته شده اند. ایرانیان قدیم برای تولد هرماه و روز و هفته خود جشنی داشتند که همه به یکدیگر مهر می ورزیدند. شاید به همین دلیل ایران کشور آیین مهرورزی نام گرفته است». با این همه مناسبت و بهانه برای شادبودن و مهرورزی، که همگی نشان از فرهنگ، نحوه زندگی، خلق و خوی ، فلسفه حیات و کلاً جهان بینی ایرانیان باستان دارد، باز ، ولنتاین را برای شادبودن و عشق ورزی برمی گزینیم!
ولی علاوه براین کارکرد که بسیاری بر ولنتاین قائل هستند، باید به کارکرد مهم تر آن نیز اعتراف نمود چرا که شاید، اگر ولنتاینی نمی آمد، دلیلی نیز، برای شناختن و شناساندن داشته های خودمان احساس نمی شد. همیشه به همین منوال بوده؛ بی خیال، دست روی دست می گذاریم تا مشکلی همچون تلنگری ما را به خود آورد. آنگاه به تکاپو می افتیم و «کاسه چه کنم چه کنم به دست می گیریم!» و چون علاج واقعه پس از وقوع کرده ایم، در حل آن مستأصل شده و تازه به خود می آییم که ای داد، گذشتگان چه بجا گفته اند که «پیشگیری به از درمان!» ولی این ، فقط علم به حضور معضل است که به تنهایی مشکلی را حل نخواهد کرد چرا که یافتن و اعمال روش های مؤثر درمان، خود بحثی است به مراتب پیچیده تر از کشف معضل دلیل گسترش آن. ولی در پی تجربه، دیگر همه دانسته ایم که در رابطه با اینگونه مسائل فرهنگی و اجتماعی ، بهترین راهکارها از نوع فرهنگی و اجتماعی است و استفاده از زور و فشار، اگر تأثیری هم داشته باشد مقطعی و زودگذر خواهد بود . همانگونه که در سالهای گذشته ، در پی اخطار به مراکز فروشی که ولنتاین را با ارائه کالاها و هدایای این روز، ترویج می دادند، برای مدتی نام ولنتاین از سردرمغازه ها پایین کشیده شد؛ ولی با این وجود، همچنان شاهد حضور هدایا و کارت پستالهای بیشتر و متنوع تر ولنتاینی به عنوان صدرنشین ویترین مغازه ها و افزایش طالبان آنها هستیم و باید توجه داشت که ولنتاین نیز همچون دیگر پدیده های فرهنگی ، اجتماعی تا زمانی به حیات خود ادامه می دهد که بتواند نیازی را پاسخگو باشد و کارکردی را ایفا نماید. همانگونه که محمدعلی الستی معتقد است انسان دارای یک سری نیازهاست و هر فرهنگی که بهتر به این نیازها پاسخ دهد، فراگیرتر خواهد شد. ولی با این وجود براین نکته نیز باید تأکید داشت که اگر الگوهایی ارائه شود که در راستای پاسخ به نیازها و سازگار با سلایق، نیازها و ضرورتهای جامعه باشد، در آن صورت می توان به پذیرش و کشش جوانان به فرهنگ خودی امیدوار بود. هرچند به دلیل جاافتادن ولنتاین در افکار و عادات مردم، جایگزینی الگوی ایرانی آن کمی مشکل به نظر می رسد، ولی به قول قدیمی ها که پیامشان ، همواره نشر امید و تکاپو است :«ماهی را هروقت از آب بگیریم تازه است !» پس بهتر است هرچه زودتر برای گرفتن ماهی دست به کار شویم و «جلوی ضرر را زودتر بگیریم که هر زمان باشد ، منفعت است»!

پی نوشت:
۱- به علت شش ماه سی و یک روزه در سالنمای کنونی ایران، این روز با تفاوت ۶ روز از ۵ اسفندماه به ۲۹ بهمن منتقل شده است.
۲ - مبنای این جشن به عنوان یکی از جشنهای دوازده گانه ایران باستان به این صورت است که در ایران باستان ، همه ماههای سال سی روزه بود. این ماهها اسامی امروزی را داشتند و علاوه برآن، هریک از روزهای ماه نیز نامی داشتند. وجود نام این ۱۲ ماه در میان اسامی روزهای ماه سی روزه مبنای جشن های دوازده گانه ایران باستان بود. بدین ترتیب که یک روز همنام در هرماه وجود داشت و هرگاه آن روز فرا می رسید مردم جشن می گرفتند. این جشن ها عبارت بودند از : فروردینگان (۱۹ فروردین ماه)، اردیبهشتگان (۱۳ اردیبهشت ماه)، خوردادگان (۶ خردادماه) ،تیرگان (۱۳تیرماه )، امردادگان (۱۷ مردادماه)، شهریورگان (۳شهریورماه) ، مهرگان (۱۶مهرماه)، آبانگان (۱۰آبان ماه)، آذرگان (۹ آذر )، دیگانه (۸ ، ۱۵ و ۲۳ دی ماه) ، بهمنگان (۲ بهمن ماه) و سپندارمذگان
(۵ اسفندماه) (ر.ک به آیین ها و جشن های کهن در ایران امروز ، تألیف دکتر روح الامینی )
۳ - سپندارمذ یا سپنته آرمئیتی از دو جزء سپنته - پاک ورجاوند و آرمئیتی یا آرمیتی - اندیشه ، فداکاری ، بردباری، سازگاری ، فروتنی ، مهر و عشق تشکیل شده است.
۴ - در فرهنگ زرتشتی شش فروزه و صفت بین انسان و خداوند مشترک است. به گونه ای که انسان می تواند با بهره مندی و به کارگیری هریک از این صفت ها به اهورامزدا نزدیکتر شود. در بین این ویژگیها چهارمین فروزه و صفت سپنته آرمئیتی نام دارد . این واژه که فروتنی و بردباری معنی می دهد، یکی از فروزه های اهورایی است که انسان نیز می تواند آن را در خود پرورش دهد.
۵ - به همین منظور ایرانیان، در ماه اسفند اقدام به امور اجتماعی و عمرانی عام المنفعه می کردند و به حفر قنوات و خشکانیدن مردابها و باتلاق ها و آبادکردن زمین های بایر به وسیله سدبندی رودخانه ها و کشت و زرع و نشاندن درخت می پرداخته اند و اجرای این امور را جزو فرایض دینی خود به حساب آورده و ایمان داشتند که اگر کسی چنین کارهای نیکو کند، پس از مرگش در بهشت جاویدان خداوند، منزل خواهدگرفت.
+ نوشته شده توسط nazanin در 2008/2/14 و ساعت 14:49 |

در آینده ای نزدیک، زنان دیگر احتیاجی به مردان نخواهند داشت!

9607gebe.jpg

 محققان دانشگاه نیوکاسل در انگلستان با دستیابی به یک موفقیت علمی، توانستند نیاز زنان به مردان را برای مادر شدن برطرف کنند! بر این اساس شاید در آینده ای نزدیک زنان برای بچه دار شدن هیچ احتیاجی به مردان نداشته باشند!
محققان دانشگاه نیوکاسل توانستند با گرفتن حجره های سلولی از تخمدان زنان (امبریو زنان) و تبدیل آن به اسپرم موفقیت بزرگی را امضا کنند. این یافته اولین گام استقلال کامل زنان از مردان می باشد. تحقیقات قبلی در این زمینه به برداشتن نمونه هایی ازسلولهای بنیادی استخوان مردان و تولید اسپرم از آن منحصر می شد. حال محققان علاوه بر روشهای فوق، خود را برای تبدیل حجره های مغز استخوان زنان به اسپرم آماده می کنند.
به نوشته روزنامه پوستا چاپ ترکیه، اگر محققان علم بتوانند از مغز استخوان زنان به تولید اسپرم دست یابند زنان می توانند نوزادی کاملا همسان با DNA ی خودشان داشته باشند.
فرق بین جنسیت مرد و زن از تفاوت کروموزومی آنها ناشی می شود. در هردو جنسیت، کروموزومهای X وجود دارد اما برای تولید اسپرم به کروموزوم Y نیز احتیاج است.
به دلیل عدم وجود کروموزوم Y در زنان برخی محققان اعتقاد دارند یک اسپرم خالص از زنان به دست نخواهد آمد و در صورت بدست آمدن اسپرم از زنان، نوزاد قطعا دختر خواهد شد.

پی نوشت - علت اینکه همیشه یافته های علمی به سود زنان است در چیست؟ و چرا چیزی کشف نمی شود که نیاز مردان به زنان تماما برطرف شود!؟ با تحقیقات این محققان بیکار و نامرد، شاید تا چند دهه دیگر نسل مردان تماما منقرض شود!!!

+ نوشته شده توسط nazanin در 2008/2/5 و ساعت 17:46 |


پس از رابطه جنسی 
 

170924290236.jpg

چـرا مـردان پـس از رابـطه جنـسی تــمایل به خوابیدن پیدا میكنند:
یكی از گلایه های رایج زنان به خواب رفتن مردان بلافاصله پس از رابطه جنسی است.چندین فاكتور در میل به خواب رفـتـن متــعاقب رابطه جنسی دخیل میباشند كه همانا در مردان این فاكتورها قدرتمند تر عمل میكنند:

1- رابـطه جنـسی مـعمولاً عصر هنگام و یا در شب صورت می گیرد، یـعـنـی پس از بـازگشـت مـردان از سر كارشان. بنابراین خستگی مردان پیش از برقراری رابطه جنسی یكی از فاكتورها می باشد.

2- ارگاسم (اوج لذت جنسی) در مردان با انزال توام است. مردان پیش از ارگاسم و انزال یك سطح بالای تنش را در بدن خود تجربه میكنند. سپس پس از انزال یك احساس رهایی و آزادسازی انرژی را تجربه میكنند كه باعث خستگی جسمی مردان میشود.

3- ارگاسم باعث آزادسازی هورمونهای آندورفین و اكسی توسین میشود. این مواد ایجاد نشاط، خوشی، آرمیدگی، تمدد اعصاب و خواب آلودگی میكنند. بنابراین مردان سست، بی حال و ریلكس شده و روند به خواب رفتن تسهیل میشود.

4- مردان قبل و حین ارگاسم معمولا نفس خود را حبس میكنند، چراكه تصور میكنند این عمل باعث افزایش لذت جنسی در آنها میشود. نگهداشتن نفس موجب محرومیت مغز از اكسیژن میشود. همین امر باعث خواب آلودگی و خستگی میشود.

5- هنگام برقراری رابطه جنسی مردان انرژی زیادی مصرف میكنند كه باعث خستگی و خواب آلودگی میشود.

6- هجوم خون پس از ارگاسم عضلات را از گلیكوژن (ماده انرژی زا) تخلیه میكند و از آنجایی كه مردان از توده عضلانی بیشتری برخوردارند، بنابراین احساس خستگی بیشتری میكنند.
نكته: ارگاسم زنان عكس ارگاسم مردان بوده و باعث افزایش هوشیاری زنان میشود. به همین خاطر زنان پس از رسیدن به ارگاسم بیشتر برای تجربه ارگاسم های بعدی ابراز تمایل میكنند.
نكته:مردان پس از رسیدن به ارگاسم تمایل به خوابیدن داشته اما زنان نیاز به نوازش كردن پیدا میكنند.


چگونه با خواب آلودگی مقابله كنیم:
1- برای افزایش انرژی قبل و پس از رابطه جنسی قهوه بنوشید.

2- سعی كنید صبح ها رابطه جنسی داشته باشید تا شب ها.

3- هنگام ارگاسم نفس خود را حبس نكرده و تنفس عمیق و آهسته داشته باشید.

4- سرعت و ریتم برقراری رابطه جنسی را كندتر و آرام تر سازید.

5- هنگام رابطه جنسی به موسیقی فرح بخش گوش دهید. (نه به موسیقی آرام و رمانتیك)

6- خارج از تختخواب رابطه جنسی داشته باشید.


سردردهای مرتبط با رابطه جنسی:
ارگاسم میتواند باعث سردرهای خفیف و یا شدید در ناحیه گردن و سر شود. اما خوشبختانه اغلب این قبیل سردردها بی خطر بوده و نیازی به درمان جدی ندارند. اما برخی از سردردها پس از ارگاسم خطرناك بوده و ممكن است نشانه یك مشكل جدی نظیر خونریزی مغزی و سكته باشند.

نكته:مردان 3 برابر بیشتر از زنان به سردردهای سكس دچار میشوند.
 

علایم سردردهای رابطه جنسی:
1- درد خفیف در دو طرف سر كه ممكن است هنگام ارگاسم به حداكثر برسد.

2- یك درد ناگهانی و شدید حین ارگاسم كه در سر و پشت چشمها احساس میگردد. این درد معمولا تیركشنده و ضربان دار است. این درد معمولا بیشتر از چند دقیقه طول نمیكشد، اما ممكن است تا ساعتها باقی بماند.

3- درد در ناحیه گردن و پشت سر پس از ارگاسم.


دلایل سردردهای مرتبط با ارگاسم:

هر فعالیت جنسی كه به ارگاسم بیانجامد میتواند باعث پدید آمدن اینگونه سردردها گردد:

1- سفت كردن و منقبض كردن عضلات گردن و سر حین فعالیت جنسی.

2- در پاسخ به افزایش فشار خون كه باعث میگردد عروق خونی مغز متسع گردند.

3-مصرف برخی داروها نظیر وایاگرا(viagra)

4- برقراری رابطه جنسی در وضعیتهای بدنی نامناسب كه به سر و گردن فشار وارد می آید.

5- خونریزی (هموراژ) در مغز و یا سكته مغزی كه یك فوریت پزشكی محسوب گردیده و فرد بایستی فورا به پزشك مراجعه كند.


فاكتورهای ریسك:

1- افراد مستعد به میگرن بیشتر دچار اینگونه سردرها میگردند.

2- افراد با فشار خون بالا، چاق و فاقد تناسب اندام نیز بیشتر اینگونه سردرها را تجربه میكنند.

3- خستگی، استرس و ارگاسم های متوالی احتمال بروز اینگونه سردرها را افزایش میدهد.


راههای پیشگیری و درمان:

در غالب اوقات نیاز به درمان پزشكی ندارد و سردردها معمولا پس از مدتی خود بخود محو میگردند. اما سردردهای مزمن و یا خیلی شدید پس از ارگاسم باید مورد بررسی پزشكی قرار گیرند تا احتمال خونریزی مغزی، تومور مغزی و سكته منتفی گردد.

1- خودداری از برقراری رابطه جنسی برای یك یا دو هفته باعث محو شدن سردردها میشود.

2- مصرف پروپرانولول و یا آسپرین و ایبوپروفن قبل و بعد از ارگاسم.

3- شل كردن عضلات گردن و آرواره ها حین فعالیت جنسی.

4- از سرعت و شدت رابطه جنسی بكاهید.

5- بتدریج و آرام آرام به اوج لذت جنسی برسید.

6- چنانچه خسته و یا مضطرب میباشید از برقراری رابطه جنسی بپرهیزید.

7- هنگام برقراری رابطه جنسی از قرار گیری در وضعیت های بدنی نامطلوب و تنش زا كه فشار زیادی به گردن و سر تحمیل میكنند، دوری كنید.
+ نوشته شده توسط nazanin در 2008/2/1 و ساعت 2:5 |

9773228_resize.jpg

برخی از خانم ها تمایل دارند که با مردهای متاهل ارتباط برقرار کنند و این کار را تنها به خاطر ریسک و هیجانی که در بردارد انجام می دهند. واقعاً تاسف آور است. گاهی اوقات این افراد اصلاً متوجه نیستند که تا چه اندازه ضرر و زیان به بار می آورند. بعضی وقت ها یک چنین خانم هایی تنها به برقراری رابطه ی جنسی و پول فکر می کنند. در برخی موارد دیگر هم کار به جایی می رسد که یکی از طرفین نسبت به دیگری احساس پیدا کرده و به او علاقمند می شود. این برای همسر اول انصاف نیست که یک نفر دیگر از راه برسد و شوهر او را با خود ببرد. همسر اول در کل این ارتباط بی گناه است.
این حق خانم نیست که آسیب های عاطفی شدیدی را تحمل کند و شاهد آن باشد که همسرش با زن دیگری ارتباط برقرار کرده. زمانیکه یک زن با احتساب به این امر که طرف مقابل دارای زن و زندگی می باشد، باز هم با او ارتباط برقرار می کند، فقط در پی رسیدن به نیات پلید و شیطانی خودش است. اصلاً برایش اهمیتی ندارد که ممکن است همسر اول این آقا چه آسیب هایی را متحمل شود. این زن فقط نیتش این است که زندگی او را از هم بپاشاند. یک چنین زن هایی معمولاً سعی می کنند رفتارهای خودشان را به طرق مختلف توجیه کنند و خیانت موجود را پیش برده و زندگی زن و شوهر را از هم بپاشند.
اکثر خانم هایی که خیانت پیشه می کنند و با مردهایی که دارای همسر هستند ارتباط برقرار می کنند این کار را تنها به دلیل احساس قدرت انجام می دهند. با این کار احساس می کنند که قدرت آن را دارند تا مرد را از همسرش جدا سازند. البته گاهی اوقات این کار جواب نمی دهد و در اکثر موارد مرد از همسر اولش جدا نمی شود. در چنین حالتی معمولاً مرد دوباره با احساس شرمندگی به سوی همسر اولش باز میگردد و سعی می کند که رابطه ای را که خراب نموده مجدداً بازسازی کرده و روابط خود را با همسرش بهبود بخشد. البته در برخی موارد هم دیده شده است که وقتی خانم با مردی متاهل ارتباط برقرار کرده، خودش هم نمی دانسته که این مرد متاهل است. برخی از مردهای متاهل در مورد وضعیت تاهل خود به خانم های دیگر دروغ میگویند.
به هر حال این امکان وجود دارد که چه مرد و چه زن هر کدام به نقطه ای برسند که احساس گناه به آنها دست بدهد و از خیانت کردن خود پشیمان بشوند. اگر این احساس گناه شدت پیدا کند، یکی از طرفین به این ارتباط پایان می دهد. برخی از آقایون تنها به این دلیل که قادر به تحمل تعارض و دوگانگی در زندگی خود نیستند به یک چنین ارتباطی پایان می دهند. احساس گناه مانند کنه به جانشان می افتد و آنها را رها نمی کند. البته در این میان مردهایی هم وجود دارند که به هیچ وجه احساس گناه نمی کنند و هیچ تمایلی هم به بهبود رابطه از خود نشان نمی دهند. این قبیل افراد معمولاً از همسر اول خود جدا می شوند و سپس با معشوقه ی خود ازدواج میکنند. البته زمانیکه هیچ امیدی برای بهبودی رابطه به چشم نمی خورد، شاید طلاق بهترین گزینه ی انتخابی باشد.
همسر اول معمولاً در یک چنین شرایطی احساس خشم، و عصبانیت می کند و اغلب این حس را پیدا می کند که شاید تقصیر او بوده که همسرش به او خیانت کرده و به این امر فکر میکند که چه خطایی از او سر زده است؛ اما حقیقت اینجاست که همسر این آقا هیچ کار اشتباهی انجام نداده، خیانت به این دلیل اتفاق افتاده است که آقا تصمیم گرفته به همسر خود خیانت کند. مردی که خیانت می کند این کار را علیرغم میل باطنی همسر خود انجام می دهد.
اگر یک مردی از زندگی خود احساس رضایت نمی کند، باید درخواست طلاق بدهد نه اینکه به همسر خود خیانت کند. واقعاً جای تاسف است که چرا برخی از آقایون زندگی مشترک خود را آنقدرها که باید و شاید جدی نمی گیرند.
آسیب زمانی به حد اعلای خود می رسد که شوهر، زن دوم را باردار می کند. بارداری مشکلات را هزار مرتبه پیچیده تر می کند. این مسئله برای همسر اول غیر قابل تحمل است.
خیانت را تنها زمانی می توان بخشید که هر دو نفر تصمیم بگیرند که واقعاً به صورت صمیمانه بر روی از بین بردن آن کار کنند. برای اینکه فرد بتواند طرف مقابل را ببخشد، زمان لازم دارد. بازسازی اعتماد و اطمینان مستلزم گذر زمان است. اگر کسی که یک بار خیانت کرده بود، مجدداً این کار را انجام دهد، واقعاً جای تامل وجود دارد چراکه یک مرتبه از خطای او چشم پوشی شده و این بار دومی است که مجدداً یک چنین خطای نابخشودنی را تکرار می کند.
+ نوشته شده توسط nazanin در 2008/2/1 و ساعت 1:59 |


درود بر همگي 

هميشه ثانيه شمار ساعت منو به فکر فرو ميبره؛ شايد هم بخاطر همينه که هرگز ساعت نمي بندم! يک .... دو .... سه .... ثانيه ها ميگذرن و يا بهتره گفته بشه که عمر ما داره ميگذره و ما هر ثانيه پيرتر ميشيم! فکر ميکنيد ترس من از پير شدنه يا از دست دادن ثانيه ها!

من هميشه نگران زمان بودم و هستم فقط بخاطر اينکه مبادا لحظه ی خوشي رو به ياس تبديل کرده باشم! برای من زندگي يعني آرامش، برای من زندگي يعني رها شدن در زمان حال و آينده بدون هيچ گونه دغدغه فکری! شده تا بحال به اين فکر کنيد که زندگي توام با شادی بهترين نوع زندگي ميتونه باشه؟ سخته نه؟! شده تا بحال به اين فکر کنيد که چطوری ميشه خودمون و ديگران رو مهمون شادی کنيم؟

باورم کنيد که اصلا سخت نيست! در زندگي بجز معدود مواردی چون مرگ عزيزان نمي تونه همه مسائل باعث اين بشه که ما شاد نباشيم! لحظه ها مال ماست، اين مايم که تصميم ميگيريم که با آنها چه کار کنيم! بتــــــــــرس از کساني که دزد لحظه ها هستن! لحظه ها رو به راحتي از تو ميدزدن و ياس رو برای تو باقي ميذارن!

يادمه سالها پيش موقعي که دانشجو بودم با يکي از دوستان قدم ميزدم و من راجب سختي امتحانات و از درس خوندن زياد ناله ميکردم. ايشون هم به حرفهای من گوش ميکرد ... بعد از اينکه من غر زدنم تموم شد، ايشون برگشت به من گفت: روزی که من فهميدم سرطان گرفتم (ايشون سرطان داشت) هيچ چيزی در دنيا برام مفهوم نداشت بجز اينکه بايستي اين بيماری رو شکست بدم، اگر امتحانات سخت هستن فوقش سه بار يه امتحان رو ميدی ولي آخرش قبول ميشي حيف نيست لحظاتت رو اينقدر برای خودت تلخ ميکني؟! بهتر ميدونم اين رو هم اضافه کنم که اين دوستم با تلاشي که کرد کمر سرطان رو شکست و الان سالمه سالمه  

شما با لحظاتت چي کار ميکني؟! فقط فراموش نکن که به قيمت ارزان نفروششون!

شاد باشيد!  
+ نوشته شده توسط nazanin در 2008/1/29 و ساعت 17:48 |

The image “http://www.sharemation.com/jigool20/weblog/darya%20o%20adam.jpeg” cannot be displayed, because it contains errors.



با خودم حرف می زنم

با خودم حرف می زنم
با تکه های خودم حرف می زنم
با تکه تکه های خودم حرف می زنم
رابطه مجهول و
دستم دور بازوی تو حلقه
این رقص اما ، به انتهای خود نمی رسد
من ، کم رنگ
تو ، نامرئی
رابطه مجهول و
نفسهات روی نفسهایم بُر که می خورد
دردی قلقلکم می دهد .
تکه ها را تکرار می کنم
تکه تکه ها را تکرار می کنم
غربت ، نه عطر تند ادویه داشت
نه طعم به هم فشرده خرما ، در بسته های غیر طبیعی
غربت ، فقط مرا به شب
شب ، وارد معرکه رگ می زند
و رد خون
پاک نمی شود از این همه آسمان و تیرگی .
تکه حرف می زنم
تکه تکه حرف می زنم
خوابِ این همه کارتن
گوشه ی خیابان های سرد تهران ، پاره که شد
ماه افتاد توی دامنم و
آب از سرم گذشت
+ نوشته شده توسط nazanin در 2007/12/25 و ساعت 7:14 |

sheida





"زوج هایی که قبل از ازدواج رابطه ی جنسی داشته اند، در زندگی زناشویی خود دچار مشکل خواهند شد."

این جمله از زبان یك کارشناس ازدواج و رئیس موسسه ی پویایی شناسی خانواده خطاب به شنوندگان کثیری از افراد متاهل می باشد. از طریق کارهای موسسه ی پویاشناسی خانواده روی هزاران زوج، متوجه شده ایم که نتایج احساسی روابط جنسی پیش از ازدواج، در اکثر موارد، روی بیشتر جنبه های زندگی زناشویی افراد تاثیر منفی می گذارد.
بیش از نیمی از افرادی که امروزه ازدواج می کنند، سابقه ی روابط جنسی خود را وارد زندگی زناشویی خود می کنند. و به نظر من فقط با صحبت کردن درمورد این مشکلات کاری از پیش برده نمی شود، و مشکلات این ازدواج ها حل نخواهد شد.
پس با این مشکلات چه باید کرد؟ دراینجا توصیه هایی برای شما زوج های عزیز آورده ایم، که به زوج های بسیاری کمک کرده است. این مقاله را با ما دنبال کنید، شاید با کمک گرفتن از این راهنمایی ها، مشکلات شما نیز برطرف شود.

1. اعتراف کنید
اعتراف کردن نه تنها برای روح، بلکه برای ازدواجتان هم خوب است. اگر همسرتان نداند که شما قبل از ازدواج با او، با کس دیگری نیز رابطه ی جنسی داشته اید، مطمئن باشید که دوست دارد بداند. او همچنین باید بداند که آیا همین مسئله دلیل کشمکش های موجود در روابط جنسی خودش با شماست، یا خیر. اگر شما خواهان صمیمیتی واقعی با او هستید، پس باید همه چیز دررابطه با خودتان را با او در میان بگذارید.
همسرتان احتمالاً با شنیدن این مسئله خیلی ناراحت و رنجیده خاطر خواهد شد. من نگفتم کار ساده ای است و او راحت با آن کنار خواهد آمد. مطمئناً مشکلات و درگیری هایی بینتان ایجاد خواهد شد. اما اگر بخواهید مشکلات مربوط به صمیمیت در روابط جنسی خود را برطرف کنید، باید اسرار مربوط به گذشته تان را با همسرتان در میان بگذارید. البته منظورم این نیست که همه ی جزئیات مربوط به گذشته ی خود را پیش او بریزید، فقط گفتن مسائل اصلی کفایت می کند. فقط به اندازه ای که خودش میخواهد بداند، با او در میان بگذارید. با اینکار به او نشان خواهید داد که هیچ چیز را از او مخفی نکرده اید.
زندگی زناشویی که در هیچ رازی در آن وجود نداشته باشد، می تواند از پسِ همه ی موانع و مشکلات برآید. پس اولین قدم برای غلبه بر گذشته ی جنسیتان، این است که همسرتان را از آن مطلع کنید. البته باید از همسرتان هم همین توقع را داشته باشید، چون این مسئله کاملاً دوطرفه است.

2. تفاوت ایجاد کنید
گاهی افراد درحالی ازدواج می کنند که در گذشته با افراد دیگری رابطه ی جنسی داشته اند. حتی اگر بدانید که همسر شما نیز مثل خودتان در گذشته چنین عملی را مرتکب شده است، باز هم مقابله با این احساس گناه و خیانت بسیار دشوار است.
دلیل اینکه با شنیدن این مسئله ناراحت و رنجیده خاطر می شویم، به خاطر حسی است که خداوند در همه ی ما قرار داده—اینکه می خواهیم طرف مورد نظر تمام و کمال متعلق به ما باشد. همه ی ما می خواهیم که خصوصی ترین لخظات زندگی همسرمان با ما گذشته باشد و تجربیاتی را با ما بگذراند که از هر لحاظ متفاوت باشد و به هیچ وجه شبیه به تجربیاتی که با دیگران گذرانده نباشد.
زمانی که متوجه می شویم فرد دیگری عمیق ترین و پنهان ترین قسمت وجودی همسرمان را تجربه کرده است، احساس میکنیم به ما خیانت شده است. احساس می کنیم کسی چیزی را که فقط متعلق به ما بوده از ما دزدیده است. و به هیچ وجه دوست نداریم همسرمان را با کسی شریک شویم، حتی اگر جریان به سالها قبل برگردد.
بنابراین، باید این حق امتیاز را به همسرمان هم بدهیم. باید سعی کنیم لحظاتی را با او بگذرانیم که هیچ کس دیگری قبلاً با او تجربه نکرده است.
به این بیندیشید که چرا بین این همه نفر، همسرتان را برای ازدواج انتخاب کرده اید و چه چیز باعث می شود که ازدواج شما خاص و منحصر به فرد باشد. به دنبل چیزهایی باشید که برای اولین بار برای هر دوی شما اتفاق می افتد که تابحال هیچکدام از شما آن تجربه را با فرد دیگری نگذرانده اید.

3. به رابطه ی بین زندگی جنسی و سلامت احساسی خود دقت بیشتری داشته باشید
زندگی جنسی شما نشانگر سلامت کلی شما در رابطه تان است. اگر با تصور رابطه جنسی با همسرتان احساس آرامش و راحتی می کنید، به این معناست که رابطه تان در وضعیت خوبی قرار دارد. اما اگر در این رابطه تفکراتی منفی داشته باشید، به استثنای مشکلات جسمی دوره ای، در اکثر موارد به این معناست که شما و همسرتان از نظر احساسی بسیار از هم فاصله دارید.
زمانی که رابطه ی شما در وضعیت خوبی قرار داشته باشد، ایجاد رابطه ی جنسی نتیجه ی آن خواهد بود. هر دوی شما احساس امنیت و آرامش خواهید کرد و این رابطه جنسی باعث بهبود وضعیت سلامتی روحی و احساسی شما خواهد شد. حتماً در همه ی موارد اهمیت سلامت جنسی و احساسی خود و همسرتان را در نظر بگیرید و مطابق با آن رفتار کنید.
با اینکه این موارد نمی تواند بهبودی آنی در روابط شما ایجاد کند، اما به عقیده ی من سریعترین راه حل هاست. زوج های زیادی از این راهکارها استفاده کرده و موفق بوده اند. مطمئن هستم برای شما نیز اثر بخش خواهد بود. پس امتحان کنید!  
_________________
تا که دل درد آشنا شد، آشنایه نیمه شب
دیگرم الفت به خروشید جهان افروز نیست
+ نوشته شده توسط nazanin در 2007/12/22 و ساعت 1:24 |

+ نوشته شده توسط nazanin در 2007/12/18 و ساعت 17:23 |

چطور
از دام مشاجره بگریزیم؟
 

8795A7471X.jpg

ساعت از 3بعدازظهر گذشته بود که صدای گریه بی‌امان، سکوت این ساعت از روز را شکست.
صدا چنان مضطرب و پریشان بود که هرچند از پنجره به بیرون سرک نکشیدم و چیزی ندیدم اما شک نداشتم که این گریه بی‌امان و غمگین توجه همه همسایه‌ها را جلب کرده است.
صدا کم‌کم بالا‌تر رفت و تبدیل به جنجالی تمام عیار شد. روان‌شناسان دلایل متعددی را برای جر و بحث زوج‌ها عنوان می‌کنند اما معتقدند برخی دلایل، بیش از علت‌های دیگر باعث جر و بحث میان زوج‌ها می‌شود.
اما آیا می‌توان این جنجال‌ها را کم کرده و حتی از بین برد؟ می‌توان ریشه این جنجال‌های زناشویی را شناخت و مانع از بروز آن شد؟ شک نکنیم حل هر مخالفت و جنجالی می‌تواند ما را یک قدم به‌هم نزدیک‌تر کند.
در این شماره قصد داریم درباره علت‌های اصلی جر و بحث میان زوج‌ها و راهکارهای جلوگیری از بروز آن بیشتر بدانیم.
همان‌طور که گفتیم روان‌شناسان دلایل مختلفی را برای جر و بحث میان زوج‌ها بیان می‌کنند و معتقدند در سال‌های نخست ازدواج هر تفاوت دیدگاه و اختلاف نظری دلیلی برای جر و بحث است.
از مهم‌ترین دلایل مشاجره بین زوج‌ها می‌توان به این موارد اشاره کرد:
- مشکلات اقتصادی، روابط زناشویی ناموفق، مشکلات کاری، بحث سر فرزندان و تقسیم وظایف منزل نخستین دلایل جر و بحث بین زوج‌ها است.
- اختلاف‌نظر و ناهماهنگی عقاید رتبه دوم علل مشاجره بین زوج‌هاست.
اکثر زوج‌ها ظرافت‌های«صحبت کردن با هم» را بلد نیستند و همین مسئله باعث جر و بحث و اختلاف آنها می‌شود. باید یاد بگیریم که حرف یکدیگر را بشنویم و درست با هم صحبت کنیم.
- زمینه ارثی یا مشکلات روحی- روانی دوران کودکی. افرادی که در کودکی جدایی والدین، فقر فرهنگی یا اقتصادی خانواده، آزارهای روحی- روانی یا جنسی یا جسمی را تحمل کرده‌اند، در بزرگسالی به افرادی عصبی و ناآرام تبدیل می‌شوند.
این افراد نمی‌توانند ارتباط خوبی با همسرانشان داشته باشند.
- دلایلی مانند فراموش کردن تاریخ تولد همسر، سالگرد ازدواج و اتفاقاتی از این دست آخرین دلیل مشاجره بین زوج‌هاست.

چگونه به هم شلیک می‌کنیم
دلیل مشاجره هر چه که باشد در اغلب موارد - به‌ جز موارد خاص - جمله‌های تقریبا مشابهی (در حین دعوا) بین زن و مرد رد و بدل می‌شود.
در حین مشاجره کمتر به موضوع اصلی اشاره كرده و به هر شکل ممکن فقط شخصیت یکدیگر را خرد می‌کنیم.
اگرچه روان‌شناسان «سکوت کردن در برابر رفتارهای نامناسب طرف مقابل» را روش مناسبی در زندگی مشترک نمی‌دانند اما مشاجره را هم راه خوبی برای رفع مشکلات نمی‌دانند اما آنچه باید در هر مشاجره‌ای مورد توجه هر دو طرف قرار بگیرد، «حفظ حرمت‌ها»ست.
به این معنی که در حین مشاجره نباید حرفی بزنیم یا رفتاری انجام بدهیم که بعد از دعوا این‌قدر از همسرمان شرمنده باشیم که نتوانیم و ندانیم که دوباره چطور با او رودررو شویم.
پافشاری روی عقاید و فریاد زدن‌های بی‌دلیل، تکرار مسائل گذشته، بهانه‌جویی‌هایی که خودمان هم می‌دانیم غیرمنطقی است، همگی نشان می‌دهد که اکثر جر و بحث‌های ما دلیل روشنی ندارد.انگار فقط قصد داریم که با فریاد و ناسزا با هم زورآزمایی کنیم!
در حین مشاجره استفاده از جمله‌هایی که با ضمیر «من» شروع می‌شوند مثل؛ «من دوست دارم»، «من می‌دانم» و.. یا به کار بردن کلمه‌های تاکیدی مثل «اصلا»، «همیشه» و «باید» مانند «تو اصلا حرف من را نمی‌فهمی»، «تو همیشه برخلاف نظر من رفتار می‌کنی» نه‌تنها مشکلی را برطرف نمی‌کنند بلکه باعث بالا گرفتن دعوا و از بین رفتن حرمت‌ها می‌شود.
نقل قول کردن از طرف دیگران هم رفتار بسیار نادرستی است که در اغلب مشاجره‌ها دیده می‌شود. مثلا اینکه؛ «مادر من همیشه به من می‌گفت که تو عرضه کار کردن نداری اما من باورم نمی‌شد». این نقل قول‌ها نه تنها مشکلی را برطرف نمی‌کند بلکه باعث عصبانیت بیشتر همسرمان هم می‌شود.
احساس حضور و دخالت دیگران در زندگی مشترک حس بسیار ناخوشایندی است که زن و مرد هیچ‌کدام تحمل آن را ندارند.
ناسزا گفتن، شکسته شدن حرمت بین زن و مرد، بی‌آبرو شدن در مقابل همسایه‌هایی که صدای مشاجره ما را می‌شنوند و اثرات روحی- روانی بسیار نامناسب ناشی از این جنجال مانند احساس ناامنی در زندگی مشترک، سرد شدن روابط زناشویی، ترس از بی‌علاقه شدن طرف مقابل به ما و زندگی مشترک و... همگی از تاثیرات نامطلوب مشاجره‌های ماست.

چگونه از دام مشاجره بگریزیم
مهارت گفت‌وگو کردن، تحمل شنیدن صحبت‌های طرف مقابل بدون عصبانیت و کمک گرفتن از مشاور و روان‌شناس راه‌هایی است که همه ما باید از آن آگاه باشیم.
اما اغلب ما این مهارت‌ها را بلد نیستیم و همین مسئله باعث مشاجره‌های بیهوده ما می‌شود.
بهتر است قبل از شروع هر جر و بحثی به این پرسش‌ها پاسخ بدهیم تا به احساس واقعی خود و همسرمان پی ببریم.
اگر به این پرسش‌ها صادقانه جواب بدهیم، شک نکنید که «صحبت کردن» برای رفع مشکل را به هر «مشاجره‌ای» ترجیح می‌دهیم.
- علت کلافگی ما یا همسرمان از خستگی و استرس ناشی از کار و زندگی روزمره است یا دلایل دیگری برای ناراحتی‌مان داریم؟
- ریشه اصلی عصبانیت ما یا همسر مان کجاست؟ آیا واقعا از همدیگر دلخور هستیم یا کسی یا چیزی ما را آزار داده است و قصد داریم با این دعوا و اوقات تلخی آرام بشویم؟
- دلیل جسمی‌ای مثل نزدیک شدن به زمان عادت ماهانه یا تغییرات روحی- جسمی تحمل ما را کم کرده است یا واقعا از دست همسرمان دلخور هستیم؟
- از مشاجره‌ای که قصد شروع آن را داریم چه نتیجه‌ای می‌گیریم؟ صحبت کردن مشکل ما را بیشتر حل نمی‌کند؟
- برای حل مسئله‌ای که در زندگی ما وجود دارد بهترین و اولین راه مشاجره است یا راه‌های بهتری هم برای حل مشکل وجود دارد؟
- از مراجعه به روان‌شناس یا مشاور برای حل مشکلات‌مان می‌ترسیم یا از اثرهای مثبت مشورت با این افراد آگاه اطلاع نداریم؟
- معذرت خواستن را نیاموخته‌ایم یا این کار را شکستن غرور بیجایمان می‌دانیم؟

از مشاجره‌ها بیاموزیم
روان‌شناسان معتقدند بهترین راه‌حل مشکلات، «گفت‌وگو» است نه مشاجره، اما مشاجره هم می‌تواند نكاتی را به ما بیاموزد.

- درس اول: در هر بار مشاجره چه نتیجه‌ای از آن می‌گیریم؟
آیا واقعا بعد از جر و بحث مشکل‌مان برطرف می‌شود یا مشکلی بر مشکلات‌مان افزوده می‌شود؟
- درس دوم: صحبت کردن درباره مشکلات‌مان ما را به نتیجه بهتری می‌رساند یا مشاجره كردن و جر و بحث؟
- درس سوم: رفتارهای نامناسب قبل را تغییر بدهیم و رفتارهای صحیح را جایگزین آن کنیم.
ثلا به جای دعوا بیشتر گوش بدهیم، تلاش کنیم به هر روشی که می‌دانیم عقایدمان را به‌هم نزدیک کنیم، به همسرمان اجازه اظهار نظر بدهیم، از مشاور کمک بگیریم و... به این ترتیب کمتر شاهد مشاجره‌های بی‌دلیل خواهیم بود.
درس چهارم: چه کنیم تا به جای مشاجره یک گفت‌وگوی «انتقادی» داشته باشیم. یعنی اینکه با تغییر لحن صحبت کردن، آرام کردن شرایط گفت‌وگو، جلوگیری از به کار بردن کلمات تحقیرآمیز و زشت و... از هم انتقاد کنیم اما مشاجره نکنیم.
- درس پنجم: مسئله‌ای که برای آن جر و بحث می‌کنیم چقدر ارزش دارد؟ آیا به اندازه به‌هم خوردن آرامش و سلامت روحی- روانی ما ارزش دارد؟
- درس ششم: ‌دخالت و تلقین دیگران باعث مشاجره ما می‌شود یا به راستی مشکلی در رابطه یا رفتار ما وجود دارد؟
روان‌شناسان معتقدند زوج‌هایی که مهارت «گوش کردن» و «صحبت کردن» را آموخته‌اند، به‌جای مشاجره بیهوده، با هم صحبت می‌کنند تا مشکلات‌شان را برطرف کنند.
گفت‌وگو در شرایط آرام و به‌دور از هر تنش و عصبانیتی بهترین راه‌حل برطرف کردن مشکلات است.
نتیجه اغلب مشاجره‌ها چیزی جز آسیب دیدن روابط زناشویی نیست
+ نوشته شده توسط nazanin در 2007/12/18 و ساعت 17:21 |
http://www.petals.com.au/products/new-baby/images/Teddy-With-Roses/Teddy-with-Roses-Pink-C_large.jpg





يكي از مهمترين پرسش هايي كه مي توانيد از خودتان بپرسيد اين است كه « آيا مي خواهم "حق" با من باشد – يا مي خواهم خوشحال باشم؟ » بسياري اوقات، اين دو پرسش يكديگر را نفي مي كنند.


حق به جانب بودن و دفاع از مواضع خود ، مستلزم صرف نيروي ذهني بسيار زيادي است و اغلب ما را با اشخاصي كه در زندگي مان هستند بيگانه مي كند. لازمه حق به جانب بودن ما – يا لازمه حق به جانب نبودن اشخاص ديگر – آنها را ترغيب به دفاع مي كند و ما را تحت فشار قرار مي دهد كه به دفاع ادامه دهيم. با وجود اين ، بسياري از ما (گاهي من هم همين طور) مقدار زيادي وقت و نيرو صرف مي كنيم تا ثابت كنيم ( يا نشان دهيم ) كه حق به جانب ماست – و يا اين كه ديگران در اشتباه هستند. بسياري از مردم ، آگاهانه يا ناآگاهانه بر اين باورند كه تا حدي وظيفه آنهاست كه به ديگران نشان دهند كه چطور مواضع ، گفتارها و نقطه نظرهاي آنها نادرست است و اين كه در انجام چنين وظيفه اي، شخصي كه از اشتباه در مي آيد به نحوي از آن سپاسگزاري خواهد كرد، يا دست كم چيزي ياد مي گيرد: حق به جانب نبودن را!

در اين باره فكر كنيد. آيا تا به حال شده كه كسي شما را از اشتباه درآورد ؟ و آنوقت شما به كسي كه تلاش مي كرد حق با او باشد گفته ايد « از اين كه نشان داديد من در اشتباهم و حق با شماست خيلي متشكرم . حالا مي فهمم ، واقعاً محشريد! » اصلاً كسي را مي شناسيد كه وقتي او را از اشتباه در آورديد يا خود را به قيمت حق به جانب نبودن او ، « حق به جانب » نشان داديد از شما تشكر كرده باشد ( يا حتي با شما موافق بوده باشد )؟ البته كه نه. حقيقت اين است كه همه ما از اين كه كسي ما را از اشتباه در بياورد نفرت داريم. همه مي خواهيم كه ديگران موضع ما را محترم بشمارند و درك كنند . شنونده و شنوا بودن يكي از بزرگترين آرزوهاي قلبي انسان است. و آنهايي كه گوش كردن را ياد مي گيرند عزيزترين و محترم ترين اشخاص هستند. آنهايي كه عادت دارند ديگران را اصلاح كرده و از اشتباه در آورند اغلب مورد نفرت واقع مي شوند و از آنها دور مي شوند.





البته اين طور نيست كه حق به جانب بودن هيچ وقت درست نباشد – گاهي اوقات واقعاً بايد حق به جانب شما باشد يا بخواهيد كه حق به جانب باشيد. شايد برخي مواضع فلسفي مانند وقتي كه اظهار نظر يك نژادپرست را مي شنويد وجود داشته باشد كه نمي خواهيد تغيير عقيده بدهيد. در اينجا مهم است كه نظرتان را ابراز كنيد.

يك راهبرد عالي و عميق براي آرام تر و با محبت تر شدن اين است كه تمرين كنيم به ديگران اجازه دهيم از حق به جانب بودن شاد شوند – به آنها فرصت دهيم كه بدرخشند. پس ، از اصلاح ديگران دست برداريد. هر چند كه ممكن است تغيير اين عادت سخت باشد ، ارزش تلاش و تمرين لازم را دارد. وقتي كه شخصي مي گويد « حقيقتاً احساس مي كنم مهم است كه... » ، به جاي آن كه توي حرف او بدويد و بگوييد « نه، مهمتر آن است كه ... » ، و يا يكي ديگر از صدها نوع جملات اصلاح مكالمه را به كار بريد ، فقط بگذاريد حرفش را بزند و اجازه دهيد كه بيان او برتر باشد. در اين صورت مردم اطراف شما كمتر تدافعي و بيشتر با محبت خواهند شد. آنها براي شما بيش از آنچه كه فكرش را بكنيد ارزش قائل خواهند شد، حتي اگر دقيقاً علت آن را ندانند. شما شادي شركت داشتن و شاهد خوشحالي ديگران بودن را درك خواهيد كرد كه بسيار بيش از جنگ من ها Ego)) است. شما به هيچ وجه مجبور نيستيد حقايق فلسفي عميق يا عقايد قلبي خود را فدا كنيد، اما از امروز اجازه دهيد كه بيشتر اوقات « حق » با ديگران باشد!
+ نوشته شده توسط nazanin در 2007/12/16 و ساعت 4:57 |
سلام ای آشنا , من ره آورد کویرم هیچ می دانی؟!
آنجا که زندگی همراه یک طوفان به بلندای آسمان می رود و چون ریگهای روان به همه جا مینشیند.
اینجا در سینه ام عشق به زندگی پرنده اسیری است در تنگترین سوزناک ترین قفس مرگ
اینجا زندگی بیمار است و بدون هیچ پرستاری در بستر جان می دهد.در این کویر می توانی تا بینهایت را
ببینی هموار هموار و این همواری تو را با خاطرات جانگدازی قرین می کند که تا مغز استخوانت را می
سوزاند.
خداوندا نمی دانم چه اراده بر بودنم کرده ای و از چه سبب می خواهی به این زندگی ادامه دهم .
من سیاره ای هستم سرگردان در فضای لایتناهی بی هیچ مدار!
مدار وجود من هنوز گرد وجودم حلقه شده و دایره بودنم محیط بر هیچ بودنی و خواستنی نیست.
طفل دلم به پیری رسیده و هسته بودن من هم چنان نیست در نیست است.
چه شبهای تیره و تاری خالی از امید را پی هم می گذرانم و چه روزهای زجر آور کشنده ای را تحمل می
کنم به امیدی .....
ای خدای من ای تنها محرم اسرا نهانم ای با وفای من ای همیشه همراه
بر خشم فرو خورده ام بر غصه های نا گفته ام بر اشکهای سوزانم تنها تو شاهدی اگر بنده ای شاکر
نبوده ام مرا ببخش.
برای من خسته و دل شکسته دنیا در جلوه سرابی از امید رهایی هر دم خود نمایی می کند به امید
روزی که به هنگام غروب با مرگ از این هیاهوی مبتذل رها شوم.Bilden “http://www.bloomingfieldsflorist.ca/020~Flowers/index.image/Roses%20Boxed.jpg” kan inte visas, då den innehåller fel.
+ نوشته شده توسط nazanin در 2007/11/1 و ساعت 11:27 |

 

می خوام از باغ بزرگ آسمون

 سبدی پر از ستاره بردارم

واسه اینکه تن تو زخمی نشه

 رختی از مخمل ابرها بیارم

 

دوست دارم هزار هزار ستاره دنباله دار

 شبی که عروس میشم تور سپید من باشه

چه قشنگه که آدم خوابای خوب خوب ببینه

 کاشکی زندگی مثل حرف زدن باشه

 

بیا چشم بسته به اون دنیا بریم

 بیا از پله ابرها بالا بریم

یه روز از جاده شیری افق

 بیا با شهر فرشته ها بریم

 

بیا با فرشته ها آدما رو نگاه کنیم

 برای تنهاییشون گریه و دلسوزی کنیم

وقتی شب خورشید و از دروازه بیرون میکنه

 بیا رو مخمل شب خورشید و گلدوزی کنیم

 

اگه خوابم نباشه دق میکنم

اگه سرابم نباشه دق میکنم


Bilden “http://content.expressen.se/blog/70/17/38/mysecretmind/images/Sleeping-Angel-Perrault-L.jpg” kan inte visas, då den innehåller fel.
+ نوشته شده توسط nazanin در 2007/10/29 و ساعت 3:58 |
http://chapman.karlskrona.se/bilder/es-dans2003/dans5.jpg



http://chapman.karlskrona.se/bilder/es-dans2003/dans4.jpg
+ نوشته شده توسط nazanin در 2007/10/29 و ساعت 3:43 |
چگونه‌ مي‌توان‌ موفق‌ شد؟
ديگران‌ چگونه‌ به‌ موفقيت‌ در زندگي‌ دست‌ يافته‌اند؟
آيا مي‌توان‌ موفق‌ شد؟
آيا ....

سؤالات‌ متعدد و متنوعي‌ در اين‌ زمينه‌ ذهن‌ بسياري‌ از نوجوانان‌ و جوانان‌ را به‌ خود مشغول‌ ساخته‌ است‌. ولي‌ نكته‌ي‌ مهم‌ اينجاست‌ كه‌ آيا اين‌ سؤالات‌ و سؤالاتي‌ از اين‌ قبيل‌، واقعاً پاسخي‌ قانع‌كننده‌ دارند؟ من عقيده‌ دارم صد در صد.
عوامل‌ مختلفي‌ در موفقيت‌ يك‌ انسان‌ نقش‌ دارند، امّا نقش‌ اصلي‌ با خود انسان‌ است‌. و من معتقد هستم كه‌ عامل‌ اصلي‌ در هر موفقيت‌ و يا شكستي‌ خود فرد مي‌باشد.
در اين بخش فصل جديدي از موفقيت ورق خواهد خورد با موضوع موفقيت يعني ...


::: فصل اول - موفقيت‌ يعني‌ به‌ كارگيريي‌ استعدادها و توانايي‌ها

تا به‌ حال‌ براي‌ حد و حدود استعداد و قدرت‌ انسان‌ مطلبي‌ نوشته‌ نشده‌ و شايد از اين‌ به‌ بعد هم‌ نوشته‌ نشود، چرا كه‌ براي‌ توانايي‌هاي‌ انسان‌ حد و حدودي‌ متصور نيست‌ و بهترين‌ سند براي‌ اين‌ ادعا اين‌ است‌ كه‌ در وجود انسان‌ روح‌ خدايي‌ دميده‌ شده‌ و در نتيجه‌ مي‌توان‌ گفت‌ از سوي‌ خداوند متعال‌ در وجود انسان‌ها توانايي‌ها و استعدادهاي‌ نامحدود و بي‌مقداري‌، قرار داده‌ شده‌ است‌.
امّا سؤال‌ مهم‌ اين‌ است‌ چرا با اين‌ همه‌ توانايي‌ و استعداد باز هم‌ برخي‌ از جوانان‌ و نوجوانان‌ جمله‌ي‌ «نمي‌توانم‌ موفق‌ شوم‌» را به‌ كار مي‌گيرند. يا «نمي‌توانم‌ از عهده‌ي‌ چند كار انگشت‌ شمار برآيم‌» ، يا «نمي‌توانم‌ از اين‌ مانع‌ ناچيز عبور كنم‌» يا نمي‌توانم‌ از دست‌ فلان‌ عادت‌ ناچيز و بسيار جزئي‌ مانند ترك‌ عادت‌ سيگار و... كه‌ در برابر قدرت‌ انسان‌ كم‌ ارزش‌ هستند خلاص‌ شوم‌. يا فكر مي‌كنم‌ نتوانم‌ از فلان‌ آزمون‌ يا مصاحبه‌ موفق‌ بيرون‌ آيم‌ و ...

پاسخ‌ اين‌ سؤال‌ را بايد كساني‌ بدهند كه‌ آن‌ نمي‌توانم‌ها را به‌ كار مي‌گيرند. ولي‌ يك‌ جواب‌ كوچك‌ هم‌ من‌ مي‌دهم‌، آنها توانايي‌هاي‌ خودشان

::: فصل دوم - موفقيت يعني‌ هدفمند زندگي‌ كردن

برخي‌ها از ديد روان‌ شناسي‌، پيروزي‌ و موفقيت‌ را داشتن‌ هدف‌ مناسب‌ و رسيدن‌ به‌ آن‌ تعريف‌ مي‌كنند. البته‌ مي‌توان‌ اهداف‌ را از چندين‌ بعد طبقه‌بندي‌ نمود مثل‌ اهداف‌ مناسب‌، اهداف‌ خيالي‌، اهداف‌ بسيار بزرگ‌، اهداف‌ ناچيز و بسيار كوچك‌ و ... لازم‌ است‌ اين‌ نكته‌ را فراموش‌ نكنيد گاهاً بي ‌هدفي‌ بسيار شايسته‌تر از داشتن‌ اهداف‌ خيالي‌ و بسيار بزرگ‌ است‌. چون‌ در حالت‌ بي‌هدفي‌ هر چند پيروزي‌ نيست‌ ولي‌ اراده‌ و اعتماد به‌ نفس‌ و عزت‌ نفس‌ انسان‌ به‌ اندازه‌ موقعيتي‌ كه‌ در آن‌، اهداف‌ بسيار بزرگي‌ كه‌ شخص‌ ناتوان‌ در رسيدن‌ به‌ آن‌ است‌، آسيب‌ نمي‌بيند.

پس‌ سعي‌ كنيد اهداف‌ متناسب‌ با توان‌، استعداد، موقعيت‌، محدوديت‌ها و شرايط‌ زندگي‌تان‌ در نظر بگيريد و خود را در مسير رسيدن‌ به‌ آن‌ها قرار دهيد.

آدلر اهداف‌ را به‌ سه‌ دسته‌ تقسيم‌ مي‌كند كه‌ عبارتند از: اهداف‌ غائي‌، اهداف‌ مياني‌ و اهداف‌ فعلي‌ يا كوتاه‌ مدت‌.

انسان‌ موفق‌ آن‌ است‌ كه‌ براي‌ رسيدن‌ به‌ اهداف‌ خود از هر سه‌ استفاده‌ نمايد. براي‌ مثال‌ موفقيت‌ در كنكور و رسيدن‌ به‌ رشته‌ مورد دلخواه‌ در دانشگاه‌ يك‌ هدف‌ غائي‌ است‌ كه‌ فرد براي‌ رسيدن‌ به‌ آن‌، اهداف‌ ميان‌ مدتي‌ در نظر مي‌گيرد: مثلاً در آزمون‌هاي‌ آزمايشي‌ شركت‌ مي‌كند. برنامه‌هاي‌ سه‌ ماهه‌ يا چند ماهه‌ براي‌ خود تدوين‌ مي‌كند. در صورت‌ نياز از كلاس‌هاي‌ تقويتي‌ استفاده‌ مي‌كند.

در نهايت‌ براي‌ رسيدن‌ به‌ اهداف‌ ميان‌ مدت‌، لازم‌ است‌ اهداف‌ كوتاه‌ مدت‌ و آني‌ در نظر گرفته‌ شود. مانند مراجعه‌ به‌ مراكز مشاوره‌، ثبت‌ نام‌ در كنكور آزمايشي‌ و شركت‌ در آزمون‌هاي‌ آن‌ها، اجراي‌برنامه‌هاي‌روزانه‌ و هفتگي‌، شركت‌ در كلاس‌هاي‌ پيش‌دانشگاهي‌ و كلاس‌هاي‌ تقويتي‌ و مطالعه‌ دروس‌ آن‌ها، داشتن‌ برنامه‌ روزانه‌ و اجراي‌ آن‌.
بنابراين‌ با تدوين‌ اهداف‌ «كوتاه‌ مدت‌ و آني‌»، فرد مي‌تواند به‌ اهداف‌ ميان‌ مدت‌ دست‌ يافته‌ و بالاخره‌ بعد از دست‌ يافتن‌ به‌ «اهداف‌ مياني‌» او به‌ هدف‌ غائي‌ خود خواهد رسيد.


+ نوشته شده توسط nazanin در 2007/10/29 و ساعت 3:25 |



دفتر عشـــق كه بسته شـد
ديـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــدم
خونـم حـلال ولـي بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون
به پايه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
اونيكه عاشـق شده بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود
بد جوري تو كارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
براي فاتحه بهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
حالا بايد فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
تــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو
بـه نـام تـو سنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدم
غــرور لعنتي ميگفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
بازي عشـــــقو بلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
از تــــو گــــله نميكنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
از دســـت قــــلبم شاكيــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
چــرا گذشتـــم از خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم
چــــــــراغ ره تـاريكــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــيم
دوسـت ندارم چشماي مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن
فردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه
چه خوب ميشه تصميم تــــــــــــــــــــــــــــــــو
آخـر مـاجرا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه
دسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــــرزه
بزن تير خــــــــــــــــــلاص رو
ازاون كه عاشقــــت بود
بشنواين التماسرو

دوستت

دارم

************************




 
 
+ نوشته شده توسط nazanin در 2007/10/29 و ساعت 3:5 |
يه بلبلي بود يه روز تويه گلستون ناز
چه گلاي قشنگي،تو هر کدوم بود يه راز

هر گلي که مي ديدي يه بلبلي پيشش بود
هر بلبلي مي ديدي يه گلي هم کيشش بود

يه بلبلي بود اونجا نشسته بود يه گوشه
تنها توي گلستون بازم مثل هميشه

بلبله خوش صدا بود اما صداش غمي داشت
از اشکاشم ميشد ديد،تو دلش ماتمي داشت

صدايي اومد آهاي بلبلاي ديوونه
اون که گلي نداره واسه چي هي مي خونه

بلبله عاشق مي خوند،از غم دوري از گل
يه عمري دوري از گل سخته واسه يه بلبل

از بلبله پرسيدم اون گله خوشگل کجاست ؟
دستشو برد رو سينش با گريه گفت همينجاست

آي بلبله غزل خون گلت بگو چه رنگه ؟
با گريه گفت نديدم! اما خيلي قشنگه

گفتم چرا نمي ري که گلتو ببيني ؟
براش آواز بخوني روي شونش بشيني

گفت که گلم نمي خواد من بلبلش بمونم
ميگه نميشه . سخته مي خواد واسش نخونم

با بغض و گريه مي گفت گلم ميگه يه روزي
ازين همه محبت گر ميگيري مي سوزي

گفتم مي دونه اينجا به خاطرش مي خوني ؟
گل که زياده اينجا باز منتظر مي موني ؟

اشکاشو پاک کرد و گفت هزار سالم بگذره
عشق فردا به اون گل از امروزم بيشتره

گفتم ديوونه اي تو خنديد و گفت قشنگه ؟
گفتم چي ؟ گفت عشق من واسه گلم يه ننگه ؟

بلبل قصه حتي از گل نداشت نشوني
من اسمشو گذاشتم عاشق آسموني

پاکيه عشق بلبل ميون اون گلستون
انداخت منو به ياده فرهاد و کوه بيستون

خدا کنه بشنوه اون گله ناله هاشو
پاک کنه با گلبرگاش اشک تويه چشاشو

اگه گله قصه مون شعر منو مي خونه
بهش ميگم که قدره بلبلشو بدونه

بلبلاي غزل خون واسه گلا فراوون
اما همه نموندن بر سر عهد و پيمون


"بهار"
*************************


+ نوشته شده توسط nazanin در 2007/10/29 و ساعت 2:59 |

+ نوشته شده توسط nazanin در 2007/10/29 و ساعت 0:55 |
http://www.acis.ufl.edu/~ming/photos/valentine/roses.JPG
+ نوشته شده توسط nazanin در 2007/10/29 و ساعت 0:52 |

سلام!

سلام به همه دوستان خوب روز چهارشنبه......

كلاس عشق!به بزرگي و پاكي دلهاي شما!



***

هفت....
يعني:
سه و چهار....
سه:مثلث..... عالمي ميان ورا و مارورا
چهار:مربع....نمايش جسم....عناصر اربعه
هفت آسمان.......
هفت زمين.....
هفت شهر عشق.......
هفت مرحله عرفان......
هفت طواف به خانه ي خدا.....
هفت سنگ به شيطان رجيم........
هفت بار صفا و مروه......
هفت طبقه بهشت......
هفت طبقه جهنم.......
هفت گناه......
هفت حسن خداداد......
هفت آيه ي اول قرآن.....
هفت گاو نر.....هفت گاو چاق خواب حضرت يوسف.....هفت سال قحطي.....هفت سال پرباري....
هفت خوشه.....
هفت معجزه حضرت موسي.....
هفت روح پليد در انجيل.....:
هفت نوع غسل تعميد در كاتوليك....
هفت شادي....
هفت مرحله مكاشفات يوحنا.....
هفت عذاب....
هفت بلا....
هفت مُهر....
هفت فرشته ي مقرب در آيين زرتشت....
هفت پله در آرامگاه كوروش كبير....
هفت نقش در نقش رستم در بالاي آرامگاه داريوش....
هفت ستاره ي ويژه....
هفت ديوار حصار اكباتان.....
هفت طبقه در هر معبد بابل و آشور....
هفت خط جام شراب....
هفت علم....
هفت هنر.....
هفت نت موسيقي.....
هفت رنگ شكست نور....
هفت رنگ رنگين كمان.....
هفت عنصر پرتوزاي جدول مندليف.....
هفت حلقه المپيك.....
هفت خوان رستم......
هفت سين سفره ي آغاز بهار.....
و
هفت روز هفته!
و امروز....
چهارشنبه.....
روز زيارت امام هفتم....
***
و من.....
بهار....
طوطي كوچولوي دهكده دوستي،كه مي خواد جزء سي مرغ باشه تا در آينه ي ازلي تصوير سيمرغ رو ببينه.....
تا هفته ي پيش:
هفت چهارشنبه....
هفت سلام....
هفت جام جهان نما.....
هفت حرف دل....
هفت درد دل.....
و حالا .....
تا بعد....
تا هفت جام سبوي ديگر....
التماس دعا...
يا حق!
"بهار"



ممنون از صبوريتون.....ممنون از مهربونيتون......



+ نوشته شده توسط nazanin در 2007/10/26 و ساعت 2:42 |
سلام!

دوباره منم......بهار.....همون طوطي كوچولو!سبز و بهاري!امروز چهارشنبه س!يادتونه كه چهارشنبه ها چه خبره!؟حالتون خوبه؟!
ممنونم ازتون به خاطر حضورتون!از دريابانو هم مجددا به خاطر لطفشون در هفته ي گذشته متشكرم!

........
اين هفته از چي بگيم.....؟آهان!هفته ي پيش از زمين گفتيم و از تابستون و زمستونش!دوري و نزديكي!يا به قول عرفا......قرب و بعد!و اينكه قرب و بعد مهم نيست!مهم اينه كه رومون به سمت محبوبمون باشه!

اين بار ميريم كلاسمونو يه جاي دور برگزار ميكنيم......شايد هم نزديك!بين تموم حرفايي كه امروز ميخواستم بگم تصميم گرفتم.....اينو بگم:
.
.
.
.
بياين با هم يه سفر كوتاه كنيم به بچگي هامون!وقتي بچه بوديم چندتا شيشه شكستيم؟دختر و پسر نداره!چند تا از همسايه ها هميشه از دستمون شاكي بودن؟كاش به محله ي خودمون ختم ميشد!هفت تا محله از دستمون عاصي بود!وقتي شيشه اي رو ميشكونديم صاحبخونه ي عصباني ميومد و چندتا فحش چاروادري بهمون ميداد و كلي خط و نشون ميكشيد.دفعه ي اول انقدر التماس ميكرديمو گريه ميكرديم كه طرف راضي ميشد.دفعه هاي بعد بهمون ميگفت:برو بچه!اشك تمساح نريز!دست آخر توپ مونو پاره ميكرد!وقتي توپمون پاره ميشد،اين دنيامون بود كه رو سرمون خراب ميشد.
حالا كه بزرگ شديم پيشرفت كرديم.شيشه ي دلها رو ميشكونيم.بازم دختر و پسر نداره!صد رحمت به همون بچگي هامون.يه توپي بود كه براي بدست آوردن دوباره ش منت صاحبخونه رو بكشيم و گريه كنيم.ديگه حتي دوستي هامون و عاشقي كردن هامون قد همون توپ هم نيست!اين روزا دل ميشكونيم راست دماغمونو ميگيريم ميريم جلو!انگار نه انگار!
اگه اون موقع ها هفت تا محله از دستمون عاصي بود،حالا هفت شهر عشق مملكت دل آدما رو ميلرزونيم و ترك هايي از خودمون به جا ميذاريم كه اگه زمين با وجود اينكه لگدمال اهل زمينه بخواد نفرتش رو از ما، خالي كنه همچين زلزله اي بعيده بشه!!نگاه كن ببين ما كه يه روز خوراك كرماي همين باغچه ي كوچيك خونه هامون ميشيم چه كارها كه نميكنيم!؟
نازك انديشي ميگفت:بيا دنيامونو از شيشه بسازيم،اونوقت اگه بخوايم شيشه ي دلي رو بشكونيم........
اول بايد شيشه ي دنياي خودمونو بشكونيم!

٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭

نميدونستم اين قسمت حرفامو چه جوري بگم.يه طوطي با يه عالمه حرف.....!
بچه ها ميخوام راوي يه روايت باشم:
نيمه شب بود و خانه ي برترين مردمان زمان بيداري بانوي خانه را حس ميكرد.فرشتگان پاسدار و نگهبان سرا بودند و چشم بر لبان بانوي برتر عالم دوخته، بين زمين و آسمان در پرواز بودند.امام حسن(ع) از خواب بيدار شد و مادر را ديد كه در سجاده ي عصمت خود نشسته و دعا ميخواند....چونان شبهاي گذشته!به دعاي مادر گوش ميداد و متحير بود و دائم انديشه ي پرسشي در ذهنش جان ميگرفت.خاموش به نواي مادرش گوش سپرد.....مادر لحظه اي سكوت كرد.امام حسن(ع) پيش آمد و گفت:مادر!شما براي همه دعا كردين جز خودمان!چرا؟
بانوي ياس لبخندي زد و گفت:پسرم!اول همسايه!

......

يه نيگا كنيم به خودمون تو دهكده!يه دهكده با يه عالمه همولايتي!خونه هامون چسبيده به هم....ديوار به ديوار!نه از اين ديوارهاي سنگي و آجري!....نه!.....از جنس دل!.........قبول دارين همسايه ايم؟؟؟
بيايم حالا كه از فردا (به احتمال زياد) مهمون شهر خداييم......وقتي صداي اذان رو از گلدسته هاي شهرمون شنيديم كبوتر دلمونو بسپاريم به آستان حرم عشق حضرت دوست و ياد مردم دهكده مون باشيم!يادمون باشه به رسم بانوي مهرباني ها.................
اول همسايه!
نماز،روزه هاتون قبول!
التماس دعا!
يا حق!
بهار!
+ نوشته شده توسط nazanin در 2007/10/23 و ساعت 16:5 |

با گفتار و در قالب کلمات هرگز نمی توان حقیقت و عشق را شرح داد یا شنونده ای را سیراب کرد .آیا شما می توانید تنها با شرح باران درختی را سیراب کنید ؟


زمانی که صدای باد وباران را می شنوی هیچ واژه ای به تو منتقل نمی شود اما شگفتا که درآن لحظه تو احساس پر بودن می کنی .آسمان دانشش را بی هیچ واژه ای به درون تو می ریزد و این راز بزرگ زندگی و یگانه زبان گفت و گوست . به قول مرحوم سپهری :


کار مانیست شناسایی راز گل سرخ


کار ما شاید این است


میان گل نیلوفرو قرن


پی افسون گلسرخ شناور باشیم


ابتدا باید درافسون گل سرخ و در اسرار خلقت شناور شوی و آن گاه توهم همانند باد و باران به دیگران منتقل کنی .


بیایید با قلب خود زندگی کرده و با قلب خود بگوییم و بشنویم . محبت را بیاموزیم و دعا کنیم : قلبی که برای دوست داشتن نمی تپد بهتر است هرگز نتپید.

+ نوشته شده توسط nazanin در 2007/10/22 و ساعت 22:58 |
Bilden “http://www.e-kartki.sciagi.net/kartki/4.jpg” kan inte visas, då den innehåller fel.
+ نوشته شده توسط nazanin در 2007/10/22 و ساعت 22:11 |
به هیچ کس اعتماد نکن دخترک
به هیچ کس راز دل نگو دخترک
به هیچ کس نگو که دل بسته ام به تو
به هیچ کس نگو که عاشقش شدی
نه، نه ،نگو
نه، نه، به هیچ کس اعتماد نکن
به هیچ کس نگو که یک شبی کنار پنجره گریه کردی از خاطرش
به هیچ کس نگو که از دیدنش سرعت قلبت از ثانیه جلو می زند
به هیچ کس نگو که روزها گذشت و پیر شدی در انتظار دیدنش
به هیچ کس نگو به هر دری زدی برای باز دوباره دیدنش
به هیچ کس نگو حتی کسی که چتر شد زیر باران برای تو
به هیچ کس نگو حتی کسی که گفت عاشقت شده است
به هیچ کس نگو حتی کسی که نیمه شب برای تو شعر گفته است
به هیچ کس نگو حتی کسی که گفت از بی اعتناییت دلم شکسته است
شک نکن او روزی با تمام عشق رها می کند تو را
نه نه کسی به احساس پاک تو که مثل یک گل شکفته است توجهی نمی کند
آری گل تازه شگفته ات به دست عابران چیده می شود
یا که زیر پایشان مثل یک علف لهیده می شود
دیدی که گفتم به هیچ کس اعتماد نکن

+ نوشته شده توسط nazanin در 2007/10/22 و ساعت 22:6 |
Bilden “http://www.rossirovetti.com/ProdImages/No_9_Red_Hot_Roses_lg.jpg” kan inte visas, då den innehåller fel.
+ نوشته شده توسط nazanin در 2007/10/22 و ساعت 4:18 |
 

به وقت اذان است ،بر پنجره مشرف به خيابان نظر دارم ،كسي را مي جويد دل،ولي هيچش خبري نيست ،بي قرارم ،از خودم گله مند ،در دل احساس قريبي دارم البته با اين حس دير زمانيست قرينم و آن چيزي نيست به جز دلتنگي وفراق.
خورشيد ديگر بار بسته و جاي خود را به سياهي شب مي دهد ،همه پر شتاب بسوي مامن خود و من همچنان نظاره گر غروب خورشيد و در انتظار باز دميدن يگانه نقره فام آسمان. براي قرار خود به خواجه شيراز پناه ميبرم وبه نيت تنها وهم خود به خواجه شيراز داد خود را ميبرم.
در خرابات مغان نور خدا مي بينم
اين عجب بين كه چه نوري ز كجا مي بينم
جلوه بر من مفروش اي ملك الحاج كه تو
خانه مي بيني و من خانه خدا مي بينم
خواهم از زلف بتان نافه گشايي كردن
فكر دور است همانا كه خطا مي بينم
سوز دل ،اشك روان ،آه سحر ناله شب
اين همه از نظر لطف شما مي بينم
هر دم از روي تو نقشي زندم راه خيال
با كه گويم كه در ين پرده چه ها مي بينم
كس نديده ست زمشك ختن و نافه چين
آنچه من هر سحر از باد صبا مي بينم
دوستان عيب نظر بازي حافظ مكنيد
كه من اورا از محبان شما مي بينم

نمي دانم ،گيج و منگ شده ام، چه كسي و يا چه چيزي را بايد باور كنم ؟ علاقه خودرا؟ ممانعت شما را؟ سوزش درون؟ خواجه شيراز؟ بازي دل را؟ به خدا قسم كه گنگ گشته ام. به قول شاعر:
نمی دونم که تو رو نفرین کنم یا این دلم
نمی دونم که تو حل مشکلی ، یا مشکلم
با تو عاشقانه بودم ، پس چرا
حسرت یه روز عشق موند به دلم
نشسته ام پاي سنگ صبورم و در حال نوشتن هستم، به نظر شما چقدر اين مي تونه فيلم من باشه ؟ و سئوالهاي متعددي كه در ذهنم مسلسل وار طرح ميشود،كه انچه را كه وجود دارد و شما مي بيني و حتي طراوت و لطافت آنرا حس كرده اي باور نداري و وجدان و زرنگي خود را به حرفهايي بي ربط ارضا كرده ايي.
يگانه ،نقره فام در آسمان باريك و زيبا جلوه نمايي مي كند و من در فكر گذران اين شب سخت كه چگونه آنرا به صبح پيوند زنم، گويا رستاخيز را هر شب و روز بايد به نظاره باشم به بهاي تمام دوست داشتنم.
مهربانم،
نامت بلنداي انس و الفت را معنا دارد و رفتارت بايسته بر نامت نيست كه تو منيري و معصوم اما خاموشي و ساكت ،كه تو مهربان من هستي و نيستي به وقت نياز مهربانم ، اصلا من نميدانم مهرباني به چه رنگ است و به چه طعم ، نميدانم مهرباني در كجا يافت مي شود؟ در دل است يا در كف؟ در وصل است يا كه هجر؟ اهل كدامين ولايت است ؟همزبان است يا كه هم دل ؟ هم كيش است يا كه بي مذهب؟ در كجا مي توان لختي بر او به نظاره نشست؟ به خدا كه نمي دانم.
اما به نظرم مي آيد مهرباني با انتظار عجين شده و با حسرت هم كيش، در دل نيست كه در كف نيز نيست مامنش بر قاف سرگشتگي است. نه در وصل است نه در هجر كه در برزخ است ،نه هم زبان است نه هم دل، سوز است ،سوزي سوزان از شرر دوست همي داشتن.و تنها در دل مي توان لختي او را به نظاره نشست ،مزه و طعمش گس و تلخ است به مانند شنيدن صداي شكستن غرور. خدايا اينها كه همان معني عشق است !!!! نميدانم عشق يعني مهربان يا كه مهربان يعني عشق اما هر كدام كه باشد هجر است وتلخي كام .
مهربانم ،
اي كاش اكنون در برم بودي و مي ديدي كه در تنهايي خود بر دلي عاشق گشته ام كه ذره ايي بر من عاشق نيست و بر كسي مي ميرم كه تب را نا آشناست و بر قبري مي گريم كه در خود مرحومي را ندارد ، اما آنقدر مردن را تمرين مي كنم و در اين امر ممارست را نيز توشه راه خود كرده تا شايد روزي خود بر قبر خود گريستن را معنا دهم.
مهربانم ،
آنقدر گفته نا گفته در دل دارم كه بسان كوهي از اندوه و خواهشهاي بي ثمر بر اين مركز حب و بغض سنگيني مي كند و نيست گويا دستي كه از روي معناي مهرباني التيامي بر اين زخمها باشد وچه تعجب آور است چرخه روزگار وگذر ايام.
بر دلي يار شوي مونس و غمخوار شوي
وانگه بر دلت بار شود يار دگر يارشود
+ نوشته شده توسط nazanin در 2007/10/22 و ساعت 4:15 |
Bilden “http://www.brookehouse.net/Fresh%20Cut%20Flowers/Roses/Dallas.jpg” kan inte visas, då den innehåller fel.
+ نوشته شده توسط nazanin در 2007/10/22 و ساعت 4:9 |
سلام!
سلام به اونايي كه شادن......
سلام به اونايي كه غمگينن......اما قراره با خوندن اين پيام شاد شن!
من بهار.....
به همه چه شاد و چه غمگين ميگم:
سلاااااااااااااااام!

امروز طوطي كوچولوي دهكده ميخواد از چيزي بگه كه اگه به كسي بدي فقير نميشي ولي اوني كه ازت ميگيره رو ثروتمند ميكني!من ميخوام از لبخند....از شادي و از نشاط بگم!
من نميخوام بگم وقتي ميخندي چند تا استخون صورتت مي جنبه......چقدر اكسيژن وارد ريه ت ميشه.....چند ديقه به عمرت اضافه ميشه....چون همه ميدونيم......"خنده بر هر درد بي درمان دواست!"
من ميخوام يه چيز ديگه بگم......مثه خود فصل بهار يه چيز ديگه.....يه حرف تازه!
****
يكي صورتش ميخنده با اينكه دلش غمگينه.......يكي صورتش غمگينه و دلش شاده.....يكي هم صورتش دنياي غمه هم دلش پر از غمه!
اين وسط اوني كه با دل پر از غم هنوز يه لبخند ساده رو لباشه،بخشنده تره!هر چند ديدن خنده ش دردناك تره!

همه مون تا وقتي بچه بوديم ساده تر و واقعي تر مي خنديديم.مي تونستيم از ته دل بخنديم چون سر و ته دلمون اسير غصه نبود!دنيامون كوچيك بود و دلمون آزاد!رها ميكرديم صداي خنده هامونو بين هياهوهاي كودكيمون!
اين روزا وقتي ميخنديم.....يواش ميخنديم....چون انگاري باورمون شده غم و شادي دو تا همسايه ي ديوار به ديوار هستن كه اگه بلند بخنديم غم بيدار ميشه!
قبول دارم بين غم و شادي فاصله اي به باريكيه يه تار موست اما بيايم براي اولين بار اين فاصله رو زياد كنيم!

پيامبر مهرباني ها كه لبخند از لبانش محو نميشد،فرموده:
"محبوب ترين اعمال نزد خداوند شادي در دل مومن وارد كردن است"

قرار نيست ما دلقك باشيم،قرار نيست پامونو از گليم مون درازتر كنيم . ديگران رو به خاطر نقصهايي كه دارن دستاويز خنده هامون بكنيم!
خيلي وقتا فقط يه نگاه مهربون براي كسي كه از تموم دنيا بريده،يه دست بخشنده براي كسي كه تمام دنيا دستش رو بسته،يه كلام ساده براي كسي كه از زمونه حرف زياد شنيده،كافيه تا شاد بشه....تا يه لبخند ساده رو لبش بنشينه!
من نميدونم تويي كه داري اين پيام رو ميخوني چه جوري شاد ميشي:با يه لطيفه،با يه داستان خنده دار يا راه ديگه ......ولي اينو ميدونم كه تو بايد خودت بخواي شاد باشي......اين همه sms،جوك و قصه و فيلم خنده دار تا يه دل خوش و شاد نداشته باشي،به سرعت شادت مي كنن و به سرعت غم رو دوباره راهيه خونه ي دلت ميكنن!
براي اينكه شاد باشي بايد يه دل عاشق داشته باشي.......يه عشق واقعيه واقعي!
تنها غم دل عاشق فراقه....نه غم نون داره....نه غم آب.....نه غم مال داره نه..... غم آمال بي پايان!
****
ميخوام يه حرفي رو درگوشي و يواشكي به اونايي كه شكر خدا دلشون يه جايي گيره،بزنم!
هر كي وقتي به آرزوش هر چي كه هست.....هر كي كه هست ميرسه شاد ميشه!
آدماي آسموني......وقتي عارفانه به خدا ميرسن......وقتي اين همه فاصله رو پشت سر ميذارن .....وقتي همه پرده هاي حجاب رو پاره مي كنن و خدا رو با چشم دلشون ميبينن.....از وجد و نشاط سماع عاشقونه اي با معشوقشون دارن!
چه شادي بالاتر از وصال........آن هم وصال حضرت دوست!
"خنده و گريه ي عشاق ز جاي دگر است......"(حافظ شيرازي)

دوست دارم وقتي ميميرم،آخرين تصويري كه ازم تو ذهن مردم نقش ميبنده،تصوير بهاري باشه كه روي لباش شكوفه ي لبخند نشسته!

دلتون شاد و لبتون خندون!

يا حق!

"بهار"

+ نوشته شده توسط nazanin در 2007/10/22 و ساعت 4:1 |


Powered By
BLOGFA.COM


f="http://persianweblog.ir/topblogs/zanan.aspx"> محبوب ترین وبلاگ های زنان ارسال به 100 درجه کلوب دات کام